چرا عذاب و چرایی جهنم ۱۴۰۰/۰۷/۲۲ - ۲۲ بازدید

سلام
این تفکر صحیحه که عذاب کار منفی و از خدا صادر نمیشه؟

ما مخیّر نیستیم که به کلمات، معنای دلخواه خودمان را بدهیم. کلمات معنایی مشخصّ دارند که باید سعی کنیم معانی دقیق آنها را کشف کنیم. برای فهم معانی صحیح واژگان قرآنی، به کتاب «التحقیق فی کلمات قرآن» مراجعه فرمایید. عذاب اخروى صرفا عذاب روحانى نیست بلکه شامل جسم نیز مى گردد ما معتقدیم که معاد روحانى و جسمانى است. چرا که: انسان موجودى دو ساحتى است که از دو بعد جسمانى و روحانى فراهم آمده به گونه اى که هر دو در حقیقت او دخیل اند و چنین نیست که یکى (مثلاً بعد جسمانى) جنبه عارضى و موقتى داشته باشد البته بعد روحانى انسان در مقایسه با ساحت جسمانى او از نوعى اصالت برخوردار است اما فرعیت بعد جسمانى لزوما به معناى خروج آن از حقیقت ذات آدمى نیست از این رو عذابهاى جسمانى و روحانى در دوزخ وجود دارد. عذابهاى جسمانى دوزخ
1. آتش سوزان،
2. غذا و نوشیدنى ناگوار،
3. لباس آتشین،
لباس دوزخیان از جنس آتش سوزان است.
۴. بادهاى کشنده و سایه هاى سوزان،
عذاب هاى روحانى
1. حسرت بى پایان،
۲. غم و اندوه بیکران،
۳. رسوایى و ذلت بزرگ، - عذاب قبر جسمانى و روحانى است، ولى جسم و بدن برزخى معذب است نه بدن مادى و دنیایى در نظام حکیمانه الهى همان طور که وجود بهشت در کل نظام هستى، ضرورى و سودمند است وجود دوزخ نیز لازم و فایده مند است. وقتى خداوند متعال نعمت هاى خود بر بندگان را بر مى شمارد، جهنم و عذاب هاى آن را در ردیف نعمت ها قرار داده، مى گوید: «... هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ یَطُوفُونَ بَیْنَها وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ فَبِأَىِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» (1) «این است همان جهنمى که تبه کاران آن را دروغ مى خواندند میان آتش و آب جوشان مى گردند. پس کدام یک از نعمت هاى پروردگارتان را منکرید؟» یکى از فواید دوزخ، این است که بسیارى از مردم را از بدى، انحراف و کج روى باز مى دارد. چه بسیار کسانى که از خوف جهنم، به سعادت و شرافت جاودانه نایل آمده اند. اگر خداوند حکیم دوزخ را در شمار نعمت ها آورده است، واقعاً نعمت بزرگى را تذکر داده چرا که بدون آن بیشتر انسان ها اهل بندگى و حرکت در جهت تکامل نیستند.
متکلمان، فیلسوفان و عارفان الهى به گونه هاى مختلف پرده از راز وجود جهنم برگرفته، بر آن استدلال کرده اند. برخى تا یازده دلیل بر این مطلب شمرده اند که به جهت اختصار به ذکر یکى از آنها بسنده مى شود: (2) دوزخ چیزى جز تجسّم عینى کردار انسان نیست. کیفر اخروى مانند کیفرهاى دنیوى، امرى قراردادى و اعتبارى نیست بلکه حقیقتى تکوینى و قهرى است که از ناحیه خود انسان دامنگیر او شده و او شعله هاى آن را برمى افروزد. کیفرهاى اعتبارى قابل وضع و رفع است، اما کیفر تکوینى باطن خود عمل است و عمل و کیفر دو روى یک سکه اند. در چنین رابطه اى وجود عمل سوء، مساوى با وجود کیفر است و بین آن دو فاصله اى نیست. از این رو قرآن مى فرماید: «وَ مَن جاءَ بِالسَّیئه فَکُبَت وُجوُههم فِى النّار هَل تُجزون إِلاّ ما کُنتم تَعمَلون» (3) «آنان که کردار بد همراه خویش بیاورند، به رو در آتش افکنده مى شوند. آیا پاداشى جز آنچه عمل مى کردید خواهید داشت؟» در آیه دیگر آمده است: «یا أَیُّها الَّذِین کَفَروُا لا تَعْتَذِروُا الیَوم إِنَّما تُجْزُون ما کُنتم تَعمَلون» (4) «اى کسانى که کافر شده اید امروز پوزش نخواهید. همانا پاداش کردارتان را مى بینید». [خداوند براى آنان ابزار سوخت و سوزى غیر از اعمال شان فراهم نکرده است بلکه وجود ستمگر خود هیزم و ماده آتش زاى جهنم است: «وَ أَما القاسِطُون فَکانُوا لِجَهنَّم حَطَبا» (5). این بشر ملحد و ستمگر است که آتش جهنم را مى افروزد و تنورش را گرم مى سازد. بنابراین، باید از خدا در رابطه با چنین آتشى پروا داشت: «فَاتَّقوا النّار الَّتى وَقوُدها النّاس و الحِجارَه» (6). قرآن به حقیقت و بدون ارتکاب مجاز و استعاره مى فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوالَ الْیَتامى ظُلْماً إِنَّما یَأْکُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ ناراً» (7) «در حقیقت کسانى که اموال یتیمان را از سر ظلم و ستم مى خورند، جز این نیست که در شکم هاى خود آتش مى خورند». در واقع خداوند انسان را به عنوان موجودى مختار آفریده است که مى تواند با کنش خوب خود، بهشتى جاودان بیافریند و همواره با آن زیست کند و یا جهنمى سوزان بسازد و در جهنم کرده هاى خویش، خود را بسوزاند بلکه بالاتر از این انسان با سوء رفتارش، از خود وجودى جهنمى مى سازد و خود جهنم خویش مى شوداز همین رو بین عذاب و انسانى که اصالت انسانیت خویش را از دست داده و به شیطانى جهنمى تبدیل شده، انفکاک محال است.
1) الرحمن (55)، آیه 43 و 2 44) جهت آگاهى بیشتر بنگرید: محمد حسن قدردان ملکى، جهنم چرا؟، قم: بوستان کتاب. 3) نمل (27)، آیه 4 90) تحریم (66)، آیه 5 7) جن (72)، آیه 6 15) بقره (2)، آیه 7 24) نساء 4)، آیه. 8) جهت آگاهى بیشتر بنگرید: الف. معادشناسى (مجموعه چلچراغ حکمت)، حمیدرضا شاکرین، تهران، کانون اندیشه جوان. ب. معادشناسى، محمد حسن قدردان قراملکى. (بهترین کتاب در باب مسائل برزخ براى مطالعه: استاد شجاعى، محمد، عروج روح، مقدمه و تدوین محمدرضا کاشفى، کانون اندیشه جوان، تهران، چاپ اول، 1379).

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.