چند شوهری یا چند زنی ۱۳۹۱/۰۳/۲۰ - ۱۸۲۸ بازدید

آیا مرد مجاز است دو همسر همزمان داشته باشد؟اگه آره ، پس زن چرا نمیتواند دو مرد اختیار کند؟

ازدواج و تشکیل خانواده دارای مصلحت و کارکردهای فراوانی است که روابط جنسی و ارضاء شهوت یکی از کارکردهای غیر اصلی و تبعی ازدواج است. ارضاء غریزه جنسی در حقیقت یک سوق دهنده و محرک برای رسیدن به اهداف اصلی ازدواج(تولید نسل، تشکیل خانواده، تربیت نسل، تکامل فردی و اجتماعی و...) می باشد. از طرفی ممنوعیت تعدد شوهر به لحاظ حکمت ها و دلایل متعددی است که به برخی از آن ها اشاره می نماییم:
۱. یکی از مهمترین حکمتهایی که می توان برای ممنوعیت تعدد شوهر نام برد اقتضای طبیعی و طبع زن و غیرت و طبیعت مرد است که از چنین امری رویگردان است. پیشرفت علم و صنعت نه تنها منکر این حقیقت نیست بلکه پژوهش های تجربی در حوزه علم روانشناسی آن را ثابت کرده است.[۱] غیرت مرد نسبت به همسر و مادر بر اساس خلقت و طبیعت او و مطابق با مصلحت انسان است. این مساله امری اعتباری نیست تا بتوان با رشد علم و دانش با آن مخالفت و بر خلاف مقتضای ان رفتار نمود. این در حالی است که از نظر روانی تفاوتى اساسى بین ساختار روانى و گرایش ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان شناسان معتقدند که زنان به طور طبیعى «تک شوهرگرا» (Monoandrous) مى باشند و فطرتا از تنوع همسر گریزانند، و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفى و عملى یک مرد مى باشند و تنوع گرایى در زنان نوعى بیمارى است؛ ولى مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن گرا» (Poly gamous) مى باشند.[۲]
چنان که مى دانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهاى واقعى و ویژگى ها و خصلت هاى ذاتى انسان ها وضع گردیده است. به همین دلیل اجازه چند همسرى به مردان با روحیه زنان منافاتى ندارد؛ بلکه حساسیت زنان نسبت به چند همسرى شوهرشان بیشتر ناشی از حس تمامیت خواهی و حسادت و ... است؛ یعنى این حساسیت، ذاتى زنان نیست؛ مردى که همسر دوم برمى گزیند در واقع همسر اولش حساسیت نشان داده و مخالفت مى کند اما همسر دوم که او هم زن است چنین حساسیتى را ندارد یعنى زنان براى جلوگیرى از ورود زنى دیگر به زندگیشان حساسند اما نسبت به ورود خود در زندگى دیگران حساس نیستند. پس باید ریشه این مخالفت را جستجو کرد و آن را که معمولاً بخل و خودبینى و تمامیت خواهی است درمان نمود.
۲. حکمت بهداشتی: بی شک ارتباط جنسی می تواند زمینه مناسب برای شکل گیری بیماری ها و عفونت های مختلف و انتقال آن را فراهم آورد این احتمال در ارتباطات متعدد جنسی بیشتر و خطرناکتر است. در این میان زن به لحاظ ساختار جسمی و فیزیکی (داشتن رحم که محل تجمیع ترشحات مرد است) و هم به خاطر فعل و انفعالات طبیعی رحمی (حیض و نفاس و...) قابلیت بیشتری برای دریافت، پرورش و انتقال بیماری ها و عفونت ها به همسر و فرزندان را دارد. اسپرم می تواند باکتری ها را منتقل سازد باکتری هایی از اندام تناسلی مرد یا زن که به طور منظم خود را به دنباله اسپرم می چسبانند. باکتری ها با این چرخش آزاد در طی رابطه جنسی زن و مرد نه تنها به واژن منتقل می شوند بلکه وارد رحم و لوله های رحم می شوند و به وجود آورنده سلول های غیر ایمن می گردند.[۳]
تک همسری در زنان ضمن اینکه از نظر بهداشتی زمینه شکل گیری عفونت های خطرناک ( که به وسیله ارتباط مکرر جنسی ممکن است در زن حاصل شود) را منتفی می کند زمینه انتقال آن به مرد دیگر یا فرزندان و ... نیز منتفی می نماید.
