چرا امام حسین وارد کوفه نشد وبه کربلا رفت؟ ۱۳۹۷/۰۸/۲۰ - ۱۵۲۲۸ بازدید

با توجه به نقشه کشور عراق و عربستان اگر امام حسین علیه السلام از مکه به سمت کربلا حرکت کرده باشد باید ابتدا به کوفه می رسیده پس چرا ایشان به کوفه نرسیدند و وارد کربلا شدند؟

امام حسین ـ علیه السلام ـ به دنبال استقبال عظیم مردم کوفه پسر عمویش (مسلم بن عقیل) را برای سامان دادن اوضاع کوفه روانه عراق کرد و خود پس از چندی در روز سه شنبه نهم ذیحجه سال (نهم یا هشتم) از مکه خارج شد.[1] زمانی که خبر حرکت امام به یزید رسید نامه‌ای به ابن زیاد نوشت و با آگاه کردن وی از این دشواری که برای کوفه پیش خواهد آمد دستور داد که شهر را به شدت کنترل نماید. ابن زیاد به دستور یزید، مسلم بن عقیل را دستگیر و به شهادت رساند، خبر شهادت مسلم و هانی مهم‌ترین خبر ناگوار از وضعیت کوفه بود که به امام رسید. اما حضرت هنوز به نامه‌ها و دعوت‌ها و بیعت‌های کوفیان امیدوار بود زیرا شیعیان زیادی در این شهر بودند و امید آن بود که امام را یاری کنند.امام حسین ـ علیه السلام ـ هم‌چنان به حرکت خود به مقصد کوفه ادامه داد تا اینکه به سپاه حربن یزید ریاحی که به قصد کنترل منطقه و مانع حرکت امام به سمت کوفه بود مواجه شد وقتی سپاه حر به امام رسید حضرت که امید به حمایت کوفیان داشت از حر پرسید که به کمک آنان آمده یا بر ضدّ آنهاست. حر گفت: بر ضدّ شما.[2] پس از آن بود که امام دربارة دعوت کوفیان و نامه‌های آنان سخن گفت و اینکه اگر مردم از دعوت خود برگشته‌اند حاضر است از راهی که آمده برگردد حر پاسخ داد:‌که وی از نامه‌ها بی‌خبر است و مأموریت دارد که وی را به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببرد حضرت حاضر به حرکت به سمت کوفه نشدند و به جِدّ قصد بازگشت کردند و به طرف حجاز به راه افتادند.[3]صحبت از بازگشت یکی از اساسی‌ترین نکاتی است که امام از این پس تا زمانی که فرصت طرح آن را دارد بیان می‌کند. پس از رسیدن دشمن و حرکت به سمت کربلا امام بارها در سخنرانی‌های خود در هر فرصت روی نامه‌های اهل کوفه تکیه دارد به علاوه دربارة ماهیت حکومت اموی سخن می‌گوید و امامت را از آن خود می‌داند و پس از آن می‌فرماید اگر ما را نمی‌خواهید و حق ما را نمی‌شناسید از همین جا باز می‌گردم.[4] دو سپاه امام و حر بن یزید ریاحی در عرض هم در حال حرکت بودند و حر مراقب امام بود تا به حجاز باز نگردد. در این مسیر بود که امام می‌کوشید تا از کوفه دور شود و به سمت بادیه حرکت کند اما حر ممانعت می‌کرد تا به کربلا رسیدند. عبیدالله بن زیاد برای مجبور کردن امام به بیعت با یزید یا جنگ کردن با وی عمر بن سعد را با سپاهی روانه کربلا کرد. گفتگوهای چندی میان امام حسین ـ علیه السلام ـ و عمر بن سعد در روزهای حضورش در کربلا صورت گرفت که همه روی مسأله بازگشت تکیه داشت و بر آن بود که وضعیت به گونه‌ای درآید که بتواند از حیطة قدرت ابن زیاد خارج شود.
در منابع دربارة محل پیشنهادی امام برای بازگشت مطالب مختلفی آمده است تقریباً در همه منابع کهن این خبر آمده است که یا اجازه دهید به جایی که از آنجا آمده‌ام بازگردم یا یا آنکه به یکی از مناطق مرزی دنیای اسلام بروم.[5] بلاذری این خبر را هم آورده است که او فقط درخواست بازگشت به مدینه را داشت.[6]
پس نتیجه می‌گیریم که امام بعد از بیعت شکستن مردم کوفه قصد بازگشت را داشت و این حاکمان جور بودند که مانع حرکت امام شدند و امام به سمت کربلا حرکت کردند و در آنجا چادر به پا کردند و دشمنان آنجا امام را به شهادت رساندند.
برگرفته از پایگاه جامع عاشورا
پی‌نوشت:
[1] . بلاذری، ‌انساب الاشراف، تصحیح محمدباقر محمودی، بیروت، 1379، ج3، ص160.
[2] . ابن اعثم کوفی، الفتوح، ‌بیروت، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیه، ج 5، ص 136 ـ 138.
[3] . دنیوری، اخبار الطوال، تصحیح عبد المنعم احمد، قم،‌ افشار، چاپ 1960، ص247.
[4] . تاریخ طبری،‌ بیروت، ‌مؤسسه اعلمی، ج 5، ص 402.
[5] . انساب الاشراف، بلاذری، ج 3، ص 225، و تاریخ طبری، ج 5، ص 389.
[6] . همان،‌ج 3، ص 182.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. سیره پیشوایان، مهدی پیشوای.
2. تأملی در نهضت عاشورا، رسول جعفریان.
3. انساب الاشراف، بلاذری.
4. حماسه حسینی، شهید مطهری.

