چین و گسترش وهابیت ۱۳۹۹/۰۴/۱۳ - ۱۴۶۲ بازدید

دولت چین هیچ اقدامی برای مقابله با گسترش وهابیت و سلفی گری در بین مسلمانان چین انجام نمیده?!
مگه دولت چین داعش رو ندیده? چه طور نفهمیده وهابیت خطرناکه?!
خیلی عجیبه! مسیحی های چین کلیسا برند دولت چین کلیساشون رو با بلدوزر خراب میکنه. اون وقت عربستان سعودی مثل اب خوردن بودجه تمام مساجد چین رو میده و کلی مدرسه مذهبی تو چین میسازه و کلی مبلغ به چین میفرسته تا مسلمانان چین رو وهابی کنه! وهابیت هم مذهبه. کمونیست های چین که با مذهب مخالف اند چه طور جلوی وهابیت رو نمیگیرند?!
من حاکمان چین رو حاکمان زرنگی میدونستم که تو هر شرایطی منافع کشورشون رو تامین میکنند و از تمامیت ارضی و امنیت ملی کشورشون دفاع میکنند. چه طور حالا بیخیال امنیت ملی و تمامیت ارضی و منافع کشورشون شدند و کشورشون رو دو دستی به تروریست تقدیم کردند تا نابود بشه?!

جریان شناسی دینی و اسلامی در چینبیشتر مسلمانان چین در شرق این کشور و در استان سین کیانگ زندگی می‌کنند، به طوری که اکثریت ساکنان این منطقه را مسلمانان تشکیل می‌دهند. سنت‌های اسلامی در این نواحی، تابعی از سنت‌های اسلامی موجود در ایران و ماوراءالنهر قرن هشتم هجری به بعد است که به تدریج به چین نفوذ کرده است. اسلام موجود در چین، چندان رنگ مذهبی به این معنا که شیعه یا سنی باشد ندارد. دلیل آن نیز این است که اسلام قرن هشتم تا دهم هجری در ایران که به چین رفت، اسلامی صوفیانه بود که تسنن و تشیع در آن جمع شده و چیزی بود که می‌توان به آن نام تسنن دوازده امامی داد غالب اهل سنت چین محبت شدیدی نسبت به اهل بیت علیهم السلام دارند و هر ساله ۱۳ ماه مبارک رمضان جشن حضرت زهرا سلام الله علیها برگزار می کنند و به امام علی و حسنین علیهما السلام عشق می ورزند. امروزه در سراسر چین بر اساس اظهار نظر رییس سازمان امور ادیان چین تعداد مسلمانان این کشور را حدود ۲۳ میلیون نفر ذکر می کند، ولی منابع غیررسمی، شمار آنان را بین ۵۰ تا ۷۰ و برخی حتی تا ۱۰۰میلیون نفر نیز برآورد کرده اند. امروزه در چین ۳۵ هزار مسجد وجود دارد که بالغ بر ۴۵ هزار امام جماعت و خطیب در آن ها امور دینی مسلمانان را مدیریت می کنند . ۲۰ هزار نفر نیز در بیش از ۱۰ مؤسسه و مرکز آموزش علوم اسلامی این کشور فعالیت می کنند.۹۹ درصد مسلمانان ایغورچین اهل سنت هستند که از طرف دولت چین سرکوب می شوند و مانع از روزه گرفتن آنها می شوند، در چند سال اخیر اجبار ائمه جماعات به رقص در اماکن عمومی ؛اجبار مسلمانان به فروش سیگار و مشروبات الکلی و نداشتن حق گذاشتن محاسن توسط مردان وجلو گیری ازحق پوشیدن حجاب زنان از جمله فشارهای چین به مسلمانان این کشور است.
یکی از دلایل گرایش چینی ها به اسلام ، ماهیت صلح جویانه این دین و قرابت تعالیم آن با برخی از مفاهیم اساسی آیین کنفوسیوس بود که در میان چینی ها رواج داشت . ازدواج و اختلاط مسلمانان مهاجر با بومی های چینی نیز یکی دیگر از دلایلی است که سبب شد اسلام راه خود را به جامعه چین باز کند . خدمات شایان توجهی که مسلمانان چین به حوزه های علوم اجتماعی ، فنی ، پزشکی ، معماری و هنری به فرهنگ و تمدن چین عرضه کردند ، از دیگر دلایل ماندگاری و گسترش دین اسلام در چین محسوب می شود .
