چند شوهری یا چند زنی ۱۳۹۱/۰۳/۲۰ - ۲۸۳۹ بازدید

آیا مرد مجاز است دو همسر همزمان داشته باشد؟اگه آره ، پس زن چرا نمیتواند دو مرد اختیار کند؟

ازدواج و تشکیل خانواده دارای مصلحت و کارکردهای فراوانی است که روابط جنسی و ارضاء شهوت یکی از کارکردهای غیر اصلی و تبعی ازدواج است. ارضاء غریزه جنسی در حقیقت یک سوق دهنده و محرک برای رسیدن به اهداف اصلی ازدواج(تولید نسل، تشکیل خانواده، تربیت نسل، تکامل فردی و اجتماعی و...) می باشد. از طرفی ممنوعیت تعدد شوهر به لحاظ حکمت ها و دلایل متعددی است که به برخی از آن ها اشاره می نماییم:
1. یکی از مهمترین حکمتهایی که می توان برای ممنوعیت تعدد شوهر نام برد اقتضای طبیعی و طبع زن و غیرت و طبیعت مرد است که از چنین امری رویگردان است. پیشرفت علم و صنعت نه تنها منکر این حقیقت نیست بلکه پژوهش های تجربی در حوزه علم روانشناسی آن را ثابت کرده است.[1] غیرت مرد نسبت به همسر و مادر بر اساس خلقت و طبیعت او و مطابق با مصلحت انسان است. این مساله امری اعتباری نیست تا بتوان با رشد علم و دانش با آن مخالفت و بر خلاف مقتضای ان رفتار نمود. این در حالی است که از نظر روانی تفاوتى اساسى بین ساختار روانى و گرایش ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان شناسان معتقدند که زنان به طور طبیعى «تک شوهرگرا» (Monoandrous) مى باشند و فطرتا از تنوع همسر گریزانند، و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفى و عملى یک مرد مى باشند و تنوع گرایى در زنان نوعى بیمارى است؛ ولى مردان ذاتا تنوع گرا و «چند زن گرا» (Poly gamous) مى باشند.[2]
چنان که مى دانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهاى واقعى و ویژگى ها و خصلت هاى ذاتى انسان ها وضع گردیده است. به همین دلیل اجازه چند همسرى به مردان با روحیه زنان منافاتى ندارد؛ بلکه حساسیت زنان نسبت به چند همسرى شوهرشان بیشتر ناشی از حس تمامیت خواهی و حسادت و ... است؛ یعنى این حساسیت، ذاتى زنان نیست؛ مردى که همسر دوم برمى گزیند در واقع همسر اولش حساسیت نشان داده و مخالفت مى کند اما همسر دوم که او هم زن است چنین حساسیتى را ندارد یعنى زنان براى جلوگیرى از ورود زنى دیگر به زندگیشان حساسند اما نسبت به ورود خود در زندگى دیگران حساس نیستند. پس باید ریشه این مخالفت را جستجو کرد و آن را که معمولاً بخل و خودبینى و تمامیت خواهی است درمان نمود.
2. حکمت بهداشتی: بی شک ارتباط جنسی می تواند زمینه مناسب برای شکل گیری بیماری ها و عفونت های مختلف و انتقال آن را فراهم آورد این احتمال در ارتباطات متعدد جنسی بیشتر و خطرناکتر است. در این میان زن به لحاظ ساختار جسمی و فیزیکی (داشتن رحم که محل تجمیع ترشحات مرد است) و هم به خاطر فعل و انفعالات طبیعی رحمی (حیض و نفاس و...) قابلیت بیشتری برای دریافت، پرورش و انتقال بیماری ها و عفونت ها به همسر و فرزندان را دارد. اسپرم می تواند باکتری ها را منتقل سازد باکتری هایی از اندام تناسلی مرد یا زن که به طور منظم خود را به دنباله اسپرم می چسبانند. باکتری ها با این چرخش آزاد در طی رابطه جنسی زن و مرد نه تنها به واژن منتقل می شوند بلکه وارد رحم و لوله های رحم می شوند و به وجود آورنده سلول های غیر ایمن می گردند.[3]
تک همسری در زنان ضمن اینکه از نظر بهداشتی زمینه شکل گیری عفونت های خطرناک ( که به وسیله ارتباط مکرر جنسی ممکن است در زن حاصل شود) را منتفی می کند زمینه انتقال آن به مرد دیگر یا فرزندان و ... نیز منتفی می نماید.