نظرات

میهمان
سلام. متن بنظرم ایرادات زیاد دارد. این جمله "پس نتیجه می‌گیریم که امام بعد از بیعت شکستن مردم کوفه قصد بازگشت را داشت." اشتباه هست. اول اینکه اما قبل از حرکت از بی وفایی کوفیان مطلع بودند و همه (محمد حنفیه و عبدالله عمر و ...) به امام گفته بودند، قطعا وقتی اونا می دونند امام بسیار بهتر می داند. دوم اینکه امام بعد از شهادت مسلم تغییر مسیر ندادند و فرمودند "مسلم به وظیفه اش عمل کرد و الان نوبت ماست". سوم اینکه حرکت امام و عدم بیعت قبل از نامه کوفیان بود. به این دلایل میشه نتیجه گرفت درخواست امام مبنی بر بازگشت بیشتر جهت اتمام حجت با اونها بوده است
پرسمان
سلام علیکم، این‌ هم یک تحلیل است، تاریخ تحلیلی همین است که با کنار هم قرار دادن گزاره‌های تاریخی نتیجه‌ای که فکر میکنی درست است اخذ کنی.
میهمان
چطور همچین چیزی ممکن است؟ کربلا ۷۵ کیلومتر از کوفه شمالی تر است نسبت به مکه، پس امام حسین قبل از کربلا به کوفه رسیده و از کنار آن رد شده، اونم ۷۵ کیلومتر... اگه قصد بازگشت داشتند پس چرا راهی که امده بود را باید برمیگشت. چرا از کوفه دورتر میشد؟ چطور با عقل جور در میاد؟؟ مثل اینکه یه نفر بخواد از تهران بره قم بعد بره اراک‌ اتراق کنه بعد برگرده قم... میشه همچین چیزی؟؟
پرسمان
سلام علیکم، ضمن تشکر از اشکال شما، در ابتدا لازم به ذکر است که ۱ ـ سوال با شبهه تفاوت هایی دارد که یک نمونه آن این است که سوال برای روشنگری است ولی شبهه برای ایجاد شک و تردید است. بنابراین به نظر می رسد که متن سوال شما به شبهه بیشتر نزدیک است تا سوال. ۲ ـ برای هر سوالی مقدماتی لازم است از جمله مطالعه کافی، کسی که در تاریخ کربلا مطالعه کافی داشته باشد نسب به این شبهات بسیار آگاهانه تر برخورد خواهد کرد.
متن جواب:
امام حسین ـ علیه السلام ـ پس از خروج از مدینه و به دعوت کوفیان، هم‌چنان به حرکت خود به مقصد کوفه ادامه داد تا اینکه به سپاه حربن یزید ریاحی(فرستاده لشکر ابن زیاد) که به قصد کنترل منطقه و مانع حرکت امام به سمت کوفه بود مواجه شد [ابن اعثم کوفی، الفتوح، ‌بیروت، حیدرآباد، دائرة المعارف العثمانیه، ج ۵، ص ۱۳۶ ـ ۱۳۸.] پس از آن بود که امام دربارة دعوت کوفیان و نامه‌های آنان سخن گفت و اینکه اگر مردم از دعوت خود برگشته‌اند حاضر است از راهی که آمده برگردد حر پاسخ داد:‌که وی از نامه‌ها بی‌خبر است و مأموریت دارد که وی را به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد ببرد. بنابراین حضرت حاضر به حرکت به سمت کوفه نشدند و به جِدّ قصد بازگشت کردند و به طرف حجاز به راه افتادند.[دنیوری، اخبار الطوال، تصحیح عبد المنعم احمد، قم،‌ افشار، چاپ ۱۹۶۰، ص۲۴۷] لکن سپاه حر بن یزید ریاحی از رفتن امام به سمت کوفه و حجاز ممانعت کرده و امام به اجبار به سمت بیابانهای سمت چپ کوفه که به کربلا منتهی می شد رفتند.[تاریخ طبری،‌ بیروت، ‌مؤسسه اعلمی، ج ۵، ص ۴۰۲.] دو سپاه امام و حر بن یزید ریاحی در عرض هم در حال حرکت بودند و حر مراقب امام بود تا به حجاز باز نگردد. در این مسیر بود که امام می‌کوشید تا از کوفه دور شود و به سمت بادیه حرکت کند اما حر ممانعت می‌کرد تا این که به کربلا رسیدند.