در میان ۵۶ قومیت حاضر در چین ، در ۱۰ قومیت ، پیروان دین اسلام دیده می شوند که در مجموع دو درصد از جمعیت چین را تشکیل می دهند. اقوام مسلمان چین خویی، اویغور، قزاق ، تاتار ، ازبک ، سالار ، دانگ جیانگ ، بائوآن ، قرقیز و تاجیک هستند . در این اقوام ده گانه برخی مانند قومیت "خویی" که به لحاظ جمعیتی بیشترین تعداد مسلمانان در چین را تشکیل می دهند، حاصل اختلاط مهاجران ایرانی و عرب با بومی های چینی هستند
پس از ورود مسلمانان به دوران هویت سازی و احیای هویت اسلامی در دوران چینگ و آغاز عصر اصلاحات و بازگشت به ریشه های اصیل دینی و همچنین فاصله گرفتن بخش هایی از جامعه مسلمانان از اختلاط و تعامل با فرهنگ سنتی چین و ورود اندیشه های صوفیانه به این سر زمین به تدریج صفوف متحد مسلمانان رو به فرقه گرایی و دامن زدن به اختلافات گرایید و به دنبال این سه جریان عمده اسلام گرای چینی شکل گرفت.
جریان اسلام سنتی در چین
نخستین جوامع مسلمان در چین را نوادگان بازرگانان مسلمان عرب و ایرانی و مسلمانان آسیای مرکز و مقامات و نظامیان تشکیل دادند که در سواحل جنوبی چین و مناطق شمال غرب و غرب چین در گروههای کوچک و بزرگ از قرن هفتم تا قرن چهاردهم سکونت داشتند .
این جریان را مسلمانان حنفی مذهب شکل می دادند و به صورت محافظه کارانه زندگی می کردند آنها غالبا با احداث مساجدی در کنار همان مسجد زندگی می کردند و دارای جمعیت کوچکی بودند که در راس هر جمعیت هیئت امنا ویک روحانی قرار داشتکه این جریان بعدها به عنوان جریان قدیمی و سنتی معروف شد.
جریان اسلامی پیرو طریقت های صوفیانه
این جریان تا پیش از قرن هفدهم میلادی از جایگاه مهمی برخوردار نبودند ولی با سفر تعدادی از علما به شبه جزیره عربستان برای فریضه حج و یا ادامه تحصیل علوم اسلامی با جریانات صوفیانه جهان آشنا شدندو پس از بازگشت به چین اندیشه های صوفیانه را به سوغات آوردند و به تدریج طریقت های صوفیانه در چین بوجود آمد.
مهمترین طریقت های صوفیانه در چین عبارتند از طریقت قادریه ،خوفیه،جهریه و کبرویه است .
البته هر کدام از این طریقت ها به شاخه های کوچکتر تقسیم می شوند
جریان تفکرات جدید اسلامی
این جریان مربوط به اواخر تفکر مینگ است که مسلمانان به راحتی به کشورهای خاور میانه آمد و شد داشتند و تحت تاثیر حرکت های اصلاح طلبانه و احیاگرانه در این مناطق ایده های جدید اسلامی را وارد چین کردند. در اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم میلادی با مسافرت به حج و تحصیل جوانان در دانشگاه الازهر مصر مسلمانان ایده های جدید اسلامی را وارد چین کردند و برخی از موسسات عام المنفعه را تاسیس کردند و تحت پوشش این مراکز به ترویج ایده های نوین اسلامی و در برخی از موارد با طعم و بوی گرایش به تفکر سلفی ها و اخوان المسلمین پرداختند .
این جریان خود را در برابر مشکلات مسلمانان و قید و بند هایی که کشور میزبان برای آنها ایجاد کرده بود مسئول می دانست و حتی در برخی موارد از راه مبارزه و ستیزه جویی وارد می شدند.
جریان چهارم اسلامی
پس از آغاز اصلاحات اقتصادی و سیاست گشودن درها در سال ۱۹۷۹ میلادی، مسلمانان چین هم از این فرصت استفاده کرده و با کشورهای و جریان ها و مراکز دینی و اسلامی ارتباط برقرار کردند و با تعامل و تبادل دینی و فرهنگی با جوامع و مراکز موثر دینی مسلمانان زمینه تحولات دیگری را در زمینه گسترش و رشد تفکر اسلامی را آماده کردند
پیروان اهل بیت علیهم السلام در چین
در چین دو دسته هستند که به آنها شیعیان اعتقادی و شیعیان فرهنگی اطلاق می شود
شیعیان اعتقادی افرادی هستند که معتقد به امامت امام علی و امامان علیهم السلام بعد از آن حضرت هستند و به دو دسته اسماعیلیه و امامیه تقسیم می شوند.
شیعیان فرهنگی به پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام اعم از شیعیان و اهل سنت که پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند اطلاق می شود .