۳. مصلحت حفظ نسل:
تک همسری در مورد زن نوعی جلوگیری از مخلوط شدن نطفه ها در رحم زن و جلوگیری از آسیب های حقوقی، روانی، عاطفی و تربیتی در مورد نسل است. با تک همسری اگر فرزندی متولد شد، به طور یقین مشخص می شود که مربوط به چه کسی است و در نتیجه محارم، و حقوق و تکالیف پدر و بستگان(ارث، نفقه، ازدواج . ..) این فرزند معلوم می شود.
این مطلب که با پیشرفت علوم ژنتیک و پزشکی و ... امکان تشخیص فرزند در رحم یا نسب فرزند وجود دارد نیز نمی تواند مجوز چند همسری زنان باشد چرا که اولا این یکی از حکمت های ممنوعیت چند همسری زنان است نه همه آن و نه علت آن.
ثانیا تشخیص پزشکی و علمی اموری خطاپذیر بوده که همواره امکان خطا در مورد آن می رود.
ثالثا علوم تجربی با تمام پیشرفت خود امکان اثبات بی ضرر بودن رابطه متعدد جنسی زن را برای جنین شوهر اول یا دوم ندارد.
۴. مصلحت اعضاء خانواده:
خانواده اجتماعی کوچک است که زیربنای اصلی تعالی فرد و اجتماع بشر را تشکیل می دهد از این رو، اهمیت بسزایی در اندیشه اسلامی دارد و از سازوکار ظریف و پیچیده ای تبعیت می کند که تمام جوانب مصالح فردی و خانوادگی و اجتماعی اعم از مصالح دنیوی و اخروی در آن لحاظ شده است.
تربیت و پرورش فرزندان و زمینه سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی آنها در خانواده شکل می گیرد.
از طرف دیگر تقسیم کار ویژه ای برای اعضاء خانواده در نظر گرفته شده است که در ضمن آن وظایف و اختیاراتی برای پدر و مادر پیش بینی شده است. تعدد شوهر ضمن آنکه نقض کننده حقوق و اختیارات اوست در تربیت و تعالی روحی و روانی و تربیتی فرزندان تأثیر منفی بسزایی خواهد داشت.
براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر. ک:
۱- نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهرى.
۲- زن در آیینه جلال و جمال آیةاللَّه جوادى آملى.
۳- تفسیر المیزان، ج ۴ علامه طباطبایى.
۴- اسلام، زن و جستارى تازه. سید محمدحسین فضل الله. ص ۲۶۴، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.
۵- زن از منظر اسلام، فریده مصطفوى، ص ۸۴، چ اول، دفتر تبلیغات اسلامى، قم، ۱۳۸۲.
پی نوشت ها:
[۱]. زمینه روانشناسی هیلگارد، ج۱، فصل ۱۰ ص ۶۹۲.
[۲]. مراجعه کنید به: زمینه روانشناسی هیلگارد، ج ۱، فصل ۱۰.
[۳]. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به: جانت شیبلی هاید، روان شناسی زنان، ترجمه دکتر اکرم خمسه، ص۳۴۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام.در رابطه با علل تک همسری برای زنان سوالی دارم. گفته شده علت اینکه زن اول اجازه ورود زن دیگری را به زندگی همسرش نمیدهد بخل و حسادت آن زن میباشد که از لحاظ روانشناسی مدرن این امر کاملا غلط میباشد زیرا هم زن و هم مرد به طور فطری خواهان برقراری ارتباط عاطفی با یک جنس مخالف هستند و اینکه مردان تنوع طلب هستند فقط یک توجیه پیش پا افتاده برای قانونی است که ۱۴۰۰ سال قبل برای جامعه مدرن الان وضع شده. جامعه ای که مردان و زنان با یکدیگر برابرند. و ما این برابری را در قوانین غربی ک به اصطلاح ضد زن است،کاملا میبینیم. در حالی ک شعار جوامع اسلامی برابری زن و مرد میباشد اما در واقعیت اصلا قابل مشاهده نیست. نمونه بسیار بارز آن میتوان به قتل رومینا توسط پدر خود اشاره کرد که در قوانین اسلام مرد به دلیل قیم بودن حق کشتن فرزند خود را دارد اما زن که ۹ ماه فرزند خود را حمل میکند،۲ سال به او شیر میدهد و هزاران زحمت دیگری ک برای او میکشد حق کشتن فرزند خود را ندارد!!!!!! اگر توضیح قانع کننده ای دارید لطفا بفرمایید.
