چگونگی بوجود آمدن شیطان پرستی ۱۳۹۱/۵/۳ - ۴۱۱۵۰ بازدید

شیطان پرستی چگونه بوجود آمد؟

شیطان پس از ۶۰۰۰ سال عبادت وارد جرگه فرشتگان مقرب الاهی گردید، اما تکبری که در وجودش همچون شعله ی زیر خاکستر بود به هنگام سجده بر انسان سربرآورد و ندای خلقتنی من نار و خلقته من طین[۱]سرداد، واین کلامش او را از قله ی سعادت به قعر شقاوت فرستاد، و از آنجا بود که کمر به همت گمراه نمودن آدم(ع) و ابناء او بست.
با وسوسه اش کام آدم و حوا را به طعم میوه ممنوعه آلوده نمود و آنان را از بهشت عرشی به منزل فرشی هبوط داد، و حال این قابیل است که با کمند حسادت شیطان،دست خویش را به خون برادر رنگین می نماید و خداوند را برآن داشت تا انسان را تا ابدیت ندا دهد که: الم اعهد الیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان إنه لکم عدو مبین[۲].
واکنون سال ها از آن عهد جاودانه خداوند با فرزندان آدم می گذرد و در طول تاریخ همواره قابیلیانی بودند که این عهد را نقض نموده و به جرگه ی عبادالشیطان درآمده اند، ولی شیطان بر سر پیمانی که با خویش بسته بود محکم ایستاده و پیروانی را به عبادت خویش فرامی خواند و ندای أنا ربکم أعلی را که روزی به واسطه فرعون سر می داد، امروز خود به صورت بی واسطه سر می دهد تا مرهمی باشد بر زخم کهنه ی تکبرش.
مقدمه
شیطان پرستی (و یا به تعبیر دقیق تر شیطان گرایی)حرکتی است که امروزه خصوصا در دنیای غرب مریدانی را به خود جذب نموده است.این حرکت با پشتیبانی کانون های بزرگ سرمایه داری (خصوصا یهود) و با پیامبری پیامبرانی چون موزیک متال و سینمای هالیوود رویای تسخیر عواطف و افکار بشریت را در سر می پروراند.
جهت درک بهتر وضعیت و جایگاه این فرقه بهتر است که نگاهی هرچند کوتاه به پیشینه ی تاریخی جریان شیطان گرایی در طول ادوار مختلف تاریخ بشر داشته باشیم؛ چرا که عدم توجه به این پیشینه در کنار عدم اطلاعات صحیح از وضعیت کنونی این فرقه، موجب شده است که در چند سال اخیر شاهد تحلیل های ضعیف از طرف مراکز پژوهشی و رسانه ای کشورمان نسبت به این جریان باشیم؛و متاسفانه این تحلیل ها موجب بروز اقدامات مقابله ای شتابزده و غیرعلمی از طرف مراکز اجرایی کشور گردیده است، که نه تنها در جلوگیری از نفوذ این جریان زیاد موفق نبوده ،بلکه در برخی موارد ،به صورت ناآگاهانه، کمک به گسترش این جریان از طریق رسانه ها نموده است.
قبل از ورود به موضوع تاریخچه این جریان ،لازم است این نکته را متذکر شویم که شیطان گرایی مورد بحث زائیده نگاه یهودی-مسیحی به شیطان است که با نگاه اسلامی متفاوت است.در نگرش اسلامی شیطان یک جن است[۳] که در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه یافت و به خاطر عصیان در برابر دستور الاهی ازمقام خویش تنزل پیدا نمود و با فریب آدم(ع) و همسرش نسبت به میوه درخت ممنوعه، باعث هبوط آن دو از بهشت الاهی شد؛[۴]ولی در نگاه یهودی-مسیحی شیطان یک فرشته است که به همراه تعدادی از فرشتگان برای آزادی قیام نموده و از دستگاه الاهی خارج شدند.همچنین شیطان در داستان آدم(ع) و حوا به نوعی نقش یک منجی را برای نوع بشر بازی می کند و با راهنمایی آن دو به سمت میوه درخت معرفت ! آن ها را از باطن امور آگاه و از یوغ بندگی استثمارگونه خداوند رها می نماید.]۵[
تفاوت دیگر آن که در نگاه یهودی-مسیحی شیطان موجودی است بسیار قدرتمند که قدرت او با قدرت خداوند رقابت می کند،و به نحوی باعث تسلط شیطان بر انسان می گردد؛ولی در آموزه های اسلامی شیطان کیدی ضعیف داشته[۶] و تنها قدرت وسوسه گری نسبت به انسان دارد.
با توجه به نکته مذکور فرقه هایی همچون یزیدیه(که بیشتر با عنوان شیطان پرستان عراق شناخته می شوند) و یا جنبش های ضدمسیحی[۷] فعال در غرب، از دایره بحث این مقاله خارج می شود؛ چرا که شیطان مورد پرستش در میان یزیدیان تا حدودی شباهت به شیطان در نگاه اسلامی دارد، و جریان های ضدمسیحی،تنها از نظر مخالفت با آموزه های دین مسیحیت با شیطان گرایان اشتراک داشته و در بسیاری مبانی فکری با یکدیگر اختلاف نظر دارند.
تاریخچه شیطان‌گرایی
تاریخجه شیطان‌گرایی یا شیطان پرستی را می توان در قالب چهار دوره تاریخی تقسیم بندی نمود.
شیطان پرستی بدوی(دوران باستان)، شیطان‌گرایی در قرون وسطا(قرن ۴ تا ۱۵ میلادی)، شیطان‌گرایی مدرن(قرن ۱۶ تا ۱۹میلادی)،[۸]شیطان گرایی دوران معاصر(قرن بیستم به بعد) .
همان طور که خواهید دید این جریان در دو دوره نخست روند تکاملی خود را طی نموده و در دو دوره اخیر روندی انکشافی به خود گرفته است.البته نکته قابل تاملی که در سیر انکشافی این جریان باید به آن توجه نمود آن است که سردمداران این جریانات اواسط دوره مدرن با حذف تدریجی جنبه های خشونت امیز شیطان پرستی و تمرکز بیشتر بر مبانی لذت گرایی و نفس پرستی آن درصدد ترویج هرچه بیشتر این گرایشات در میان عموم مردم،خصوصا جوانان،می باشند.