شیعیان فرهنگی چین قرابت و اشتراکات زیادی را در محبت به اهل بیت علیهم السلام و اعتقادات دینی با شیعیان اعتقادی دارند و از فرهنگ و مذهب شیعه اعتقادی متاثر هستند.
شیعیان اسماعیلیه در چین غالبا از اقلیت تاجیک چین هستند که در منطقه تاشقوغان در استان سین کیانگ و در دامنه کوه های پامیر ساکن هستندو از پیروان شیعه شش امامی می باشند و جمعیتی در حدود ۴۵ هزار نفر دارند .این گروه بنا بر نقلی در حدود قرن دهم به شیعه گرویده و در اواخر قرن هفدهم به مذهب اسماعیلی پیوستند.
در چین علی رغم قرابت بسیاری از مسلمانان و آداب و فرهنگ آنها با شیعیان ولی تعداد شیعیان ۱۲ امامی اندک است و بیشتر در منطقه یارکند استان سین کیانگ مسقر هستند.
گرایش برخی از مسلمانان چینی به گروهکهای افراطی
عربستان سعودی از طریق ساخت و ساز مساجد و مراکز دینی و مذهبی و گاهی حمایت مالی از برخی از عالمان و ائمه جماعات مساجد و شخصیت های صاحب نفوذ مسلمان در چین و همچنین با اعزام دانشجو به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر تفکر و اعتقادات مسلمانان چینی تاثیر گذار است در سال های اخیر با حمایت از برخی از دانشجویان مسلمان اعزامی از کشورهایی مانند پاکستان و ... تلاش می کند که در میان مسلمانان چین نفوذ کند و تفکرات وهابیت و سلفی را ترویج و گسترش دهد. و جذب و اعزام برخی از مسلمانان چینی به گروههای تکفیری و پیوستن آنها به داعش نشان از این واقعیت دارد.
منابع متعددی اعلام کرده اند که اخیرا برخی ازداوطلبان چینی به گروهک تکفیری داعش پیوسته اند. گزارش های امنیتی حاکی از آن است که عناصر چینی در داعش به ویژه در شمال شرق سوریه در سمت های بالای فرماندهی و رهبری قرار دارند.
«تییری میسان» روزنامه نگار فرانسوی در گزارشی مطبوعاتی در ژوئن ۲۰۱۴ تصریح کرد: صدها پیکارجوی چینی از اقلیت مسلمان ایغور به داعش در شمال شرق سوریه پیوسته اند و برخی از آنها در مدت کوتاهی به خاطر تجارب جنگی که در منطقه «سین کیانگ» کسب کرده اند به درجات عالی فرماندهی رسیده اند؛ حتی برخی از آنها در زمینه تکنولوژی های نوین و برخی دیگر در زمینه سلاح های سنگین دارای تخصص هستند.
اساسا ترویج تفکرات وهابی ، افراطی و تکفیری در میان برخی از گروه های اویغوری در افغانستان و پاکستان با پشتوانه مالی ریاض صورت می گیرد و سیاست های افراطی گری عربستان سعودی یکی از دلایل مشکلات و چالش های مسلمان اویغور در چین است .
برخی از جنبش های اسلامی که در چین مشغول فعالیت هستند عبارتند از:
۱. جنبش اسلامی ترکستان شرقی : جنبش اسلامی ترکستان شرقی در سال ۱۹۹۳ م بنیان گذاشته شد . این سازمان در پی فروپاشی شوروی با احزاب و گروه های افراطی در آسیای مرکزی ارتباط برقرار و سپس در افغانستان با طالبان والقاعده همکاری کرد . اکنون نیز برخی از اعضای آن به عضویت داعش درآمده اند .
۲.کنگره جهانی اویغور : کنگره جهانی اویغور گروهی جدایی طلب است که در سال ۲۰۰۴ م تأسیس شده است و تلاش می کند به عنوان نماد دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر در سین کیانگ مطرح شود. این کنگره تصریح کرده است که حرکت اعتراضی آن ها مذهبی نیست. این کنگره مدعی است که در کنار هجوم گسترده زبان چینی ، نسل کشی فرهنگی اویغور ها و نادیده گرفتن فرهنگ و هویت آن ها ، دولت چین حقوق اقتصادی اویغور ها را نیز تضییع می کند . آن ها اعتراض دارند که حضور چینی های خَن در سین کیانگ به شکل تعمدی و هدایت شده افزایش یافته است و دولت چین می خواهد سرکوب اویغورها در سین کیانگ را با توسل به جنگ علیه تروریسم و بنیادگرایی توجیه کند . این در شرایطی است که اسلام مدنظر اویغورهای سین کیانگ (به استثنای حامیان جنبش اسلامی ترکستان شرقی) ارتباطی به اسلامِ جعلیِ بنیادگرا و تکفیری ندارد
در این میان تلاش برخی از کشورهای منطقه ای و فرا منطقه ای برای استفاده ابزاری از موضوع اویغورها هر چه بیشتر شرایط را پیچیده تر ساخته است. ترکیه به دلیل تشابه زبانی و فرهنگی با اویغورها ، رویکرد حمایتی قوم گرایانه به آن ها دارد و میزبان ده ها هزار اویغور در خاک خود است ، این رویکرد بویژه در دوران حاکمیت حزب عدالت و توسعه و در قالب سیاست نئوعثمانیسم تشدید یافته است و برخی از محافل چینی معتقدند گروههای جدایی طلبی از اویغورها در ترکیه مستقر شده و از آنجا برای آموزش به اردوگاههای در افغانستان و پاکستان اعزام می شوند .