در منابع دربارة محل پیشنهادی امام برای بازگشت مطالب مختلفی آمده است تقریباً در همه منابع کهن این خبر آمده است که یا اجازه دهید به جایی که از آنجا آمده‌ام بازگردم یا یا آنکه به یکی از مناطق مرزی دنیای اسلام بروم.[انساب الاشراف، بلاذری، ج ۳، ص ۲۲۵، و تاریخ طبری، ج ۵، ص ۳۸۹.] بنابراین شکی نیست که امام(ع) به‌اجبار تغییر مسیر به سمت کربلا داده است؛ زیرا لشکر عبیدالله‌بن‌زیاد به فرماندهی حربن‌یزید ریاحی دائما مسیر حرکت امام حسین (ع) را تغییر می‌داد. به‌عنوان نمونه به دو مورد اشاره می‌کنیم.
الف. امام حسین (ع) رهسپار شد تا به منزل «شراف» رسید؛ چون سحرگاه شد همچنان به جوانان دستور داد آب بسیار بردارند، سپس به راه افتاد و تا نیمۀ روز راه رفت، ... امام حسین (ع) فرمود: «ما در اینجا پناهگاهی نداریم که بدان پناه بریم و آن را در پشت سر قرار دهیم و از یکرو با این لشکر روبرو شویم.» ما (اصحاب) به او گفتیم: «چرا این منزل ذو حسم است که در سمت چپ شما است، اگر بدان جا پیشى گیرید آنجا چنان است که شما می‌خواهید.» پس آن حضرت سمت چپ راه را گرفت، ما نیز با او بدان سو رفتیم. چیزى نگذشت که گردن‌هاى اسبان پیدا شد (منظور سپاه دشمن) و چون نیک نگریستیم از راه به یک‌سو شدیم و چونکه‌ دیدند ما راه را کج کردیم، آنان نیز راه خود را به‌سوی ما کج کردند... .(بدین معنا که همه جا دنبال ما بودند و راه ما را تغییر می دادند)
ب. ... سپس امام (ع) به یاران خود فرمود: «برخیزید و سوار شوید.» آنان سوار شدند و منتظر ماندند تا بانوان هم سوار شدند؛ چون سوار شدند دستور حرکت فرمود. همین‌که خواستند راه بیفتند و برگردند، سپاه حر مانع حرکت ایشان شدند. امام حسین (ع) به حر فرمودند: «چه مى‌ خواهید؟» گفت: «مى‌ خواهم تو را پیش امیر عبیدالله‌بن‌زیاد ببرم.» امام (ع) فرمود: «در این صورت به خدا سوگند از تو پیروى نخواهم کرد.» و این سخن سه بار میان ایشان رد و بدل شد. چون سخن به درازا کشیده شد، حر گفت: «من مأمور جنگ کردن با شما نیستم، بلکه مأمورم از شما جدا نشوم تا شما را به کوفه ببرم. اکنون‌که از پذیرفتن این موضوع خوددارى مى‌ کنی راهى را انتخاب کن که نه به کوفه برسد نه به مدینه و این مورد اتفاق من و شما قرار گیرد تا براى امیر عبیدالله نامه بنویسم. شاید خداوند کارى پیش آورد که براى من در آن عافیت باشد و گرفتار جنگ با شما نشوم. این راه را بگیر و به سمت چپ راه عذیب و قادسیه(کربلا) برو.» امام حسین (ع) حرکت کرد. حر هم با یاران خود از کنار ایشان حرکت مى‌ کرد. بنابراین نتیجه می‌گیریم که اولا امام مستقیماً به سمت کوفه در حرکت بود که ناگهان با برخورد به سپاه حربن یزید ریاحی از رفتن به کوفه منع شد و سپس اجباراً به سمت کربلا حرکت کرد. و ثانیاً تا رسیدن به سرزمین کربلا هم سپاه حر بن یزید ریاحی در کنارش بود و امام مجبور بود به سمت بیابانهای عراق (کربلا) حرکت کند تا سرانجام در همانجا به شهادت رسیدند. برای مطالعه و درک بهتر به فایل ضمیمه (نقشه حرکت امام حسین به کربلا) (خصوصاً منزلگاه شراف) مراجعه نمایید و در صورت نیاز برای دانلود نقشه به آدرس ذیل مراجعه فرمایید.
https://www.yjc.ir/fa/news/۴۶۲۸۳۰۳

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.