شیطان‌گرایی بدوی
وقتی کتاب هایی که در زمینه تاریخ تمدن و تاریخ ادیان نگاشته شده است را ورق می زنیم،به مواردی بر می خوریم که خدایانی با ماهیت شیطانی توسط برخی قبایل بدوی ستایش می شده است.آئین هایی همچون پرستش الاهه باروری که در آن زنان و مردان یک قبیله برای افزایش محصول زمین های خود بی مهابا به هم می آمیختند تا بر اساس قانون تشابه در جادوگری ،‌باعث باروری هرچه بیشتر زمین و در نتیجه محصول بیشتر گردند و یا آئین قربانی انسان که در آن با اهداء خون یک انسان و بعضا یک کودک به شیاطین ،‌به گمان خود می خواستند از اراده ی شوم شیطان در امان بمانند ،‌نمونه هایی از این آئین های شیطانی است که درراستای پرستش شیطان و نیروهای شرور به کار برده می شده است.
اما این که چگونه این آئین ها در میان قبایل بدوی مرسوم گشته و با وجود پیامبران الاهی درهر زمان چه عاملی باعث گرایش آنان به چندخدایی و پرستش خدایان شیطانی گردیده است، سوالی است که برخی آن را با این فرضیه پاسخ داده اند که : ادیان ابتدایی که پیامبران الاهی برای بشر می‌آوردند مثل ادیان ابراهیمی در راستای پیوند میان ساحت مادی و معنوی زندگی انسان بود. پیامبران می‌کوشیدند تا دست خلاق و روزی بخش خداوند را در چرخة این زندگی طبیعی آشکار سازند و از این رهگذر مسیر رشد و تعالی انسان را بگشایند.
به دنبال تعالیم انبیا مردم کشت و زرع و باران و آفتاب و سایر نمودها و پدیده‌های طبیعی را نشانه‌ای از پروردگار و لطف و رحمت او می‌دانستند و همواره می‌کوشیدند تا با ایمان و نیایش و آیین‌های معنوی، رحمت و برکت او را در زندگی خود جاری سازند. اما گاهی خشکسالی می‌شد، یا آفتی تمام تلاش آنها را از بین می‌برد؛ در این مواقع به جهت انحراف از تعالیم پیامبران کم‌کم معتقد شدند که همیشه تدبیر جهان به دست خداوند بخشنده و مهربان نیست، بلکه گاهی اوقات نیروهای شر و شیطانی هم دست در امور جهان دراز می‌کنند و بر سود و زیان انسان مسلط هستند.
باور به اینکه شر و شیطان مستقلاً منشأ قدرت و اثر در عالم است، به باورهای ثنوی و دوگانه‌گرایی در الوهیت و ربوبیت انجامید و مردم گمان کردند که با نیایش خدای خیر و رحمت به تنهایی منافعشان تأمین نمی‌شود و لازم است که نیروهای شر را هم ستایش کنند و برای تعظیم و تجلیل شیطان نیز برنامه‌هایی داشته باشند..
شیطان‌گرایی در قرون وسطا
در ابتدای قرون وسطی شاهد گسترش گرایش به فرقه ها وآئین های شیطانی در میان طبقه ی رعیت جامعه ی آن زمان اروپا هستیم. گردهمایی هایی همچون مراسم سابات[۹] که در روز شنبه برگزار می گردید و برگرفته از آئین های باروری در دوران باستان بود،نمونه ای از آئین های شیطان گرایی در آن دوران است.لیکن به علت آمیخته بودن این مراسمات با آئین های جادوگری و مسائل غیر اخلاقی، کلیسا به مبارزه با این جریانات پرداخت فلذا در اواخر قرون وسطی این فرقه ها بیشتر درقالب گروه های مخفی به کار خود ادامه دادند.در همین دوران (اوایل قرن ۱۲ میلادی) است که شاهد شکل گیری اولین انجمن های مخفی فراماسونری دراروپاهستیم.
پایه ریزی اولیه انجمن های فراماسونری،طی جنگ های صلیبی و ‌توسط گروهی از شوالیه های اروپایی با عنوان شوالیه های معبد[۱۰] انجام گرفت.مبانی فکری این گروه ریشه در آموزه های عرفان یهودی (کابالا)[۱۱] داشت.کابالا(قبالا) به شدت متاثر از سنت های جادوگری باستانی خصوصا مصر باستان می باشد.به عقیده فیبر اولیوت[۱۲]،مورخ یهودی،کابالا سنتی است که برخی رهبران بنی اسرائیل از عقاید مصریان باستان آموختند و به صورت شفاهی نسل به نسل منتقل کردند.این سنت شفاهی که حاوی عقاید و گرایشات کفرآمیزبود به تدریج با تعالیم وحیانی مذهب یهودیت درهم آمیخت و به تعبیر یکی دیگر از مورخان یهودی تئودور ریناخ:کابالایک سم بی صدا بود که وارد عروق یهودیت گردید و تمام آن را آلوده کرد[۱۳].آموزه های الحادی کابالا موجب شد که شوالیه های معبد اقدام به اجرای آئین های شیطانی و کفرآمیزی درمیان محافل سری خود بنمایند.
این گروه که درابتدا خود را سربازان فقیرعیسی مسیح و معبد سلیمان می نامیدند،بعد از مدتی با طراحی نوعی سیستم مالیو اعتباری (شبیه نظام چک بانک امروزی)،امنیت مالی زائران مسیحی که از اروپا به فلسطین می امدند را در دست گرفتند و از این طریق ثروت های هنگفتی به دست آوردند و به یک گروه قدرتمند تبدیل شدند.
شهسواران معبد همچنین مسئول اصلی تهاجم صلیبی ها و قتل عام مسلمانان بودند. به همین دلیل صلاح الدین، فرمانده بزرگ مسلمانان،کهلشگر صلیبی هارا در ۱۱۸۷ درتبرد حطین شکست داد و بیت المقدس را آزاد نمود، با این که تعداد زیادی از مسیحیان را مورد عفو قرار داد، اما شهسواران معبد را به خاطر جنایاتی که مرتکب شده بودند محکوم به مرگ کرد. شهسواران معبد با وجود از دست دادن بیت المقدس و تحمل تلفات سنگین، همچنان به حیات خود ادامه دادند؛ و علی رغم کاهش مستمر حضور مسیحیان در فلسطین،آن ها قدرت خود را در اروپا افزایش دادند و ابتدا در فرانسه و سپس در سایر ممالک به حکومتی در درون یک حکومت تبدیل شدند.شکی نیست که قدرت سیاسی آن ها پادشاهان اروپایی را نگران ساخته بود، اما علاوه برآن شایعاتی که درباره مراسمات و عقاید کفرآمیز این گروه در جامعه قوت گرفته بود، دستگاه پاپی آن زمان را نیز نسبت به خود حساس نمود.