برخی منابع از آنها به خاطر اینکه نسبت به دیگر عناصر داعش کمتر افراطی هستند، تحت عنوان «داعشی های چینی» یاد می کنند. آنها بعد از اینکه کنترل موصل عراق به دست گروهک داعش افتاد به این گروهک پیوستند.
مسجد و انجمن اسلامی چین
افزون بر مدارس و مکتب های مسجدی در چین تعداد زیادی مدارس دینی و یا حوزه علمیه غیر دولتی در سراسر چین وجود دارد که با حمایت مردم مسلمان راه اندازی و تاسیس شده است. و هزاران طلبه در انها مشغول به تحصیل هستند.
مسلمانان چین در طول تاریخ غالبا در اطراف مساجد زندگی می کردند بعد از فروپاشی امپراتوری چین در سال ۱۹۱۱. م و دگرگونی در جامعه چین مسلمانان نیز به طبع دچار تغییرات و تحولاتی در سبک زندگی شدند و مسلمانان به تدریج به فکر تبلیغ و ترویج مدرن آموزه های اسلام افتادند و با احتیاط برخی از نهادها و موسسات را پایه گذاری نمودند.
از فدراسیون نجات ملی اسلامی،جامعه مطالعات اسلامی چین، جامعه فرهنگ اسلامی چین، مدرسه عمومی اسلامی چنگ دا می توان به عنوان موسسات اسلامی و مردم نهاد در چین نام برد.
سازمان امور ادیان چین بر اساس سیاست های حزب کمونیست در کنار انجمن بودائیان،انجمن دائویست ها، انجمن پیروان کنفسویس و جبهه میهن پرستان مسیحی انجمن اسلامی چین را تاسیس کرد تا سیاست های دولت چین و حزب کمونیست را در میان مسلمانان به اجرا گذاشته و راه اصلی ارتباطی میان حکومت و مسلمانان چین باشد و به این وسیله بر امور مذهبی مسلمانان مدیریت و نظارت داشته باشند و اصول و سیاست های اجرایی حزب کمونیست را در میان مناطق مسلمان نشین تقویت و حفظ نماید.
یکی دیگر از اهداف تاسیس انجمن های دینی دولت چین بنا بر اذعان خود آنها جبران خسارت های وارده به مسلمانان و ایجاد حفظ روحیه وحدت و هم دلی در جامعه چین و کسب اعتماد مسلمانان به دولت بود، که در این باره تشکیلاتی را تاسیس کرد تا مسلمانان زیر نظر تشکیلات انجمن اسلامی وابسته به دولت تعلیمات اسلامی را ببینند. هزینه های این مدارس توسط دولت پرداخت می شود و فارغ التحصیلان به عنوان امام جماعت و جمعه و استاد مشغول به کار می شوند .
بالاترین مرجع تصمیم گیری در انجمن اسلامی، شورای نمایندگان ملی مسلمانان چین است که هر پنج سال یک بار با حضورنمایندگان انجمن های اسلامی از مناطق مختلف چین تشکیل و در باره چگونگی تشکیل شورا و تعداد نمایندگان آن از سوی کمیته دائمی انجمن تصمیم گیری می شود.
شورای نمایندگان ملی، گزارش فعالیت های انجام شده در دوره قبل را بررسی و برنامه های آینده را تصویب و اهداف و سیاست ها و خط مشی های انجمن را برای ۵ سال تصویب کرده و اعضای کمیته اجرایی را انتخاب می کند و کمیته اجرایی نیز هر دو سال یک بار طی نشستی پیشنهادهای مطرح شده برای بهبود امور و فعالیت های انجمن های اسلامی و تطبیق آن با سیاست های دولت بررسی و ارزیابی می نماید.
انجمن اسلامی همچنین دارای یک کمیته دائمی است که توسط شورای نمایندگان انتخاب می شوند که وظیفه اجرای مصوبات و دستور العمل های شورای نمایندگان را دارد .
