چرا می گویند که امام زمان(عج) روز جمعه می آید؟ ۱۳۹۵/۰۶/۱۷ - ۸۰۹۳ بازدید

هر چند در برخى روایات و ادعیه (مثل زیارت امام زمان در روز جمعه) روز ظهور حضرت، روز جمعه بیان شده است؛ لکن روایات متعدد معتبر دلالت مى کند که قیام حضرت در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد، (منتخب الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حدیث ۱ تا ۷، ص ۵۷۴ تا ۵۷۶).

هر چند در برخى روایات و ادعیه (مثل زیارت امام زمان در روز جمعه) روز ظهور حضرت، روز جمعه بیان شده است؛ لکن روایات متعدد معتبر دلالت مى کند که قیام حضرت در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا است، واقع خواهد شد، (منتخب الاثر، الفصل السادس، الباب التاسع، حدیث 1 تا 7، ص 574 تا 576).
البته باید توجه داشت که برخی چیزها سؤال بردار نیست از جمله مطلب مورد سؤال، زیرا اگر زمان ظهور آن حضرت، روزهای دیگر هفته مثلا چهارشنبه یا سه شنبه و یا... باشد، باز هم جای پرسش است که چرا روز دیگر نبود. به هر حال ظهور آن بزرگوار در یک مرحله زمانی تعیین شده است. گرچه ممکن است روز جمعه - به دلیل ارزش معنوی افزون بر روزهای دیگر هفته - زمان احتمالی ظهور باشد ؛ همان گونه که احتمال روز «شنبه» هم هست که مصادف با عاشورای حسینی(ع) باشد» (ارشاد شیخ مفید، ص 700، ترجمه شیخ محمد باقر ساعدی خراسانی، چاپ اسلامیه).

همراهی مسیح با امام زمان
با مراجعه به روایات نام بعضی از پیامبران الهی را می توان یافت که در حکومت مهدی (عج) حضور خواهند داشت و آن حضرت را یاری خواهند کرد. مهم ترین آنان حضرت عیسی است. در روایتی علاوه بر ایشان، نام حضرت ادریس، خضر و الیاس نیز آمده است که در کنار امام مهدی(عج) حضور دارند (کافی ج1 ص 242-247 ؛کشف الحق ص 186).در روایات ما آمده است :حضرت عیسى(ع) پس از ظهور امام مهدی(عج) از آسمان نزول می کند و پشت سر ایشان نماز مى خواند و با آن حضرت بیعت مى کند. از امیرالمؤمنین روایت است که: «... حضرت مهدى داخل بیت المقدس مى شود و نماز جماعت به امامت او برگزار مى شود پس در یک روز جمعه که نماز جمعه در آن برقرار شده حضرت عیسى(ع) از آسمان نازل مى شود در حالى که خوش صورت و زیباست، شبیه ترین بندگان خداى عز وجل به ابراهیم خلیل الرحمن(ع) است. در این حال حضرت مهدى(عج) به طرف او برمى گردد و عیسى(ع) را مى بیند پس حضرت مهدى(عج) به عیسى(ع) مى گوید: اى پسر بتول (مریم) امامت مردم کن در نماز، عیسى مى گوید: براى شما امامت نماز برقرار داده شده است، پس حضرت مهدى(عج) جلو مى ایستد و امامت مردم مى کند و عیسى پشت سرش مى ایستد و با حضرت مهدى(عج) بیعت مى کند و...».