سرانجام در سال ۱۳۰۷ فلیپ لوبل[۱۴]، پادشاه فرانسه، تصمیم گرفت اعضاء فرقه را دستگیر کند. برخی از آن ها موفق به فرار شدند،اما اکثر آن ها دستگیر شدند. پاپ کلمنت پنجم[۱۵] نیز به این پاکسازی ادامه داد. بسیاری از شهسواران معبد، بعد از بازجویی ها و محاکنه های طولانی به انحرافات خود اعتراف، و پذیرفتند که از عقاید مسیحیت دست برداشته و در اجتماعات خود به حضرت مسیح(ع) اهانت کرده اند. سرانجام در سال ۱۳۱۴ به دستور کلیسا و پادشاه، رهبران شهسواران معبد که استاد اعظم نامیده می شدند و سرکرده آنان ژاک دموله[۱۶] اعدام شدند و مابقی به زندان افتادند و فرقه متلاشی گشت و در ظاهر از بین رفت.
اما هرچند فرقه ظاهرا منهدم شد، ولی در واقع ازبین نرفت. در طی توقیف سریع سال ۱۳۰۷ برخی از شهسواران معبد گریختند و موفق شدند که خود را مخفی کنند. طبق فرضیه ای که بر اساس مدارک تاریخی مختلف شکل گرفته است، تعداد زیادی از آن ها به اسکاتلند پناهنده شدند. یعنی به تنها سرزمین سلطنتی اروپا که هنوز در قرن چهاردهم، اقتدار کلیسا را به رسمیت نشناخته بود. در آن جا آنان تحت حمایت پادشاه اسکاتلند، روبرت بروس تجدید سازمان کردند. مدتی بعد آن ها روش مناسبی برای حیات سری و مخفیانه ی خود یافتند.آن ها به مهمترین صنف در جزایر قرون وسطی انگلستان یعنی لژ بنایان[۱۷]رخنه کردند و سرانجام کاملا این لژها را تحت کنترل خود درآوردند.[۱۸]شاید به همین خاطر است که از آن پس به آن ها فراماسون Free mason یا همان بنای آزاد می گویند.
با شروع عصر مدرن لژ بنایان نام خودرا به لژهای ماسونی تغییر دادند.آئین اسکاتلندی قدیمی ترین شاخه فراماسونری است و تاریخ آن به اوایل قرن چهاردهم زمانی که شوالیه های معبد به اسکاتلند پناهنده شدند،باز می گردد. نامهایی که به بالاترین مقام ها در آئین اسکاتلندی داده می شود، همان عناوینی است که سده های پیشین به شوالیه های فرقه ی شهسواران معبد داده می شد، و تا امروز نیز از آن ها استفاده می شود.
به طور خلاصه، شهسواران معبد از بین نرفتند، بلکه فلسفه، عقاید و آئین های رازآلود و شیطانی آن ها تحت پوشش فراماسونری همچنان باقی است. این جریان خصوصا بعد از سال ۱۷۱۷ که چهار لژ بزرگ انگلستان با یکدیگر متحد شده و لژ بزرگ و متحد انگلستان[۱۹] را ایجاد نمودند[۲۰]،انسجام دوباره ای یافته و دست پنهانی قدرت های سلطه طلب در معادلات جهانی شده است.
باتوجه به مطالبی که در این بخش گذشت می توانید تا حدودی ارتباط و تاثیر قابل توجه جریان فراماسونری و عرفان یهود را در پایه ریزی فکری و ساختاری جریان شیطان گرایی در دوران مدرن و معاصر را بهتر درک نمائید. البته ارتباط میان این دو جریان منحصر به تاثیرات مبنایی نبوده و در حال حاضر نیز جریان ماسونی دنیا به خاطر نقش ویژه ای که شیطان گرایی و ترویج آن در راستای رسیدن به اهداف شوم آن ها دارد، پشتیبانی همه جانبه ای از این جریان می نمایند.اگرچه این پشتیبانی ها در پس پرده بوده و در ظاهر ارتباطی میان این دو جریان وجود ندارد.
شیطان‌گرایی در دوره مدرن
شیطان‌گرایی مدرن از نیمة قرن شانزدهم میلادی آغاز شد. از شخصیت های برجسته ی شیطان گرایی در آن دوران که نقش موثری در شیوع این جریان داشت می توان به خانم کاترین دومدیچی[۲۱] اشاره کرد. کاترین فرزند یکی از خانواده های بزرگ یهودی و دختر لورنزو جادوگر بزرگ فرانسوی بود.پدر وی به عنوان پیشگو در دربار پادشاه فرانسه فرانسوای یکم استخدام شد و دخترش کاترین را به همسری فرزند پادشاه دوک اورلئان (که بعدها با نام هانری دوم بر تخت شاهی فرانسه نشست) درآورد .کاترین همچنین مادر سه پادشاه فرانسه با نام‌های فرانسوای دوم و شارل نهمو هانری سوم بود. دخترش مارگریت نیز همسر اولین پادشاه فرانسه از خاندان بوربون یعنی هانری چهارم بود.
کاترین دو مدیچی پس از مرگ شوهرش نایب‌السلطنه فرانسه بود ، و پس از آن نیز در تصمیم‌گیری‌های حکومتی پسرانش نفوذ داشت.وی همچنین پیشگوی معروف نوستر آداموس را به عنوان مشاور و پزشک پادشاه، در دربار فرانسه استخدام نمود.نقش او در جنگ‌های مذهبی اروپای قرن شانزدهم و کشتار سن بارتلمی[۲۲] انکارناپذیر بود و به همین دلیل به‌شدت مورد تنفر قرار داشت.همه این عوامل باعث شد که وی به عنوان یکی از بانفوذترین بانوان دربار فرانسه در طول تاریخ این کشور شناخته شود.
کاترین پس ازمرگ همسرش، آئین بلک مس (Black mass)[۲۳] را در بین اشراف و درباریان فرانسه بنیان‌گذاشت.[۲۴] این مراسم از روی مدل جادوی جنسی در دورة باستان و آیین‌های باروری بدوی و گردهم‌آیی‌های جادوگران در قرون وسطا بازسازی شده بود.به علت محوریت فرهنگی و اجتماعی کشور فرانسه در اروپای آن زمان ،این مراسم در مدت کوتاهی به دربار سایر کشورهای اروپا از جمله انگلستان،آلمان و اتریش راه یافت.