روسای پیشین انجمن اسلامی تا کنون آقایان برهان شهیدی، محمد علی جانگ جیه، الیاس شن شیاسی، صالح ان شووی، و رییس فعلی امام هلال الدین می باشد.
انجمن اسلامی چین متشکل از دفتر روابط بین الملل؛بعثه حج؛نظارت بر فعالیت های مذهبی؛ بخش انتشارات؛ بخش پژوهش و تحقیقات اسلامی؛ بخش آموزش علوم اسلامی؛ بخش اقتصادی و مبادلات تجاری؛ می باشد.
جالب است بدانید که بخش پژوهش و مطالعات انجمن تا کنون میلیون ها نسخه کتاب اسلامی از قبیل قرآن، تفسیر قرآن، کتب فقهی، عقاید، دیوان الخطب المنبریه(ویژه خطبه های نماز جمعه و جماعات) تدوین و تهیه مدخل های اسلامی و دهها سمینارداخلی و بین المللی در این باره منتشر و برگزار کرده است.
سالانه تعدادی از فارغ التحصیلان بخش آموزش اسلامی جهت ادامه تحصیل به کشورهای مصر، عربستان، پاکستان، لیبی، مالزی و... اعزام و پس از بازگشت در مناصب مختلف گمارده می شوند.
در چین مدارس و حوزه های علمیه غیر دولتی و دولتی وجود دارد
مدارس غیر دولتی از اواخر دهه ۱۹۸۰ با حمایت های مردمی و اشخاص به تدریج تاسیس و گسترش پیدا کردو در سال ۱۹۱۱ نخستین حوزه علمیه در حومه شهر دالی از توابع استان یون نن تاسیس شد و به تریج طلاب زیادی جذب این مدارس شدند و از طریق شبکه های اطلاع رسانی بومی و سنتی ارتباطات درونی این حوزه ها بیشتر شد.و اکنون علی رغم مانع تراشی های دولت چین برای این دسته از طلاب دینی ، ولی دارای تشکیلات هماهنگ و سازمان یافته ای هستند.
دولت چین و حزب حاکم کمونیست برای مقابله با شکل گیری حوزه های علمیه غیر دولتی و خطرات آن اقدام به تاسیس ده مدارسه دینی دولتی زیر نظر انجمن اسلامی در شهرهای پکن، کونمینگ مرکز استان یون نن، شی ان مرکز استان شانسی، شن یانگ مرکز استان لیائو نینگ، شی نینگ مرکز استان چینگ خی، لنجو مرکز استان گنسو، اینچوان مرکز استان نینگ شیا، ارومچی مرکز استان سین کیانگ، و جنگ جو مرکز استان خه نن نمود.
تمام هزینه های این مدارس با دولت چین است و فارغ التحصلان آن به عنوان استاد و امام جمعه و جماعات مساجد زیر نظر دولت چین و به عنوان مترجم شرکت ها و وزارت خانه های دولتی مشغول به کار می شوند.
دوره تحصیلی مدارس علمی دولتی چهار سال برای لیسانس و هفت سال برای دوره تخصصی (ارشد) می باشد و در این مدارس بر فراگیری آموزش ها با محوریت زبان چینی و آشنایی با سیاست های دولت چین و رایانه و فراگیری زبان های خارجی تاکید می شود.
بزرگترین مدرسه علمیه در منطقه کیانگ مدرسه علمیه ارومچی است که بیش از ۲۰۰ نفر طلبه دارد.
مساجد در چین
در پکن بیش از ۷۰ مسجد وجوددارد و در شهر شانگهای ۸ مسجد که یکی ازآن مساجد ویژه زنان است. مساجد بزرگ چین دارای حمام، توالت، وضوخانه و محلی برای ذبح قربانی هستند؛ در مساجد کارهایی مانند ازدواج؛ کفن و دفن مردگان؛آموزش معارف اسلامی؛رسیدگی به مشکلات مسلمانان؛ ذبح اسلامی؛ برگزاری مسابقات ورزشی؛ اذان و اقامه در گوش نوزادان صورت می گیرد.در تمام مسجد قطعه سنگی هست که روی آن سنگ تاریخ مسجد و کمی از مسلمانان آن‌جا نوشته است هر کدام از مساجد کشور چین اغلب چندین روحانی دارند وحجره آن‌ها هم در مسجد است و این برای طلاب چینی یک امتیاز محسوب می‌شود آن‌جا برای امام جماعت سن و سال را مد نظر قرار نمی‌دهند هرکس قرائت خوبی داشته باشد موقع نماز او امام جماعت، نمازگزاران مسجد می‌شود.