برای مطالعه بیشتر ر.ک : مهدویت (پس از ظهور ) ، رحیم کارگر ، نشر معارف

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سوال بنده این است ک بهتر نیست این مساعل را بگذاریم ب زمان خودش و امروز ب مشکلات جامعه پرداخت کنیم؟ گرچه ثروتمندان بی درد ک زمام امور بدستشان افتاده سرگرمی جز پرداختن ب این مساعل ندارند ! و بیچاره ماییم ک هرحرفی بزنیم چون شمشیر خلفای راشدین بر فرق سره خودمان ب نام دین فرود میاید
پرسمان
سلام علیکم، شناخت معارف مهدوی ضرورت تردیدناپذیر عصر ماست. ضرورتی که اگر به خوبی درک شود و وجوه مختلف آن چنان‌که شایسته است، تبیین گردد، برکات فراوانی را نصیب جامعه اسلامی ما می‌سازد. وجوه مختلف ضرورت شناخت معارف مهدوی در عصر حاضر را به این شرح می‌توان برشمرد: الف) وجه اعتقادی بر اساس روایات تردیدناپذیری که شیعه و سنّی آنها را روایت کرده‌اند، بر هر فرد مسلمان واجب است که امام زمان خود را بشناسد تا بدین وسیله از خطر در افتادن به جاهلیت قبل از اسلام و فرو رفتن در گرداب کفر و شرک وارهد و امکان زیستن و مردن بر مبنای اعتقاد راستین را بیابد. این همه تأکید بر لزوم معرفت امام در آموزه‌های اسلامی، از آن روست که معرفت، مقدمه دل بستن، [۱] دل بستن، مقدمه سر سپردن [ ۲] و سرسپردن به امام حق، مقدمه نجات و رستگاری است [ ۳] و این اساس دعوت همه انبیا و اولیاست. با توجه به آنچه گفته شد، بر هر یک از ما واجب است که همه تلاشمان را برای شناخت امام عصر خود، حضرت حجت بن الحسن (ع) به کار گیریم و با شخصیت و جایگاه آن حضرت در عالم هستی چنان‌که باید، آشنا شویم تا در پی آن بتوانیم به وظایفی که در برابر آن امام داریم، به گونه‌ای شایسته عمل کنیم. [ ۴] ب) وجه فرهنگی کشور ما کشوری است با اکثریت جمعیت جوان و پر شور. جمعیت جوانی که در صورت یافتن آرمانی با ارزش همه شور و توان بالقوه و بالفعل خود را به پای آن می‌ریزد و از هرگونه سکون و رکود و انحراف و تباهی بیزاری می‌جوید. همان‌گونه که جوانان پرشور عصر انقلاب و دوران دفاع مقدّس در پی آرمان‌های ارزشمند بنیان‌گذار نظام جمهوری اسلامی، با گذر از همه تمنیات و خواهش‌های نفسانی، خود را یک‌سره وقف جهاد و مبارزه در راه خدا کردند و به بالاترین درجات ایمان و رستگاری دست یافتند. تشکیل حکومت جهانی به رهبری امام مهدی (ع)، گسترش قسط و عدل در سراسر گیتی و نابود کردن همه مظاهر کفر، ستم و تباهی آرمانی است که اگر به درستی شناسانده شود و وجوه مختلف آن تبیین گردد، می‌تواند نسل سوم انقلاب اسلامی و نسل‌های پس از آن را چون پدران خود پویا و پایدار نگه دارد و از توانمندی‌های آنها به بهترین صورت ممکن بهره‌برداری کند. از این رو در عصر حاضر، جامعه ما بیش از هر زمان دیگر، نیازمند پرداختن به فرهنگ انتظار و باور مهدویت است و به جرئت می‌توان گفت اگر به خوبی به این موضوع پرداخته شود، می‌تواند بسیاری از توطئه‌های فرهنگی دشمنان را خنثی کند. [ ۵] ج) وجه سیاسی این وجه را از دو منظر می‌توان مطالعه کرد: نخست، از منظر فلسفه سیاسی و مبانی مشروعیت نظام: حکومت جمهوری اسلامی ایران، بر مبنای نظریه ولایت فقیه و نیابت عام فقها از امام زمان (ع)، شکل گرفته است و به همین دلیل بقا و استمرار مشروعیت و مقبولیت این نظام، در گرو تبیین و تشریح دقیق مبانی کلامی و فقهی آن برای نسل حاضر و نسل‌های آینده است. در این میان پرداختن به موضوع‌هایی چون ضرورت وجود حجت الهی در هر عصر، جایگاه و نقش امام زمان (ع) در عالم هستی، شیوه بهره‌گیری مردم از امام زمان در دوران غیبت و وظایف و تکالیف مردم در برابر امام عصر از اهمیت ویژه‌ای برخودار است. دوم، از منظر علوم سیاسی و روابط بین‌الملل: در سال‌های اخیر دو موضوع مهم و کلیدی در جهان مطرح شده است که در ظاهر خاستگاه