پس از مدتی کودکان ناخواسته‌ای که پدرانشان معلوم نبود و مادران آنها را نمی‌خواستند، به وجود آمدند. در این جا بود که با ابتکار «کاترین دِشی» با نام مستعار «لاوازین»[۲۵] مراسم اتاق درخشان طراحی شد و آیین شیطان پرستی را تکمیل کرد. این مراسم باز تولید آیین قربانی انسان بدوی بود. اتاق درخشان کاملاً سیاه پوش و تنها منبع روشنایی آن شمع بود. در این اتاق نوزادان ناخواسته قربانی می‌شدند و خونشان به شیطان تقدیم می‌شد.[۲۶] پس از مدتی این قضیه لورفت و عده‌ای بازداشت و مجازات شدند، اما هنگامی که پای شخصیت‌های بلند پایه به پرونده کشیده شد، مقامات دستور توقف پی‌گیری را صادر کردند و این مراسم به طور مخفیانه و محرمانه ادامه پیدا کرد.[۲۷]
این آیین‌ها در طول قرن‌های هفده و هجده در قالب گروه‌های سرّی که توسط اشراف ایجاد و رهبری می‌شد، ادامه یافت، گروه‌هایی نظیر ژرمن باکسن، پسران نیمه شب، موهاکس‌ها و نفرین شدگان. بعضی از این گروه‌ها مثل «انجمن آتش جهنم»[۲۸] بسیار گسترده شده و شاخه‌های متعددی در سراسر اروپا ایجاد کردند.[۲۹]
آلیستر کرولی پدر شیطان گرایی مدرن
ادوارد الکساندر کرولی[۳۰] که بعد ها نام خود را به آلیستر کرولی[۳۱] تغییر داد.در تاریخ ۱۲ اکتبر ۱۸۷۵ میلادی در انگلستان متولد شد.وی تحصیلات خود را در رشته ادبیات انگلیسی ادامه داد.استعداد خاص وی در این رشته باعث شد که بعد از مدتی وی به عنوان یک نویسنده و منتقد اجتماعی شهرت پیدا کند.[۳۲] کرولی در سال ۱۸۹۸ به عضویت گروه ماسونی هرمتیک اوردر[۳۳] در آمد.از آن زمان بود که تحقیقات خود را پیرامون حقیقت بشر و اعمال شیطانی آغاز کرد.وی برای این کار به کشورهای زیادی همچون مکزیک،هند،آمریکا،ژاپن،چین و... سفر نمود. در یکی از مهمترین این سفرها در سال ۱۹۰۴، وی به همراه همسرش رز به مصر سفر کرد. در همین سفر بود که کرولی مدعی شد فرشته ای به نام آیواز[۳۴] با او صحبت کرده و دستوراتی را به وی الهام نموده است. کرولی این دستورات را به عنوان یک کتاب تدوین نمود و نام آن را کتاب قانون[۳۵] نهاد و خود را پیامبر این الهامات می دانست.[۳۶]. وی این دستورات را مبنای تشکیل فرقه ای به نام تلما (Thelema) قرار داد.
آلیستر کرولی در سال ۱۹۰۷ بعد از ترک گروه هرمتیک اوردر ،با تشکیل انجمن Argentium Astrum [۳۷]این فرقه را به صورت سازمانی منسجم در آورد و کتاب مقدس فرقه تلما[۳۸] را تدوین نمود[۳۹].وی همچنین در سال ۱۹۲۰ معبدی را با عنوان صومعه تلما[۴۰] در جزیره چوفالو سیسیل واقع در کشور ایتالیا تاسیس نمود و پیروان زیادی را به دور خود جمع کرد.
شعار محوری فرقه تلما که به ترتیب در بند ۴۰ و بند ۵۷ از فصل اول کتاب قانون ذکر شده است، به صورت زیر بیان می شود:
۱. Do what thou wilt shall be the whole of the Law
۲. Love is the law, love under will
کرولی کتاب ها و مقالات زیادی به رشته تحریر درآورده است. از مهمترین آن ها می توان به موارد زیر اشاره نمود: ۸ سخنرانی درباره یوگا،کتاب دروغ ها،اعترافات آلیستر کرولی(خود زیستنامه کرولی)، فرزند ماه ،۷۷۷ و دیگر نوشته های کابالیستی کرولی.
کرولی بعد از تشکیل انجمن خود ، در سال ۱۹۱۰ به گروه ماسونی OTO (Ordo Templi Orientes) پیوست و در مدت کوتاهی مدارج ترقی در آن گروه را پیمود.وی بعد از این که در سال ۱۹۲۳ به رهبری این گروه رسید،بسیاری از آموزه های فرقه تلما را وارد آن نمود و این گروه را پایگاهی برای نشر تفکرات خودش نمود.هم اکنون این گروه در چندین کشور دنیا از جمله آمریکا،استرالیا،انگلستان،نروژ و... دارای لژ هایی فعال است. سرانجام آلیستر کرولی در تاریخ اول دسامبر ۱۹۴۷ در شهر هاستینگس انگلستان درگذشت.در مراسمی که برای مرگ وی ترتیب داده شده بود ،جسدش سوزانده شد و پیروانش آئین بلک مس اجرا نمودند.
شیطان گرایی دوران معاصر
امروزه دو فرقه اصلی شیطان گرایی در جهان رواج دارد. نخست شیطان‌گرایی (Satanism) لاوایی که با چهرة شاخص آنتوان زاندور لاوی (Anton Szandor Lavey) شناخته می‌شود. و دیگری جریان ستیانیست (Setians) به رهبری مایکل آکینو (Michael Aquino) .[۴۱]
البته برخی دیگر از محققین جریان های شیطان گرایی امروزی را در یک تقسیم بندی به سه گروه تقسیم می کنند که عبارت است از شیطان پرستی فلسفی، ‌شیطان پرستی دینی و شیطا ن پرستی گوتیک[۴۲]. این تقسیم بندی به اعتبار نگاه های مختلفی است که به فرقه ی شیطان پرستی گردیده و بدین معنا نیست که امروزه سه گروه شیطان پرست وجود دارند. بدین صورت که وقتی با نگاه به مبانی فلسفی به این فرقه نگاه شده عنوان آن شیطان پرستی فلسفی شده، وقتی با این نگاه که همان فرقه دارای آداب و مناسک مذهبی است، به آن نگاه شده عنوان شیطان پرستی دینی به خود گرفته و وقتی با نگاه به آثار و رویکرد های اجتماعی-اخلاقی به آن نگاه شده عنوان شیطان پرستی گوتیک را برای آن برگزیده اند.تقسیم بندی مذکور دارای اشکالاتی می باشد که نقد و بررسی آن اشکالات از حوصله این مقاله خارج است.
فرقه شیطان گرایی (Satanism)
بنیان گذار
هوارد استنتون لوی[۴۳] (تصویر ۱۴)معروف به آنتوان لاوی در ۱۱ آوریل ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو آمریکا دریک خانواده یهودی متولد شد. پدر او مایکل جوزف لوی که در یک مشروب فروشی مشغول بود اصالتا فرانسوی بود و مادر او گرترود آگوستا کالترون هم اصالتا روسی-اکراینی بود،ولی به خاطر مهاجرت پدرانشان در دهه ۸۰ به آمریکا شهروند آمریکایی محسوب می شدند.