شهر «شانگهای» به پایتخت اقتصادی چین معروف است و مسجد انجمن اسلامی چین در این شهر منبری برای اعتلای پرچم اسلام در این سرزمین چند فرهنگی و هویتی است.
انجمن اسلامی چین به ۸۹ هزار مسلمان شانگهای و ۱۰ هزار مسلمان خارج از این شهر خدمات ارائه می‌دهد و این امر از طریق ۸ مسجد مناطق مختلف شهر شانگ های صورت می‌گیرد.
علی رغم این که انجمن اسلامی چین به دنبال القای این مطلب است که این انجمن وظیفه رسیدگی به مشکلات و امور دینی و فرهنگی مسلمانان را دارد ولی بخش زیادی از مسلمانان معتقدند که این انجمن نماینده حزب کمونیست چین است و در واقع این انجمن برای مدیریت و جهت دهی، کنترل و بازخورد گیری از عملکرد مسلمانان تاسیس شده است و از عملکرد آن رضایت کافی ندارند.
با این حال در سالهای اخیر حزب کمونیست و حاکمیت چین تا حدودی درهای اصلاحات را باز گذاشته و با سیاست گذاری دقیق تر آزادی عمل بیشتری را به ادیان خصوصا پیروان دین اسلام داده و با زیرکی خاصی به دنبال عرضه یک اسلام بی خطر و مسالمت گرا با سایر ادیان و به ویژه اهل مسالمت و کنار آمدن با تفکرات حزب کمونیست می باشد، به عبارتی دیگر حکومت چین به دنبال ارائه اسلامی شبیه آنچه اکنون در اندونزی و یا مالزی و... جریان دارد به مسلمانان چین است. (www.hawzahnews.com/news/۴۳۹۵۷۹)
به نظر می رسد تمرکز این کشور روی مسأله اقتصادی و تلاش برای جذب سرمایه های خارجی و استفاده از منابع نفتی از یکسو و کم توجهی دولت چین نسبت به مسأله ترویج خزنده تفکر وهابیت در این کشور و نفوذ اندیشه های افراطی از سوی دیگر، به چالشی برای این کشور تبدیل شده است. البته این گونه نیست که دولت چین اجازه فعالیت آزادانه گروههای افراطی را در این کشور بدهد و اقدامات گروههای اسلامی را زیر نظر داشته و در مواردی که با امنیت کشور تعارض داشته باشد با آن برخورد و مقابله می کند، مسأله مقابله با ایغورها در منطقه سین کیانگ چین در این راستا قابل ارزیابی است در عین حال که مقابله دولت چین با این گروهها از سوی جریان رسانه ای غربی به عنوان برخورد با مسلمانان توسط چین وا نمود شده و این جریان ها که دستانشان به خون مسلمانان آغشته است در اینجا در قامت مدافع مسلمانان به میدان آمده اند که خود سؤال برانگیز بوده و از واقعیات دیگری پشت پرده در راستای تحت فشار قرار دادن این کشور و پیگیری اهداف خویش، حکایت دارد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
من درتمام عمرم یکبار ب مسجدی رفتم ک کفشهایم را دزدیدند ! گفتم خدایا این چ مذهبیست ک سالهاست ملیاردها دلار بی زبان خرج ترویجش شده تمام هم و غم کشور از بام تا شام بدان پرداخته میشود ثانیه ای تا ب همین لحظه دست فشارش را از سر مردم و کشور بر نمیدارد ولی حتی نتوانسته ب پیروانش یاد بدهد ک دزدیدن کفش ی آدم دیگه خیلی کار زشتیه چون مسجد در قبال کفش ارباب رجوعان خود سره سوزنی مسعولیتی ندارد و شخص بیچاره باید پا برهنه تا خانه خود برود . اینطور ک مسلم است تا هزارسال دیگر هم نمیتواند همین نکته پیش پا افتاده را ب کسی تفهیم کند . منظور حقیر این است ک مذهب ما برای مردم بلاد اسلامی تاامروز چ سودی داشته ک برای چین داشته باشد ؟ تنها دلیل حمایت چین از فرهنگ مردم عرب و در کل جهان اسلام تشویق سرمایه گذاران ثروتمند بداخل مرزهای چین و استفاده ارزانتر از منابع سوختهای فسیلی الاخصوص نفت از این کشورهاست! کشورهایی ک معمولن هیچ برنامه اقتصادی جامه ای برای پیشرفت در سر ندارند و تمام برنامه ای ک دارند سود شخصیست
پرسمان
سلام علیکم، ۱.اولاً؛ رفتار یک نفر را نمی توان به حساب تمام افراد گذاشت. ثانیاً؛ آیا اگر کفشی در مسجدی دزدیده شد، باید نمازگزاران مسجد را متهم به چنین کاری کرد ؟ چه دلیل دزیده شدن کفش را به مسجدیها نسبت داده اید؟ در حالی که این گونه کارها را نوعاً برخی افراد غیر معتقد و لا ابالی با سوء استفاده از فرصت نماز و مسجد، انجام می دهند و اقدام به دزدیدن کفش های نمازگزاران می کنند. ثالثاً؛ معمولاً در مساجد محل هایی برای نگهداری کفش ها در نظر گرفته شده یا کیسه برای همراه بردن کفش ها در مسجد تعبیه شده است تا افراد از وسایل خود مراقبت نمایند و زمینه برای سوء استفاده برخی فراهم نشود.