3. مصلحت حفظ نسل:
تک همسری در مورد زن نوعی جلوگیری از مخلوط شدن نطفه ها در رحم زن و جلوگیری از آسیب های حقوقی، روانی، عاطفی و تربیتی در مورد نسل است. با تک همسری اگر فرزندی متولد شد، به طور یقین مشخص می شود که مربوط به چه کسی است و در نتیجه محارم، و حقوق و تکالیف پدر و بستگان(ارث، نفقه، ازدواج . ..) این فرزند معلوم می شود.
این مطلب که با پیشرفت علوم ژنتیک و پزشکی و ... امکان تشخیص فرزند در رحم یا نسب فرزند وجود دارد نیز نمی تواند مجوز چند همسری زنان باشد چرا که اولا این یکی از حکمت های ممنوعیت چند همسری زنان است نه همه آن و نه علت آن.
ثانیا تشخیص پزشکی و علمی اموری خطاپذیر بوده که همواره امکان خطا در مورد آن می رود.
ثالثا علوم تجربی با تمام پیشرفت خود امکان اثبات بی ضرر بودن رابطه متعدد جنسی زن را برای جنین شوهر اول یا دوم ندارد.
4. مصلحت اعضاء خانواده:
خانواده اجتماعی کوچک است که زیربنای اصلی تعالی فرد و اجتماع بشر را تشکیل می دهد از این رو، اهمیت بسزایی در اندیشه اسلامی دارد و از سازوکار ظریف و پیچیده ای تبعیت می کند که تمام جوانب مصالح فردی و خانوادگی و اجتماعی اعم از مصالح دنیوی و اخروی در آن لحاظ شده است.
تربیت و پرورش فرزندان و زمینه سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی آنها در خانواده شکل می گیرد.
از طرف دیگر تقسیم کار ویژه ای برای اعضاء خانواده در نظر گرفته شده است که در ضمن آن وظایف و اختیاراتی برای پدر و مادر پیش بینی شده است. تعدد شوهر ضمن آنکه نقض کننده حقوق و اختیارات اوست در تربیت و تعالی روحی و روانی و تربیتی فرزندان تأثیر منفی بسزایی خواهد داشت.
براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر. ک:
1- نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهرى.
2- زن در آیینه جلال و جمال آیةاللَّه جوادى آملى.
3- تفسیر المیزان، ج 4 علامه طباطبایى.
4- اسلام، زن و جستارى تازه. سید محمدحسین فضل الله. ص 264، قم، دفتر تبلیغات اسلامى.
5- زن از منظر اسلام، فریده مصطفوى، ص 84، چ اول، دفتر تبلیغات اسلامى، قم، 1382.
پی نوشت ها:
[1]. زمینه روانشناسی هیلگارد، ج1، فصل 10 ص 692.
[2]. مراجعه کنید به: زمینه روانشناسی هیلگارد، ج 1، فصل 10.
[3]. برای مطالعه بیشتر مراجعه کنید به: جانت شیبلی هاید، روان شناسی زنان، ترجمه دکتر اکرم خمسه، ص347.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام.در رابطه با علل تک همسری برای زنان سوالی دارم. گفته شده علت اینکه زن اول اجازه ورود زن دیگری را به زندگی همسرش نمیدهد بخل و حسادت آن زن میباشد که از لحاظ روانشناسی مدرن این امر کاملا غلط میباشد زیرا هم زن و هم مرد به طور فطری خواهان برقراری ارتباط عاطفی با یک جنس مخالف هستند و اینکه مردان تنوع طلب هستند فقط یک توجیه پیش پا افتاده برای قانونی است که ۱۴۰۰ سال قبل برای جامعه مدرن الان وضع شده. جامعه ای که مردان و زنان با یکدیگر برابرند. و ما این برابری را در قوانین غربی ک به اصطلاح ضد زن است،کاملا میبینیم. در حالی ک شعار جوامع اسلامی برابری زن و مرد میباشد اما در واقعیت اصلا قابل مشاهده نیست. نمونه بسیار بارز آن میتوان به قتل رومینا توسط پدر خود اشاره کرد که در قوانین اسلام مرد به دلیل قیم بودن حق کشتن فرزند خود را دارد اما زن که ۹ ماه فرزند خود را حمل میکند،۲ سال به او شیر میدهد و هزاران زحمت دیگری ک برای او میکشد حق کشتن فرزند خود را ندارد!!!!!! اگر توضیح قانع کننده ای دارید لطفا بفرمایید.