کودکی آنتوان لاوی با مطالعه داستان هایی مثل دراکولا‌ و فرانک اشتاین سپری شد و در ۱۰ سالگی به گفته ی خودش تنها با گوش دادن به پیانو،نوازندگی را آموخت.وی پس از مهاجرت پدر و مادرش به ایالت کالیفرنیا تحصیلات دبیرستان خود را در آن جا آغاز کرد. در سال سوم دبیرستان ترک تحصیل کرده، خانه را ترک و در سیرک کلاید بتی[۴۴] به عنوان پرستار حیوانات مشغول به کار شد.بعدها لاوی به خاطر همین علاقه اش به شیرها ، یک بچه شیر به نام togareرا در منزل شخصی خود در سانفرانسیسکو نگهداری می کرد. زمانی که لاوی هیجده ساله بود، سیرک را ترک و به یک کارناوال ملحق شد. آن جا او دستیار یک شعبده باز شد، هیپونیتزم آموخت و بیشتر در خصوص نیروهایی ماورایی پژوهش کرد.درهمین دوران کم کم نگرش خصمانه ی او به آموزه های مسیحیت شکل می گیرد و این دوران را در مقدمه کتاب انجیل شیطانی این گونه بیان می نماید:
در شامگاه شنبه، من مردانی را می دیدم که در پی دختران نیمه برهنه که در کارناوال می رقصیدند کشیده می شدند، و در صبح یکشنبه زمانی که من برای یک واعظ مذهبی در سوی دیگر زمین کارناوال، پیانو می نواختم همان مردان را می دیدم که در حالی که با همسر و فرزندان خود در نیمکت های کلیسا نشسته بودند، از خداوند طلب آمرزش و دوری از نفوس شهوانی می کردند. و شامگاه شنبه بعد، همان ها دوباره در کارناوال و یا مکانی دیگر بودند. سپس دانستم که کلیسای مسیحیت، باعث رونق ریاکاری است و این که طبیعت شهوانی بشر مقرر نیست که توسط هیچ دینی، تزکیه و یا تنبیه شود.[۴۵]
وی در سال ۱۹۵۱ در رشته جرم شناسی در کالج شهر سانفرانفسیسکو ثبت نام کرد و این مسئله منجر به اولین شغل اجتماعی او شد، عکاس سازمان پلیس سانفرانسیسکو. این شغل، نیز به نوبه خود سهم به سزایی در توسعه نگرش های شیطان گرایی وی به عنوان راهی برای زندگی داشت.
لاوی در مصاحبه ای که پیرامون زندگی گذشته خود با بورتون ولف[۴۶] داشته این دوران را اینگونه بیان می کند:
من خونین ترین، و وحشیانه ترین بخش طبیعت انسانی را دیدم.مردمی که توسط دیوانگان مورد شلیک قرار گرفته بودند، یا توسط دوستانشان چاقو خورده بودند، کودکانی که توسط رانندگان بزن دررو، کشته شده و به درون آبراه ها پرت شده بودند. از خودم پرسیدم، خدا کجاست؟ و من از این عقیده مقدس نمای مردم که همیشه در برابر جنایات می گفتندخواسته خدا بوده است متنفر شدم.[۴۷]
او پس از ۳ سال کار به عنوان عکاس جرایم از این کار استعفا داد و دوباره به نواختن ارگ پرداخت، این بار در کلوب های شبانه و تئاتر ها برای این که زندگی خود را تأمین کند. وی در حالی که مطالعه در خصوص موضوعات مورد علاقه خود را نیز همچنان ادامه می داد، اقدام به برگزاری کلاس های هفتگی با عنوان هنر سیاه[۴۸] نمود.وی این کلاس ها را در خصوص موضوعات مرموزی برگزار می کرد مثل: رویاها، خون آشامان، گرگ نمایان ، غیب گویی ، جادوی تشریفاتی و .... . وی افراد زیادی را که یا مشهور بودند و یا بعدها در زمینه علوم، هنر و تجارت مشهور شدند را جذب کرده بود.[۴۹]
بعداز مدتی این جلسات منجر به شکل گیری انجمنی با عنوان محفل جادویی[۵۰] گردید. هدف اصلی این انجمن، این بود که با مطالعه بر روی گروه های شیطان گرایی قدیمی برخی آئین های مذهبی جادوگری را کشف و یا اختراع نمایند. به همین منظور لاوی کتابخانه ای متشکل از کتاب هایی که به تشریح برخی آئین های کفرآمیز و جادویی مانند بلک مس[۵۱] و سایر آئین های نامتعارف که توسط گروه هایی چون شوالیه ها معبد[۵۲]، باشگاه آتش جهنم[۵۳] و گروه هرمتیک اوردر[۵۴] انجام می شد را جمع آوری کرده بود.
آنتوان لاوی در روز شنبه ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ مصادف با جشن والپورگیناخت[۵۵] در حالی که سر خود را مطابق سنت جادوگری تراشیده بود و ردای مذهبی بر تن کرده بود، تاسیس فرقه سیطنیسم (Satanism) و کلیسای شیطان را اعلام نمود. وی با اعلام این که عصر شیطان آغاز شده است،سال ۱۹۶۶ را به عنوان اولین سال عصر شیطان (Anno Satanas) قرار داد.[۵۶]
وی در سال ۱۹۶۷ آئین غسل تعمید شیطانی را برای دختر ۴ ساله اش زینا در کلیسای شیطان اجرا کرد و در اول فوریه همان سال مراسم ازدواج جان ریموند (روزنامه نگارآمریکایی) و همسرش را با حضور مهمانان شاخصی همچون جو روزنتال (عکاس معروف آمریکایی)[۵۷] در کلیسای شیطان برگزار کرد. بعد از مدتی مراسم تشییع جنازه ی یکی از اعضای کلیسای شیطان به نام ادوارد اولسون را به سبک کلیسای شیطان برگزار نمود.همین قضایا موجب شد تا وی و فرقه ی تازه تاسیسش را در کانون اخبار رسانه های محلی و ملی قرار دهد.از آن جمله می توان به روزنامه های لس آنجلس تایمز[۵۸] و سانفرانسیسکو کرونیکل[۵۹]،که از بزرگترین روزنامه های آمریکا می باشند، اشاره نمود که به وی لقب پاپ سیاه[۶۰] را دادند.[۶۱]
دیدار برخی شخصیت های مطرح آمریکا[۶۲] و همچنین بازی آنتوان لاوی درچند فیلم سینمایی موجب شد که توجه رسانه ها به این فرقه بیش از پیش شدت گرفته و این بار رسانه های صاحب نامی همچون مجلات نیوزویک[۶۳] و تایم[۶۴] اقدام به درج اخباری پیرامون این فرقه نمودند.مجله واشنگتن پست[۶۵] (تصویر ۱۵)نیز مصاحبه ی اختصاصیش با وی را در یکی از شماره های مجله اش منتشر نمود. همچنین مستندی با عنوان Satanis The Devil Mass (تصویر ۱۶)به کارگردانی ری لارنت[۶۶] درباره ی آنتوان لاوی و کلیسای شیطان ساخته شد.بورتون ولف[۶۷] یکی از روزنامه نگاران وقت آمریکا ،که در آن زمان مقاله ای پیرامون کلیسای شیطان در برخی رسانه ها منتشر کرد و بعدها به عضویت کلیسای شیطان درآمد، درباره علت توجه رسانه های آن زمان به فرقه آنتوان لاوی این گونه می نویسد:
در شبی زمستانی به سال ۱۹۶۷، در خیابان های سانفرانسیسکو رانندگی می کردم تا در یکی از سخنرانی های آنتون لاوی شرکت کنم. مقالات روزنامه ها که از او به عنوان پاپ سیاه کلیسای شیطان که در آن غسل تعمید، ازدواج و آئین های خاکسپاری همه به شیطان تقدیم می شدند مرا به خود جذب کرده بودند. من نویسنده یک روزنامه مستقل بودم، و در انگیزه آن بودم که شاید مقاله ای از آنتون لاوی و مشرکین هم عصر او بنویسم، چراکه که همواره مقالات پیرامون شیطان، آن گونه که زمامداران شهر می گفتند خبرهایی پرفروش بوده اند.