۲.نقش مذهب در تربیت و رشد فردی و اجتماعی انسانها و اخلاق فردی و اجتماعی و معنا بخشی به زندگی انسان و تحقق آرامش و ... قابل انکار نیست و اگر چه امروز متأسفانه کشورهای اسلامی به دلیل فاصله گرفتن از آموزههای اصیل اسلامی و برداشته های نادرست از آن و تنبلی و سستی و اختلاف و تفرقه و تسلط و نفوذ استعمارگران و... دچار مشکلات و عقب ماندگیهایی هستند، اما پیشینه و کارنامه درخشان تمدن اسلامی و پایه گذاری تمدنی برجسته که تمدن غرب ، وامدار آن است ، دلیل روشنی براثبات توانایی و ظرفیت علمی و کارنامه عملی اسلام در ترسیم پیشرفت و توسعه است و « این مطلب جاى تردید نیست که مسلمین ، دوران عظمت و افتخار اعجاب آورى را پشت سر گذاشته ، نه از آن جهت که در برهه اى از زمان حکمران جهان بوده اند... زیرا جهان حکم رانان و فاتحان بسیارى به خود دیده است که چند صباحى به زور خود را بر دیگران تحمیل کرده اند و طولى نکشیده که مانند کف روى آب ، محو و نابود شده اند بلکه از آن جهت که نهضت و تحولى در پهنه گیتى به وجود آوردند و تمدنى عظیم و با شکوه بنا کردند که چندین قرن ادامه یافت و مشعل دار بشر بود ، اکنون نیز یکى از حلقات درخشانى تمدن بشر به شمار مى رود و تاریخ تمدن به داشتن آن مى بالد . مسلمین چندین قرن در علوم و صنایع و فلسفه و هنر و اخلاق و نظامات عالى اجتماعى بر همه جهانیان تفوق داشتند و دیگران از خرمن فیض آن ها توشه مى گرفتند . تمدن عظیم و حیرت انگیز جدید اروپایى که چشم ها را خیره و عقل ها را حیران کرده است و امروز بر سراسر جهان سیطره دارد ، به اقرار و اعتراف محققین بى غرض غربى ، بیش از هر چیز دیگر از تمدن با شکوه اسلامى مایه گرفته است.»( مطهری ، مرتضی ، انسان و سرنوشت ، تهران: صدرا ، ۱۳۷۴، ص۱۰)
به عنوان نمونه ویل دورانت در تاریخ تمدن چنین می نویسد : « اسلام طى پنج قرن، از سال ۸۱ تا ۵۹۷ ه. ق (۷۰۰ تا ۱۲۰۰ م) از لحاظ نیرو، نظم، بسط قلمرو حکومت، تصفیه اخلاق و رفتار، سطح زندگانى، وضع قوانین منصفانه انسانى و تساهل دینى، ادبیات، دانشورى، علم، طب و فلسفه پیشاهنگ جهان بود»( ویل، دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، (عصر ایمان، بخش اول)، تهران: انتشارات علمى و فرهنگى ،۱۳۷۳ ، ج۴، ص ۴۳۲)
« اسلام در جهان مسیحى نفوذ گوناگون و بسیارداشت. اروپاى مسیحى غذاها، شربت ها، دارو، درمان، اسلحه، استفاده از نشان هاى مخصوص خانوادگى، سلیقه و انگیزه هنرى، ابزارها و فنون صنعت و تجارت و قوانین و راه هاى دریایى را از اسلام فرا گرفت و غالباً لغات آن را نیز از مسلمانان اقتباس کرد ... علماى اسلامی ، ریاضیات، طبیعیات، شیمى، ستاره شناسی و پزشکی یونان را حفظ کردند و به کمال رسانیدند و این میراث یونانی را که بسیار غنى تر شده بود، به اروپا انتقال دادند. پزشکاناسلامی پانصد سال تمام علمدار طب در جهان بودند.. ابن سینا و ابن رشد از نظر فلاسفه مدرسی اروپا که این دو را در مرجعیت بعد از یونانیان قرار می دادند ، انوار شرق بودند ... این نفوذ اسلامى [از راه] بازرگانى و جنگ هاى صلیبى، ترجمه هزاران کتاب از عربى به لاتینى و مسافرت هاى دانشورانى از قبیل ژربر، مایکل اسکات ... به اسپانیاى مسلمان [انجام گرفت]» (همان، ص ۴۳۳- ۴۳۴)