و مبانی متفاوتی دارند، ولی در اهداف، آثار و نتایج مشترکند. این دو موضوع عبارتند از: یک «جهانی سازی» [ ۶] یا «جهانی شدن» [ ۷]: این موضوع بیشتر در مجامع دانشگاهی و از سوی نظریه‌پردازان علوم سیاسی و روابط بین‌المللی مطرح شده و در پی القای این مطلب است که «به دنبال محو شدن مرزهای جدا کننده، جهان به تدریج به سوی نوعی همگنی یا هم‌گونگی بیشتر در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی حرکت می‌کند» [ ۸] و «این اتفاق از طریق توسعه سرمایه‌داری و تکنولوژی مساعد آن (Techno-capitalism) آن هم در مسیری مشخص رخ خواهد داد». [ ۹] ایده «نظم نوین جهانی» رئیس جمهور وقت امریکا (بوش پدر)، نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما و راه‌کار «برخورد تمدن‌ها» ی هانتینگتون بیان‌گر همین پدیده جهانی‌شدن یا جهانی‌سازی است که به گمان آنها با محوریت جهان غرب و به ویژه امریکا رخ خواهد داد و در نهایت به پذیرش الگوی نظام لیبرال دموکراسی از سوی همه کشورهای جهان و سلطه فرهنگ، اخلاق و مدنیت مغرب زمین بر سراسر گیتی، منجر خواهد شد. دو آخرالزمان‌گرایی و تلاش در جهت تحقق پیش‌گویی‌های کتاب مقدس: جریانی که امروز بیشتر با عنوان «مسیحیان صهیونیست» [۱۰] «مسیحیان انجیلی» [۱۱] یا «مسیحیان بنیادگرا» [۱۲] در جهان شناخته می‌شوند، به ویژه در سال‌های اخیر، با زنده کردن پیش‌گویی‌های کتاب مقدس و دامن‌زدن به آن تلاش وسیعی را برای تبلیغ، ترویج و محقق ساختن باورهای خود در جهان آغاز کرده است. بر اساس باور این گروه از مسیحیان پروتستان، مشیت خداوند بر این قرار گرفته است که جهان پس از طی مراحلی هفت‌گانه که از جمله آنها تشکیل اسرائیل بزرگ، بازگشت قوم یهود به سرزمین موعود، بازسازی معبد سلیمان و وقوع جنگ عظیم هسته‌ای «آرمگدون» [۱۳] است، بازگشت دوباره حضرت مسیح (ع)، استقرار حکومت هزارساله او و حاکمیت صلح و عدالت را شاهد باشد. [۱۴] این گروه معتقدند که با وقوع نبرد آخرالزمان (آرمگدون) همه غیرمعتقدان به آرمان‌های مسیحیت بنیادگرا اعم از یهودی، مسیحی و مسلمان از بین خواهند رفت و تنها کسانی باقی می‌مانند که به این آرمان‌ها باور داشته‌اند. ویژگی مهم جریان یاد شده این است که تنها به ارائه تفاسیر معینی از مفاهیم مذهبی بسنده نمی‌کند، بلکه تلاش می‌کند تا با ارائه یک «پروژه» تحولات آینده را بر مبنای تفاسیر خود رقم زند. [۱۵] دیدگاه آخرالزمان شناسانه مسیحیان صهیونیست اگرچه در ظاهر غیرسیاسی است، ولی از آن‌جا که این مباحث به ظاهر دینی، امروز دستمایه سردمداران کاخ سفید قرار گرفته و به بهانه‌ای برای توجیه سیاست‌های سلطه‌گرانه و تجاوزطلبانه آنها در جهان تبدیل شده است، به مباحث سیاسی، راهبردی و روابط بین‌الملل هم ارتباط پیدا می‌کند. با توجه به مباحث یاد شده روشن می‌شود که در عصر حاضر، با توجه به دلایل ذیل پرداختن به موضوع مهدویت و مبانی دین شناختی آن از وجه سیاسی نیز دارای اهمیت است: نخست اینکه، تبیین مبانی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی و دفاع عالمانه از آن بدون شناخت دقیق مبانی مهدویت و درک عمیق دیدگاه پیشوایان دین در زمینه چگونگی اداره جامعه و حکومت در عصر غیبت و نسبت این دیدگاه با فرهنگ انتظار امکان‌پذیر نیست. دوم، زیستن در جهان امروز و مقاومت در برابر سیل بنیان‌کن جهانی‌سازی که فرهنگ، سیاست و اقتصاد همه کشورهای مستقل را نشانه رفته و به چیزی کمتر از سلطه بر کل جهان بسنده نمی‌کند، تنها با داشتن تحلیل‌های قوی و مستحکم مبتنی بر مبانی، مبادی و منابع دینی و باور قلبی به برتری داشته‌های خود بر بافته‌های دیگران، امکان‌پذیر است و این دو، جز با شناختی جامع از باور مهدوی و فرهنگ انتظار که بیانگر دیدگاه اسلام درباره «جهان آینده و آینده جهان» است، محقق