موضوعی که من به آن توجه داشتم، فقط آموزش های آنتوان لاوی با عنوان هنرهای سیاهبه تنهایی نبودند، چرا که این چیز تازه ای در دنیا نبود. فرقه های مذهبی شیطان پرست و کیش های مبتنی بر وودو پیش از مسیحیت وجود داشته اند. در انگلستان، قرن هیجدهم، باشگاه آتش جهنم توانست موجب شهرت مختصری شود. اوایل قرن بیستم، رسانه ها از آلیستر کرولی به عنوان شرور ترین انسان دنیا نام می بردند. و اشاراتی نیز در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ از نظم سیاه در آلمان به چشم می خورد.
اما آنتون لاوی و سازمان او متشکل از شیطان گرایان، دو فصل برجسته جدید به این داستان به ظاهر قدیمی افزودند. نخست، آنها به نحو کفرآمیز، به جای محفل شیطان و یا دایره جادوگران، خود را به عنوان کلیسا معرفی می کردند، نامی که پیش از آن تنها به شعب مسیحیت اطلاق می شد. و دوم آن که ، آنها جادوی سیاه خود را به جای زیرزمین، در پیش چشم همگان آشکارا برگزار می کردند.[۶۸]
آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ بر اثر نوعی بیماری ریوی در بیمارستان سنت مری سانفرانسیسکو درگذشت. مراسم درگذشت او به صورت پنهانی و با دعوت خصوصی از اعضای کلیسای شیطان در شهر کولما (درایالت کالیفرنیا) برگزار شد.دراین مراسم جسد وی سوزانده شد و خاکسترش بین وارثانش تقسیم گردید.
آثار آنتوان لاوی
۱. انجیل شیطانی (Satanic Bible) – ۱۹۶۹
این کتاب مقدس ترین کتاب در فرقه سیطنیسم محسوب می شود و بیشتر به جنبه های فلسفی جریان شیطان گرایی می پردازد.
محتویات این کتاب شامل چهار بخش می باشد که هر کدام از بخش ها به نام یکی از شیاطین چهارگانه (Satan,Belial,Leviathan , Lucifer) نام گذاری شده است.
۲. جادوی شیطانی (The Satanic Witch) - ۱۹۷۱
این کتاب در ابتدا با عنوان ساحره تمام عیار یا وقتی پاکدامنی شکست می خورد چه کنیم [۶۹] منتشر شد،ولی بعد از بازنشر آن درسال ۱۹۸۳ نام کتاب به جادوی شیطانی تغییر کرد . مباحث این کتاب شامل برخی تعلیمات جادوگری است که برخی از آن ها را آنتوان لاوی در اوایل دهه ۶۰ به شاگردانش تحت عنوان هنر سیاه می آموخت.
۳. نیایش های شیطانی (The Satanic Rituals) – ۱۹۷۲
این کتاب که به صورت تفصیلی انواع آئین های فرقه سیطنیسم را در ۹ فصل تشریح نموده است از نظر درجه اهمیت و کاربرد در این فرقه بعد از کتاب انجیل شیطانی در جایگاه دوم قرار دارد؛ چرا که در بسیاری از مراسمات باید قسمتی از متون این کتاب توسط کشیش کلیسای شیطان و حاضرین قرائت شود.
۴.دفتر یادداشت شیطان (The Devils Notebook) – ۱۹۹۲
این کتاب شامل ۴۱ مقاله از نوشته های آنتوان لاوی پیرامون موضوعات مختلف می باشد
۵. گفتگوهای شیطان (Satan Speaks) – ۱۹۹۸
این کتاب آخرین کتابی بود که آنتوان لاوی چند روز قبل از مرگش توانست آن را تدوین نماید.نوشته های این کتاب شامل ۶۱ عدد از نوشته های پراکنده ی لاوی است که یک سال پس از مرگش منتشر شد.دیباچه این کتاب توسط مرلین منسون(خوانندهمشهور متال) نوشته شده است.
فیلم ها
آنتوان لاوی در دو فیلم سینمایی با عنوان
۱. نیایش برادر شیطانی من (Invocation of My Demon Brother) - ۱۹۶۹
۲. باران شیطان (The Devils Rain) – ۱۹۷۵
ایفای نقش نموده است.
و درفیلم هایی مانند دکتر دراکولا(۱۹۷۸) ، چارلز منسون سوپر استار(۱۹۸۹) ، اتومبیل(۱۹۷۷) به عنوان مشاور فنی و پژوهشی فعالیت داشته است.[۷۰]
موسیقی
سه قطعه موسیقی با عنوان های عشاء شیطانی ، موسیقی بیگانه و شیطان به تعطیلات می رود از میان موسیقی های آنتوان لاوی ضبط شده و به جای مانده است.
پیرامون زندگی آنتوان لاوی نیز چندین اثر شامل کتاب و فیلم مستند ثبت شده است.
کلیسای شیطان
آنتوان لاوی در روز شنبه ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ تاسیس فرقه سیطنیسم (Satanism) و کلیسای شیطان را اعلام نمود. وی ابتدا خانه خود در سانفرانسیسکو را به عنوان کلیسای شیطان قرار داد. لاوی نمای بیرونی خانه اش را به رنگ سیاه در آورده بود و همین باعث شد که بعدها شیطان گرایان از این خانه با عنوان خانه سیاه[۷۱] یاد کنند.هرکدام از اتاق های خانه سیاه با رنگی خاص و ظاهری متفاوت طراحی شده بود.علاوهبر این موارد نگهداری یک شیر آفریقایی در این خانه،بر غیر عادی بودن آن می افزود.در سال ۱۹۸۶ دیان هگارتی (همسر دوم لاوی) به علت اختلاف شخصی با لاوی ،شکایتی علیه او در دادگاه محلی تنظیم نمود.دادگاه نیز در سال ۱۹۹۱ حکم سلب مالکیت لاوی از خانه سیاه و انتقال آن به هگارتی را صادر نمود ،منتهی به لاوی اجازه داد که تا زمانی که زنده است در آن خانه زندگی کند.
