چرا در قرآن امر به نماز با تعبیر « اقیموا الصلوه»( نماز را به پا دارید) آمده است نه تعبیر نماز را بخوانید؟ ۱۳۹۰/۴/۱۳ - ۵۲ بازدید

خواندن نماز معادل با کلمه قرائت در عربی است و از آن جهت که یک قسمت از نماز عبارت از: خواندن و تلفظ کردن حمد و سوره و اذکار است روی این جهت کسی که این اعمال را انجام دهد و این الفاظ را بر زبان جاری کند می گویند نماز را خواند. اما در قرآن و روایات همه جا سخن از اقامه است که معادل فارسی آن برپا داشتن است. مثلا وقتی بنا ستونی را بالا می برد می گویند اقامه یعنی آن را بر پا داشت و همانگونه که در تفسیر تسنیم دانشمند بزرگوار آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۱۶۵ آمده است «اقامه نماز غیر از خواندن آن است. خواندن نماز و تداوم بر آن عملی است واجب و در قرآن کریم از اوصاف مؤمنان شمرده شده است.
خواندن نماز معادل با کلمه قرائت در عربی است و از آن جهت که یک قسمت از نماز عبارت از: خواندن و تلفظ کردن حمد و سوره و اذکار است روی این جهت کسی که این اعمال را انجام دهد و این الفاظ را بر زبان جاری کند می گویند نماز را خواند. اما در قرآن و روایات همه جا سخن از اقامه است که معادل فارسی آن برپا داشتن است. مثلا وقتی بنا ستونی را بالا می برد می گویند اقامه یعنی آن را بر پا داشت و همانگونه که در تفسیر تسنیم دانشمند بزرگوار آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۱۶۵ آمده است «اقامه نماز غیر از خواندن آن است. خواندن نماز و تداوم بر آن عملی است واجب و در قرآن کریم از اوصاف مؤمنان شمرده شده است. چنانکه در سوره مؤمنون آیه ۳ می خوانیم «والذین هم علی صلوتهم یحافظون» یعنی مؤمنان کسانی هستند که مواظب و محافظ نماز خویش هستند یعنی آن را با آداب و خضوع و خشوع انجام می دهند.
اما اقامه یعنی برپا شدن حقیقت و روح نماز و آن عبارت است از اینکه گذشته از تلفظ اذکار قرائت و کلمات ذکر رکوع، سجود، تشهد و مانند آن و صرف نظر از هیئت های خاص یعنی ایستادن و خم شدن و نشستن و برخاستن و نظیر آن و قطع نظر از تصور مفاهیم کلمات آن در ذهن پیام اصلی آن از وجود لفظی و ذهنی بیرون آید و به وجود عینی برسد و در محدوده روح نمازگزار متمثل گردد و سپس با سنت و سیرت مستمر او در جامعه جلوه کند و با تبلیغ و تعلیم و تزکیه نفوس مستعد دیگران آنها نیز به عنوان روح متمثل نماز پرورش یابند تا حقیقت چیزی که در قرآن از آن به عنوان ناهی از فحشا و منکر و به عنوان علاج و شفای دردهای روحی مانند طمع، جزع کردن هنگام بلا و ناراحتی ها و مانند آن است در متن جامعه متمثل گردد».
نماز یک عمل ارتباطی است و ارتباط انسان با عوالم ماورای طبیعی را برقرار می کند. نماز در صورتی که اقامه شود، رابطه انسان را با خداوند که منبع قدرت و کمال است برقرار می کند. بنابراین اقامه در صورتی تحقق می یابد که این ارتباط برقرار شود. گاهی ممکن است انسان الفاظ و عبارات نماز را بخواند ولی ارتباط اش برقرار نشود. اگر انسان موفق شود خدا را در خویش بیابد و حضور او را حس کند و با او سخن بگوید و طبعا در ادامه و پس از نماز نیز با عهد و پیمانی که با خدا بسته استوار باقی بماند، این حالت اقامه نماز است، ولی اگر صرف گفتن الفاظ باشد، بدون حضور قلب و ارتباط عمیق می شود قرائت نماز.
نماز وقتی اقامه شده است که روح انسانی را نورانی و متخلق به اخلاقیات الهی کند و یک حالت کف نفس به انسان بدهد که او را از ارتکاب کارهای زشت و فحشا باز دارد و این نتیجه با خواندن الفاظ و انجام اعمال صوری تحقق نمی یابد لذاست که می گویند خواندن نماز غیر از اقامه آن است.
برای مطالعه بیشتر ر.ک:
۱- حضور قلب در نماز، علی اصغر عزیزی تهرانی
۲- حضور قلب در نماز، محمد رفیعی
۳- اسرار نماز، محسن قرائتی.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.