نخواهد شد. سوم، نقد و بررسی عالمانه دیدگاه‌های آخرالزمان گرایانه مسیحیان صهیونیست، پایداری در برابر اقدام‌های فرهنگی، سیاسی و نظامی این جریان و خنثی کردن توطئه‌های آنها علیه جهان اسلام، تنها با اتکا به باور خلل‌ناپذیر مهدویت ممکن است، باوری که آینده جهان را تنها از آنِ بزرگ منجی موعود حضرت مهدی (ع) می‌داند و معتقد است که مسیح (ع) نیز پس از نزول از آسمان به آن حضرت اقتدا می‌کند. د) وجه اجتماعی «فرهنگ انتظار» تنها حیات فردی و زندگی شخصی انسان‌ها را در بر نمی‌گیرد و همه مناسبات اجتماعی را نیز شامل می‌شود؛ یعنی هم‌چنان که همه مظاهر حیات فردی انسان‌ها زندگی و مرگ، حرکت و سکون، فعل و ترک، موافقت و مخالفت، دوستی و دشمنی و… باید رنگ انتظار بگیرد و از این فرهنگ متأثر شود، همه مناسبات اجتماعی فرهنگ، سیاست و اقتصاد نیز باید به نوعی متأثر از انتظار باشد و میان جامعه منتظر و جامعه غیر منتظر تفاوتی محسوس احساس شود. به بیان دیگر در یک جامعه منتظر، نظام تعلیم و تربیت، مناسبات سیاسی و حکومتی، قوانین و مقررات دولتی، روابط تجاری و اقتصادی، ضوابط معماری و شهرسازی، حقوق و وظایف شهروندی و… باید بر اساس فرهنگ انتظار و با هدف زمینه‌سازی برای ظهور امام مهدی (ع) و استقرار حکومت عدل و مهدوی سامان یابند.

بر این اساس، در عصر حاضر که شور و شوق انتظار حضرت مهدی (ع) و اشتیاق شناخت آخرین حجت خدا در میان همه اقشار مردم، به ویژه نسل جوان کشورمان دامن‌گستر شده است. به نشر آثاری نیاز داریم که هم بر اصول و مبانی پذیرفته شده در دیدگاه کلامی تاریخی مبتنی باشند و موضوع‌ها و مسائلی را که در این دیدگاه مورد توجه قرار گرفته است، با زبان و ادبیات روز و متناسب با نیازهای این زمان بررسی و تبیین کنند و هم، با چارچوب‌ها و موازین مورد پذیرش دیدگاه فرهنگی اجتماعی هماهنگ باشند و باور مهدوی و فرهنگ انتظار را به عنوان حقیقتی جاری در عصر و جامعه ما مطرح سازند.

[ ۱]. در روایتی که از امام صادق (ع) نقل شده، آمده است: «… اَلحُبُّ فَرعُ الْمَعْرِفَةِ؛ دوستی فرع حاصل معرفت است» (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، چاپ سوم: بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ه. ق، ج ۶۷، ص ۲۲، ح ۲۲). [ ۲]. پیامبر گرامی اسلام (ص) در پاسخ مردی اعرابی که از ایشان خواسته بود به وی پندی بیاموزد فرمود: «اَلْمَرْءُ مَعَ مَنْ أَحَبَّ؛ انسان با کسی همراه می‌شود که او را دوست دارد». همان، ج ۲۷، ص ۱۰۲، ح ۶۷. [ ۳]. چنان‌که در روایت معروف امام رضا (ع) حدیث سلسلة الذهب آمده است، ورود در قلعه استوار توحید و ایمنی یافتن از عذاب الهی، مشروط به پذیرش ولایت امام معصوم (ع) است. (ر. ک: همان، ج ۳، ص ۷، ح ۱۶). [ ۴]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه، ر. ک: همین کتاب، صص ۱۲۵ ۱۳۸. [ ۵]. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر. ک: اسماعیل شفیعی سروستانی، استراتژی انتظار، چاپ اول: تهران، موعود عصر، ۱۳۸۱، صص ۲۳ ۲۷ و ۶۹ ۷۸. [ ۶]. Globalizing. [ ۷]. Globalization. [ ۸]. ر. ک: علی‌رضا شجاعی زند، «دین و جهانیت، جهانی شدن، جهانی سازی و جهانی گرایی»، مندرج در جهانی شدن و دین: فرصت‌ها و چالش‌ها (مقالات چهارمین کنگره دین پژوهان)، چاپ اول: قم، دبیرخانه دین پژوهان کشور، ۱۳۸۲، ج ۱، ص ۳۰. [ ۹]. همان، ص ۳۳. [۱۰]. Christian Zionists. [۱۱]. Evangelists . [۱۲].Fundamentalist Christian. [۱۳]. Armageddon. [۱۴]. ر. ک: محمّد السماک، «کلید فهم سیاست امریکا: موضع امریکا در برابر رژیم صهیونیستی از پشتوانه‌های مذهبی تا منافع سیاسی» مندرج در کتاب پیش‌گویی‌ها و آخرالزمان (مجموعه مقالات)، چاپ اول: تهران، موعود عصر، ۱۳۸۵، صص ۱۹۰ ۱۹۱. [۱۵]. ر. ک: همان، ص ۱۹۵.