همان طور که در بخش زندگینامه آنتوان لاوی اشاره شد،فرقه سیطنیسم و کلیسای شیطان تا اواسط دهه هفتاد به واسطه ویژگی هایی که داشت،اخبارش در تعداد قابل توجهی از رسانه های ملی و بعضا بین المللی که در آمریکا منتشر می شد،بازتاب یافت.در سال ۱۹۸۰ با انتشار اخباری از طرف برخی رسانه ها مبنی بر شکل گیری یک توطئه جنایی در داخل کلیسای شیطان ،دوباره این فرقه به مرکز توجه رسانه ها و افکار عمومی مردم بازگشت. در راستای مقابله با این جریان کلیسای شیطان برخی کشیشان خود همچون پیتر گیلمور،پگی نادرامیا،بوید رایس،آدام پارفری،دیابلوس رکس و کینگ دیاموند (موزیسین معروف) را برای رفع اتهام از این فرقه در رسانه ها حاضر نمود.این جریان با انتشار گزارشی رسمی از طرف اف بی آی مبنی بر عدم صحت این شایعات خاتمه یافت.
بعد از مرگ آنتوان لاوی در سال ۱۹۹۷ ،همسر او به نام بلانچ بارتون (Blanche Barton) رهبری فرقه سیطنیسم و ریاست کلیسای شیطان را بر عهده گرفت.بارتون تلاش های زیادی برای بازخرید کلیسای شیطان(خانه سیاه) نمود ولی با این وجود این امر هیچ گاه تحقق پیدا نکرد و در ۱۷ اکتبر ۲۰۰۱ این ساختمان خراب شد و به جای آن یک ساختمان دوبلکس ساخته شد.
بلانچ بارتون که در ماه می سال ۲۰۰۱ آقای پیتر گیلمور را به سمت کشیش اعظم کلیسای شیطان منصوب کرده بود، در تاریخ ۳۰ اوریل ۲۰۰۲ (مصادف با جشن والپورگیناخت)، همسر گیلمور به نام پگی نادرامیا را به سمت کشیشه اعظم این کلیسا منصوب نمود. و درهمان تاریخ به علت تخریب کلیسای شیطان (خانه سیاه) و همچنین سکونت گیلمور و همسرش در نیویورک تصمیم به انتقال دفتر مرکزی این فرقه از سانفرانسیسکو به شهر نیویورک گرفت. [۷۲]
کلیسای شیطان با راه اندازی سایت رسمی خود در اینترنت[۷۳] جان تازه ای به فعالیت های تبلیغی خود بخشید.در راستای فعالیت تبلیغاتی در شبکه جهانی اینترنت ،سایر کشیشان این فرقه نیز با ایجاد سایت،انجمن های گفتگو و فروشگاه های اینترنتی اقدام به انتشار افکار و فلسفه ی شیطان گرایی نموده و افراد زیادی را به به صورت مجازی با آموزه های این فرقه آشنا نمودند.
در سال های اخیر نیز هر از گاهی انتشار اخباری از جانب بعضی رسانه ها و خبرگزاری های مطرح دنیا پیرامون این فرقه،باعث جلب توجه آن در افکار عمومی می گردد.
درجات و نحوه عضویت در کلیسای شیطان
به طور کلی دو نوع عضویت در کلیسای شیطان تعریف گردیده است:
۱- عضویت عادی (Member)
۲-عضویت فعال (Active Member)
عضویت عادی مستلزم طی مراحل خاصی نیست و مراتب مختلف ندارد،ولی عضویت فعال در این کلیسا دارای ۵ مرتبه می باشد که هرکدام از این درجات دارای یک عنوان رسمی و یک عنوان تشریفاتی می باشد. جهت عضویت فعال ،شخص متقاضی می بایست علاوه بر تکمیل فرم تقاضانامه و پرداخت مبلغ ۲۰۰ دلار به عنوان حق عضویت ، به ۴۰ پرسش با موضوعات مختلف نیز جواب بدهد.درصورت پذیرش عضویت فعال شخص از طرف مدیریت کلیسای شیطان برای وی یک کارت عضویت قرمز رنگ صادر می شود.دستیابی به درجات بالاتر تنها با تائید و پذیرش شورای نه نفره[۷۴] ،که مدیریت کلیسا را برعهده دارد، امکان پذیر است.
نگاهی به مبانی فکری Satanism
توصیف و تحلیل مبانی فلسفی و دیدگاه های فرقه شیطان گرایی نیازمند مجالی بیش از حوصله ی این نوشتار می باشد.چراکه بیان دیدگاه های این فرقه در زمینه های مختلف نیازمند بررسی جامع متون و منابع این فرقه می باشد،که این مهم هنوز به طور کامل صورت نپذیرفته است.فلذا در این جا تنها اشاره ای به برخی از محورهای اصلی آموزه های این فرقه می نمائیم وتشریح آموزه ها و توصیف آئین ها و مراسمات آن را به مجالی دیگر موکول می نمائیم.
