چرایی تبلیغ دین و راهکارها ۱۳۹۸/۰۹/۱۵ - ۲۳۲ بازدید

انسان دیندار چرا فقط از دین خود دفاع می کند؟

«دین»، کانون جوشش معرفت و شناخت است. شناخت نسبت به این جهان، شناخت نسبت به انسان، نسبت به مسؤولیت، شناخت نسبت به مسیر، راه و هدف، که مجموعه ى این معرفت ها، اساس دین را تشکیل مى دهد.
به طور کلّى «دین»، انسان را محور جهان مى داند و جهان را مجموعه و مظهرى از قدرت و رحمت الهى دانسته و در بناى جهان و مهندسى عظیم عالم وجود، دست قدرت خدا را مؤثر و همه کاره مى داند.
طبیعت دین(اسلام)، بسان یک میدان مغناطیسى طبیعتى پر جاذبه است و دل هایى را که آلوده به غرض ورزی و کینه توزى نباشد به سمت خود جلب مى کند. محیط ما بخصوص دانشگاه محل برخورد افکار، اندیشه ها و دیدگاه هاى متنوع و گاهى متضاد است، نمى توان در فضایى که بی دینها با دروغگویی و فریب دادن مردم برای خود جاذبه کاذب به خورد افکار عمومی داده اند ؛ ساکت ماند و شیرینیها و جاذبه های حقیقی دین را مخفی نمود. چون تظاهر به دینداری هم در حقیقت نوعی تبلیغ است . جوانان و دانشجویان انتخابگر و در حال تغییر را نباید در معرض یکطرفه تبلیغ ضد دینی به حال خویش رها کرد، چرا که ایمان در قلب و دل یک جوان جویاى علم، بسان یک نهال نورسى است که از بدو تولد باید در دو عرصه درگیر باشد.
هم باید براى تحکیم و تعمیق ریشه هایش در خاک و کسب غذاهاى مورد نیاز خویش فعالیت کند و هم باید با موانع و آفات کمرشکن بجنگد، یک دانشجو هم باید نیازهاى مادى و معنوى و غذاهاى متناسب علمى و دینى را فراهم کرده و هم باید با راهزنان عرصه اندیشه و تفکر بستیزد. برای آگاهی : راه کارهاى کلى و جزیى براى جذب دانشجویان به سمت فعالیت هاى دینى.
الف) راه کارهاى کلى: کسانى که در صدد جذب جوانان و دانشجویان به سمت دین هستند باید داراى این ویژگى هاى کلى باشند:
۱ـ شناخت پیام (دین): افرادى که در صدد جذب دانشجویان به سمت امور دینى هستند باید خودشان عارف و عالم به دین و احکام نورانى آن باشند (گر چه شناخت اجمالى داشته باشند).
۲ـ جاذبه ى پیام دهندگان: آنان که در صدد جذب دیگران به سمت و سوى دین هستند باید اولاً خودشان مجذوب دین بوده و به احکام نورانى دین در عمل عشق بورزند.
ثانیاً اعمال و رفتار آنان آمیخته با ارزش هاى دینى بوده و با اخلاق اسلامى، درهاى بسته ى دل هاى جوانان را تسخیر نمایند. چرا که ایمان امر قلبى است و قلب، تسلیم میل و خواست دیگران نمى شود، مگر این که خودش بخواهد. البته با اسلحه ى محبت و عشق دینى مى توان دل هاى زیادى را شکار کرده و با حوزه ى دین آشنا کرد.
۳ـ شناخت پیام گیرندگان: پیام و پیام دهندگان هر چه باشند و هر که باشند، به پیروى مطلوب نمى رسند، مگر این که مخاطب شناس باشند، یعنى باید ویژگى هاى پیام گیرندگان و سلیقه هاى گوناگون آنان را به خوبى بشناسند، چرا که بعضى از افراد و دانشجویان با اسلحه ى محبت و برخى با اسلحه ى علم و هنر و گروهى دیگر با حربه هاى متنوع دیگر به پیام هاى دینى تمکین کرده و بدان متمایل مى شوند. پس شناخت مخاطب و پیام گیرنده علاوه بر اهمیت اصل پیام و نیز پیام دهندگان، نقش بسیار مهمى در ترویج و تبلیغ از دین دارد. ب) برخى راه کارهاى جزیى: براى جذب جوانان و دانشجویان نسبت به امور دینى:
۱ـ تقویت آرمان گرایى دینى در بین دانشجویان.
۲ـ تبیین رابطه ى دین و دنیا، علم و دین، دین و سیاست.
۳ـ تبیین جایگاه و نقش دین و تاریخ ادیان به منظور پیشگیرى و مصونیت سازى در مقابل تهاجم اندیشه هاى گمراه کننده.
۴ـ برانگیختن حس مذهبى دانشجویان در جهت تعمیق باورهاى دینى ایشان.
۵ـ شبهه شناسى و پاسخ گویى به شبهات دینى، فرهنگى و اجتماعى دانشجویان.
۶ـ الگوسازى از زندگى فردى و اجتماعى شخصیت هاى برجسته دینى در قالب فیلم و سریال.