میهمان
در ظهور آقا شک و تردید نیست و فقط برام سؤال شده ریشه و مأخذ این روایات از کجا بوده چرا فقط حضرت عیسی، حضرت ادریس وخضر و الیاس آقامون را همراهی میکنند چرا از خاندان پیامبر گرامی اسلام آقامون رو همراهی نمی‌کنند
پرسمان
سلام علیکم، روایات مختلفی در منابع روایی وجود دارد از جمله در کتاب الغیبه طوسی و الغیبه نعمانی و کمال الدین صدوق و بخصوص بحار الانوار مجلسی . شاید بتوان درباره حکمت رجعت تعدادی از پیامبرانی که رجعت می‌کنند، چنین گفت که ایجاد فرصت براى آنها بشود؛ پیامبرانى که در زندگى خود نسبت به دیگر پیامبران، موفقیت کمتری داشتند و یارى نشدند و مردم، آنها را تنها گذاشتند و نتوانستند ظرفیت‌هاى وجودى خود را تحقّق بخشند، هنگام ظهور امام مهدی(عج) این فرصت را می‌یابند که آن ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند و به کمال لایق خویش دست یابند. از این ره‌گذر، مردم جهان نیز بهره‌مند می‌شوند.
اما همانطور که می دانید یکی از اعتقادات شیعیان این است که در زمان ظهور در اواخر حکومت امام عصر(ع) ائمه رجعت می کنند، بر این اساس امامان زنده می شوند، به دنیا برمی گردند و حکومت امام را ادامه می دهند. در جلد ۵۳ کتاب بحارالانوار روایتی در این خصوص بیان شده است مبنی بر اینکه امام حسین(ع) با یاران خود زنده می شوند و به دنیا برمی گردند و امام زمان(عج) انگشتر نگین خلافت را به امام حسین(ع) می دهند و کسی که قرار است امام زمان(ع) را غسل و کفن کند و وارد خانه قبر نماید امام حسین(ع) است و نگین خاتم حکومت دنیا به دست امام زمان(ع) به امام حسین(ع) می رسد و امام حسین(ع) حکومت را ادامه می دهند.
در رابطه با سایر امامان تصریحی در روایات نداریم اما در زیارات و ادعیه های بسیاری عباراتی داریم مبنی بر اینکه من ایمان دارم که شما ائمه برخواهید گشت. امام صادق(ع) فرمودند: از شیعیان ما اهل بیت نیست کسی که ایمان به رجعت ما ندارد.
در بسیاری از ادعیه مهدوی ما آرزو می کنیم که روزی ما را در رجعت شما قرار دهد. علامه مجلسی بیش از ۱۶۰ حدیث را نقل می کند که ۴۰ حدیث آن مربوط به رجعت پیامبران و امامان گذشته در زمان ظهور امام عصر(ع) است.
باید توجه داشت که کثرت روایاتی که رجعت پیامبران را بیان می کنند در تفسیر آیات قرآن است در روایتی به صورت کلی آمده است، امامی نیست که در زمانی می زیسته مگر اینکه تمام انسان های خوب و بد دوران امام بر می گردند تا تقاص کارهای خوب و بد خود را بدهند.
در این روایات مدت حکومت و ترتیب حکومت مشخص نیست ولی آنچه مشخص است این است که بعد از آمدن همه امامان بساط زمین تمام می شود و قیامت برپا خواهدشد.
میهمان
سلام ظهور امام زمان و وقت و زمان و نحوه آن فقط و فقط در دست خداوند متعال است و تا او اذن و فرمان ندهد ، ظهور اتفاق نمی افتد.
میهمان
من فکر میکنم امام زمان هر وقتی میتواند ظهور کند به نضر شما درست است؟

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.