پرسمان
سلام علیکم، پاسخ اجمالي: قتل از بزرگترين گناهان و مستوجب مجازات دنيوي و اخروي است. قتل فرزند نيز از اين قاعده مستثني نيست. قتل فرزند مستوجب مجازات است لكن پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمي شود ولي به وسيله حاكم اسلامي مجازات سختي مي شود. حكمت عدم قصاص پدر را در جواب تفصيلي بيابيد. جواب تفصيلي: براي فهم سر اين مساله بايد نكات متعددي را به خاطر داشت از جمله: 1. كشتن انسان بي گناه خواه از بستگان دور يا نزديك، اعم از فرزند يا ساير بستگان باشد يا بيگانه حرام است و قاتل مستحق مجازات است. 2. تمام مجازات در دنيا نيست. چه بسا جرم آنقدر سنگين است كه هر چقدر آن مجرم را عذاب كنند حتي يك درصد كيفر مناسب وي نمي باشد مثل صدام جنايت كار،‌ حتي اگر صد هزار بار او را اعدام كنند، كم است و حال آنكه در دنيا بيش از يك بار نمي شود او را كشت. گاهي نيز بخاطر منع خاصي كه در فرد مجرم از نظر مصالح اجتماعي ويا خانوادگي وجود دارد مجازات خاصي تعطيل مي شود ومجازات ديگري جايگزين مي گردد. 3. پدر و مادر يك سري حقوقي دارند. ليكن اين حقوق مجوز قتل فرزند انسان نمي باشد. اما به خاطر نقش هاي خاصي كه دارد احيانا برخي از مجازات ها تخفيف پيدا كند يا تبديل شود و ... ملاك در تشخيص حكمت ها فقط خداي متعال است. 5. در مورد سوال، به نقش اقتصادي ,عاطفي, حمايتي و اجتماعي پدر براي حيات يك خانواده بايد توجه داشت. در اينكه پدر قاتل مستحق مجازات است هيچ بحثي نيست اما مجازات او نبايد مصيبت مضاعفي بر ديگر اعضاي خانواده تحميل كند. اگر چه ممكن است قصاص پدر به طور موقت باعث تسلي خاطر برخي افراد خانواده گردد ولي بي شك تاثيرات منفي عدم وجود پدر خود مصيبت بزرگي براي خانواده است.با قصاص پدر خانواده نيز مجازات شده و بار ديگر بر مصائب آنها افزوده مي شود. 6. ويژگي پدر آن است كه در انعقاد نطفه فرزند و هستي بخشي به فرزند نقش اساسي دارد لذا از پدر به عنوان «ولي» فرزند و صاحب فرزند تعبير مي شود. از اين رو تخفيف مجازات او در دنيا بي دليل نيست.ازسوي ديگر در احكام اسلامي به جهت حق ولايت پدر بر پسر از يك طرف، مسئوليت هايي را براي پدر مقرر و معين نموده (مانند سرپرستي و نفقه و برآوردن نيازهاي فرزند در زندگي و نقشي كه پدر خانواده دارد) از طرف ديگر احكام خاصي را براي پدر قرار داده است كه از جمله عدم قصاص و حق برداشت پدر از مال فرزند ميباشد.در مورد قصاص، حكم اوليه اسلام بر قصاص ميباشد، براساس فلسفه خاصي كه در آن وجود دارد. براي رعايت همين فلسفه بايد تا جايي كه امكان دارد، استثنا نشود اما در مورد پدر به جهت حق ولايت استثنا شده است. اما در مورد قصاص مادر و اين كه چرا مادر (با عنايت به حقوق و رابطه عاطفي بيشتر وي) از قصاص در مقابل قتل فرزند معاف نشده، ميتوان گفت: با توجه به فلسفه قصاص و لزوم پيش‏گيري از وقوع قتل عمد در جامعه، اين استثنا فقط در مورد پدر كه جايگاه خاصي در مجموعه خانواده و جامعه دارد، پذيرفته شده است، ولي در مورد مادر با توجه به اين كه قتل عمد فرزند توسط مادر بسيار كمياب ميباشد، استثنا نمودن او از حكم قصاص ضرورتي نداشته است. (در صورت وقوع بايد در عمد و اختيار مادر ترديد كرد كه در اين صورت قصاص نخواهد شد، چون اختيار يكي از شرايط قصاص است يا بايد او را فاقد هرگونه عاطفه و احساسات مادري دانست كه در اين صورت نيز قصاص او مانع ندارد.) براي اگاهي بيشترر. ك: قدرت الله خسرو شاهي فلسفه قصاص دراسلام

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.