۷ـ تشکیل گروه هاى کوچک مطالعاتى و متنوع از دانشجویان و ایجاد رقابت سازنده بین آنان در امر شناخت دین و فرایند علمى آن.
۸ـ تقویت تعامل علمى و دینى بین دانشجویان در رشته هاى مختلف علمى و ایجاد همکارى بیشتر بین آنان در زمینه پروسه هاى علمى و پژوهشى.
۹ـ استفاده از اساتید قوى از رشته هاى مختلف علمى در زمینه هاى علمى، دینى و اخلاقى براى رفع مشکلات دانشجویان در مسایل یاد شده.
۱۰ـ بهره گیرى از عالمان و سخنوران مورد علاقه ى جوانان و دانشجویان در امور دینى.
۱۱ـ تشکیل انجمن هاى فرهنگى و تفریحى جهت انجام سفرهاى فرهنگى و تفریحى با رعایت موازین شرع و عرف.
۱۲ـ تشویق دانشجویان ممتاز و متهد و رسیدگى به مشکلات مادى و معنوى آنان.
۱۳ـ شناسایى، جذب و تشویق اساتید فرهیخته، با اخلاق و داراى روحیه و نشاط بالا جهت تدریس در درس هاى مربوط به دین (اساتید گروه معارف).
۱۴ـ شناسایى و تشویق مدیران و کارمندان علاقمند به مسائل دینى و همکارى با آنان در ایجاد فضاى معنوى در دانشگاه ها و مبارزه معقول و هدفمند (بدون ایجاد کمترین نقش) با کارگزاران غیر مسؤول و بى انگیزه در دانشگاه ها.
بدیهى است که دست یابى به اهداف پیش گفته، مشروط به همکارى و مساعدت تصمیم گیرندگان در سطوح مختلف فرهنگى، تربیتى و آموزشى مى باشد و به شدت به همکارى و خواست مدیریتى آنان بستگى دارد.
به امید روزى که اختلاف سلیقه ها و زبان ها به هم زبانى و با عنایت و لطف خدا، هر دوى آن ها به کانون آرام بخش و رشدآفرین هم دلى نایل شوند. نکته پایانی: قرآن می فرماید: در دین اکراه و اجباری نیست. دین امری قلبی می باشد و حوزه امور قلبی خارج از حکومت زور و اکراه و اجبار است یعنی نمی توان با اجبار پذیرشی را به قلب وارد کرد و قلب را وادار به پذیرش کرد نمی توان با زور زشتی را زیبا و ناحقی را حق جلوه داد فرامین دینی هم دو دسته هستند دسته ای از امور قلبی هستند مانند نماز و روزه که هرگز نمی توان به اجبار کسی را با آنان وادار کرد و ماهیتاً قابل تحمیل نیستند مثلاً اگر کسی را به زور وادار به نماز کنیم کافی است که نیت نکند و آن نماز قهراً باطل است. ولی دسته ای از احکام مانند حجاب چه راضی باشد و چه نباشد را می توان تحمیل کرد. و هویتاً قابل تحمیل است اگر چه از نظر اعتقادی و اخلاقی تحمیل مطلوب نیست. اجبار کردن تا آنجایی که به حوزه شخصی منتهی می شود یک مسئله است و آنجائیکه با حقوق اجتماعی و فردی دیگران معارض می شود امری دیگر است و باید بین این دو مرحله تفکیک قائل شد.اصل اختیار، حقیقتی ملموس در وجود بشر است که هر فردی آن را در وجود خود می یابد و خود را مختار در انتخاب مسیرهای مختلف و برگزیدن گزینه های گوناگون می یابد؛ یکی از این انتخاب ها انتخاب دین و شیوه زندگی و تعیین عقیده و تفکر صحیح و مقبول از جانب هر فردی است که اسلام کاملا این حق را به رسمیت شناخته است.از نظر جهان بینی اسلامی همه انسان‌ها از آزادی، اختیار و قدرت بر تصمیم گیری برخوردارند. خودشان سرنوشت خویش را رقم می‌زنند؛ اسلام از راه‌های گوناگون می‌کوشد اندیشه بشر را از اسارت باطل برهاند. آدمی با دید باز و وسعت نظر بیاندیشد و داوری کند. دین و آیین حق را برگزیند. بر همین اساس اسلام به شدت مدافع تحقیق و بررسی و استدلال عقلی در مسیر یافتن حقیقت است؛ این سخن قرآن است که می فرماید:«به بندگانی مژده باد که همه سخنان را می‌شنوند و بهترین را برمی گزینند.» (۲)
بالاتر از این، اسلام اساس تقلید از دین آبا و اجدادی را محکوم می کند. مسلم است این تقلید مذموم در خصوص فردی است که به سن رشد و قدرت درک عقلی لازم رسیده است:«و چون به ایشان گفته شود که از آن چه از سوی خدا فرود آمده است، پیروی کنید، گویند: نه، به همان راهی می‌رویم که پدران ما می‌رفتند. حتی اگر پدران شان بی خرد و گمراه بوده­اند!». (۳)
==========
۲. زمر (۳۹) آیه ۱۸.
۳. مائده(۵) آیه ۱۰۴.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.