مونتگمری وات انگلیسی می گوید : «ما اروپاییها مدیون بودن فرهنگمان را به اسلام نادیده می گیریم ، ما اغلب اوقات گستره و اهمیت تأثیر اسلام را بر میراث فرهنگی مان دست کم می گیریم و بعضی اوقات حتی از آن به کلی چشم پوشی می کنیم ... امروزه بر ما اروپاییان غربی است که برداشت غلط خودمان را اصلاح کنیم و بر دینمان نسبت به جهان اسلام و عرب اعتراف نماییم .» (وات ، مونتگمری ، تأثیر اسلام در اروپا ، ترجمه یقوب آژند ، تهران: مولی ، ۱۳۶۱، ص ۱۰ ، ۱۴۸)
موریس بوکاى فرانسوى نیز آورده است: «اسلام همواره علم و دین را همزاد تلقى کرده و از همان آغاز، طلب علم جزو دستورهاى دینى اش بوده است. به کار گرفتن همین دستور موجب جهش معجزه آساى علمى دوره مهم تمدن اسلامى شد. همان تمدنى که غرب نیز قبل از رنسانس (نوزایش) از آن برخوردار گردید» (بوکاى، موریس ، عهدین، قرآن و علم، ترجمه حسن حبیبى، تهران: حسینیه ارشاد، بى تا، ص ۱۴)
زیگرید هونکه می نویسد: « تمدن اسلامی که به وسیله مسلمانان آغاز شد ، نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آن را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد ، بلکه آنان پایه گذار شیمی آزمایشی ، فیزیک ، جبر ، علم حساب به مفهوم امروزی و مثلثات فضایی ، زمین شناسی و جامعه شناسی هستند . تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گرانبها و اختراعاتی در همه بخش های علوم تجربی که اکثر آنها بعدها نویسندگان اروپایی دزدانه به حساب خودشان گذاشتند ، به مغرب زمین هدیه کرده است ، ولی شاید گرانبهاترین آنها را اسلوب تحقیقات علم طبیعی باشد که این پیش قدمی مسلمانان بود که جای پا را برای اروپا باز کرد و منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آن گردیدند .» (صرفی ، محمد تقی ، تمدن اسلامی از زبان بیگانگان ، ص ۱۰۶)
گوستاولوبون نیزمى نویسد: « ما در تاریخ ، ملتی را سراغ نداریم که مانند اعراب و مسلمانان به این اندازه در دیگران تأثیر داشته باشند ، زیرا تمام ملتها که به نحوی با آنها ارتباط پیدا کردند ، تمدن آنان را پذیرفتند ...نفوذ اخلاقى همین اعراب زاییده اسلام، آن اقوام وحشى اروپا را که سلطنت روم را زیر و زبر نمودند، در طریق آدمیت داخل کرد و نیز نفوذ عقلانى آنان دروازه علوم و فنون و فلسفه را که از آن به کلى بى خبر بودند، به روى آنها باز کرد و تا ششصد سال استاد اروپاییان بودند» (لوبون ، گوستاو ، تمدن اسلام و عرب ، ترجمه سید محمد تقی فخر داعی ، تهران: علی اکبر اعلمی ،۱۳۳۴)
آیا باید کوتاهی و کم کاری و بی توجهی خودمان را به حساب دین بگذاریم؟ مگر مشکلات و عقب ماندگی ما مربوط به دین و تعالیم دینی است که بر آن خرده بگیریم و انگشت اتهام را به سمت آن نشانه برویم؟ کجا ما احکام اسلام را به درستی پیاده کردیم و به آن عمل کرده ایم و از آن متضرر شده ایم . مگر دین به بی نظمی، تنبلی و سستی و بی توجهی به استعدادها و منابع و امکانات توصیه کرده است که دین را متهم می کنیم؟ آیا دین اسلام فراگیری علم و دانش و کسب روزی حلال را واجب ندانسته است؟ آیا بدان عمل کرده ایم یا آن را
۳.البته نگاه اقتصادی حاکم بر نظام چین ایجاب می کند که از منابع و امکانات و سرمایه های این کشورها بیشترین بهره را ببرد و نیاز به منابع این کشورها نیز در مسامحه با نفوذ فرهنگ این کشورها تأثیر گذار بوده است و همین مسأله زمینه ساز گسترش اندیشه های وهابی در این کشور شده است .

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.