پرسمان
سلام علیکم، پاسخ اجمالی:
قتل از بزرگترین گناهان و مستوجب مجازات دنیوی و اخروی است. قتل فرزند نیز از این قاعده مستثنی نیست. قتل فرزند مستوجب مجازات است لکن پدر به واسطه قتل فرزند قصاص نمی شود ولی به وسیله حاکم اسلامی مجازات سختی می شود. حکمت عدم قصاص پدر را در جواب تفصیلی بیابید.
جواب تفصیلی:
برای فهم سر این مساله باید نکات متعددی را به خاطر داشت از جمله:
۱. کشتن انسان بی گناه خواه از بستگان دور یا نزدیک، اعم از فرزند یا سایر بستگان باشد یا بیگانه حرام است و قاتل مستحق مجازات است.
۲. تمام مجازات در دنیا نیست. چه بسا جرم آنقدر سنگین است که هر چقدر آن مجرم را عذاب کنند حتی یک درصد کیفر مناسب وی نمی باشد مثل صدام جنایت کار،‌ حتی اگر صد هزار بار او را اعدام کنند، کم است و حال آنکه در دنیا بیش از یک بار نمی شود او را کشت. گاهی نیز بخاطر منع خاصی که در فرد مجرم از نظر مصالح اجتماعی ویا خانوادگی وجود دارد مجازات خاصی تعطیل می شود ومجازات دیگری جایگزین می گردد.
۳. پدر و مادر یک سری حقوقی دارند. لیکن این حقوق مجوز قتل فرزند انسان نمی باشد. اما به خاطر نقش های خاصی که دارد احیانا برخی از مجازات ها تخفیف پیدا کند یا تبدیل شود و ... ملاک در تشخیص حکمت ها فقط خدای متعال است.
۵. در مورد سوال، به نقش اقتصادی ,عاطفی, حمایتی و اجتماعی پدر برای حیات یک خانواده باید توجه داشت. در اینکه پدر قاتل مستحق مجازات است هیچ بحثی نیست اما مجازات او نباید مصیبت مضاعفی بر دیگر اعضای خانواده تحمیل کند. اگر چه ممکن است قصاص پدر به طور موقت باعث تسلی خاطر برخی افراد خانواده گردد ولی بی شک تاثیرات منفی عدم وجود پدر خود مصیبت بزرگی برای خانواده است.با قصاص پدر خانواده نیز مجازات شده و بار دیگر بر مصائب آنها افزوده می شود.
۶. ویژگی پدر آن است که در انعقاد نطفه فرزند و هستی بخشی به فرزند نقش اساسی دارد لذا از پدر به عنوان «ولی» فرزند و صاحب فرزند تعبیر می شود. از این رو تخفیف مجازات او در دنیا بی دلیل نیست.ازسوی دیگر در احکام اسلامی به جهت حق ولایت پدر بر پسر از یک طرف، مسئولیت هایی را برای پدر مقرر و معین نموده (مانند سرپرستی و نفقه و برآوردن نیازهای فرزند در زندگی و نقشی که پدر خانواده دارد) از طرف دیگر احکام خاصی را برای پدر قرار داده است که از جمله عدم قصاص و حق برداشت پدر از مال فرزند میباشد.در مورد قصاص، حکم اولیه اسلام بر قصاص میباشد، براساس فلسفه خاصی که در آن وجود دارد. برای رعایت همین فلسفه باید تا جایی که امکان دارد، استثنا نشود اما در مورد پدر به جهت حق ولایت استثنا شده است. اما در مورد قصاص مادر و این که چرا مادر (با عنایت به حقوق و رابطه عاطفی بیشتر وی) از قصاص در مقابل قتل فرزند معاف نشده، میتوان گفت: با توجه به فلسفه قصاص و لزوم پیش گیری از وقوع قتل عمد در جامعه، این استثنا فقط در مورد پدر که جایگاه خاصی در مجموعه خانواده و جامعه دارد، پذیرفته شده است، ولی در مورد مادر با توجه به این که قتل عمد فرزند توسط مادر بسیار کمیاب میباشد، استثنا نمودن او از حکم قصاص ضرورتی نداشته است. (در صورت وقوع باید در عمد و اختیار مادر تردید کرد که در این صورت قصاص نخواهد شد، چون اختیار یکی از شرایط قصاص است یا باید او را فاقد هرگونه عاطفه و احساسات مادری دانست که در این صورت نیز قصاص او مانع ندارد.)
برای اگاهی بیشترر. ک: قدرت الله خسرو شاهی فلسفه قصاص دراسلام

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.