مهمترین مبنای فکری در این شاخه ، که نقش محوری در مبانی فلسفی و عقیدتی این فرقه دارد ، مبحث اصالت انسان یا همان اومانیسم می باشد. شیطان گرایان به خلاف تصور عموم اصلا اعتقاد به موجودی به نام شیطان ندارند وآن را پرستش نمی نمایند.[۷۵] شیطان تنها نماد امیال و لذت‌طلبی نفسانی انسان می باشد و در واقع آن چه که یک شیطان پرست می پرستد نفس خودش می باشد.پیرو همین نگرش اومانیستی است که بزرگترین عید سالیانه برای یک فرد شیطان گرا ،‌سالروز تولد خود اوست .[۷۶] و همچنین در اجرای مراسمات و آئین های شیطان گرایی یک انسان را در قسمت محراب قرار داده و عبادات خود را به سمت او انجام می دهند .[۷۷]
نگرش اومانیستی یکی از شاخص های برجسته و پر نفوذ رنسانس بود که با توجه به متون باستانی یونان، انسان را درمرکز تاملات خود قرار می داد و بیشترین تلاش خود را صرف گریز از وضعیت حاکم در دوره قرون وسطی و نفوذ کلیسایی قرار داده بود.[۷۸] این نگرش در مقاطع مختلفی خصوصا قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی شکلی افراطی و رادیکال به خود گرفت و درصدد حذف هرگونه اندیشه ماورای طبیعی ،‌وحیانی و دین الوهی برآمد و اندیشه ها و رویکردهای دینی را به عنوان بزرگترین مانع جدی بر سر راه حاکمیت خرد و ارزش های انسانی قلمداد کرد.[۷۹] این مطلب را می توان به صراحت در اولین بیانیه ی اومانیست ها که درسال ۱۹۳۳ منتشر شد مشاهده نمود. دربند پنجم این بیانیه می خوانیم : اومانیسم اعتقاد دارد،ماهیت جهان که با علوم جدید روشن گردیده است ،هرگونه تعهد فراطبیعی یا آسمانی را برای انسان غیر قابل قبول می نماید و در بند ششم اضافه می کند که ما معتقدیم زمان خداپرستی،خداباوری، و انواع عقاید نو سپری شده است[۸۰]
در این جاست که می توان گفت آموزه ی ضد دین بودن[۸۱] ،که یکی دیگر از آموزه های اساسی شاخه سیطنیسم می باشد، ریشه در اندیشه محوری این فرقه که همان نگرش اومانیستی به عالم هستی است ،دارد .به خاطر غلبه دین مسیحیت در دنیای غرب، آموزه ی ضد دین بودن در فرقه سیطنیسم ،‌ نمود ضد مسیحیت[۸۲] بودن به خود گرفته [۸۳] و استفاده از الفاظی همچون (انجیل شیطانی)، (کلیسای شیطان)، ‌(مراسم عشاء سیاه)[۸۴] و نمادهایی همچون صلیب وارونه و صلیب شکسته‌ و ... که با ترکیب کاراکتر های دین مسیحیت با عناوین شیطانی در صدد تخریب و توهین به دین مسیحیت است ،‌ محصول همین نگاه ضد مسیحی است که در استخدام الفاظ،عناوین و نمادها در این فرقه حاکم می باشد و در اکثر آموزه های این فرقه رنگ و بویی از این تفکر دیده می شود.
از آموزه های دیگر این فرقه می توان به اصالت دادن به لذات نفسانی در زندگی انسان و همچنین هرج و مرج طلبی [۸۵] اشاره کرد ،که منشاء این آموزه ها را نیز می توان دراندیشه محوری حاکم بر این جریان ،یعنی نگرش اومانیستی به عالم هستی، جستجو کرد.فلذا بهترین اشکالاتی که می توان به این جریان گرفت، همان ایراداتی است که به مکتب اومانیسم وارد است.
توجه شیطان گرایی به جادو و جادوگری از دیگر مواردی است که به صورت برجسته در نگرش ها و آئین های این فرقه خود نمایی می کند و به عاملی برای جذب افراد به این فرقه مبدل شده است.
فرقه ستیانس(Setians)
بنیان گذار: مایکل آکینو (Michael Aquino)
مایکل آکینو یکی از افسران اطلاعاتی ارتش آمریکا بود که در سال های اولیه تاسیس کلیسای شیطان به فرقه سیطنیسم پیوست.وی در مدت کوتاهی درجات مختلف کلیسای شیطان را کسب نمود وبه مدت ۵ سال یکی از اعضای شورای نه نفره کلیسای شیطان بود.در فاصله سال های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۵ به عنوان ویراستار مجله Cloven Hoof (اولین مجله رسمی کلیسای شیطان) فعالیت داشت.وی در سال ۱۹۷۵، به علت اختلاف با مسئولین کلیسای شیطان (خصوصا آنتوان لاوی) بر سر گرفتن حق عضویت از اعضا (به تعبیر آکینو: فروختن درجات کلیسای شیطان) ، از کلیسای شیطان خارج شد.همزمان با انصراف او، تعدادی از اعضای دیگر کلیسای شیطان با درجات مختلف نیز از کلیسای شیطان خارج شده و به مایکل آکینو پیوستند. وی در همان سال اقدام به تاسیس فرقه ستیانس (Setians)[۸۶] نمود و برای این کار مرکزی با عنوان معبد ست[۸۷] در سانفرانسیسکو راه اندازی نمود.افراد جهت عضویت در این فرقه حق عضویت پرداخت نمی نمایند منتهی به دلخواه خود می توانند مبلغی را جهت کمک به معبد پرداخت نمایند.
آکینو دارای مدرک علمی لیسانس، در رشته های مختلف نظامی، از دانشگاه هایی همچون دانشگاه صنعتی نیروهای مسلح آمریکا ودانشگاه دفاع ملی امریکا می باشد.وی همچنین دارای مدرک دکتری در رشته ی علوم سیاسی از دانشگاه کالیفرنیاست و به مدت ۶ سال استادیار این رشته در دانشگاه گلدن گیت[۸۸] آمریکا بوده است.
مبانی فکری فرقه ستیانس
مهمترین اختلاف دیدگاهی که میان جریان سیطنیسم و ستیانس وجود دارد ‌اختلاف آن دو نسبت به ماهیت وجودی شیطان می باشد.همانطور که قبلا بیان سیطنیسم ها معتقدند که شیطان تنها یک سمبل و نماد برای امیال نفسانی و امور شر است و شیطان وجود خارجی ندارد ، ولی ستیانیست‌ها به وجود عینی شیطان به عنوان شاهزاده تاریکی(Princess of darkness) معتقد هستند و سازمان مخفی و مخوف معبد ست را رهبر جنبش جهانی شیطان‌پرستی و زمینه‌ساز تحقق حکومت شیطان بر زمین می‌دانند.[۸۹]
منابع:
[۱] .اعراف - ۱۲
[۲] .یس - ۶۰
[۳] . کهف ۵۰
[۴]. بقره – (۳۴-۳۸)
[۵] .عهد عتیق – سفر پیدایش – فصل ۳
[۶] . نساء ۷۶
[۷] . Anti christ
[۸] . شیطان پرستی موجی در زمان حال یا طرحی برای آینده ، حمیدرضا مظاهری سیف
[۹] . sabath
[۱۰] . Knights Templar
[۱۱] . Kabbalah
[۱۲] .Feber deOlivet
[۱۳] . به نقل از کتاب فراماسونری جهانی نوشته هارون یحیی
[۱۴].Philipe le Bel
[۱۵] .Pop Clement V
[۱۶] .Jacques de Molay
[۱۷] .Wall Builders
[۱۸] .به نقل از کتاب فراماسونری جهانی،هارون یحیی
[۱۹] . United Grand Lodge of England (UGLE)
[۲۰] .فراماسونری:تاریخ،اسطوره،واقعیت ؛ ص ۳۳
[۲۱] . Catherine de Medici
[۲۲] . طبق آمارها دراین قتل عام تعداد ۲۵ هزار تا ۲۵۰ هزار مسیحی پروتستان کشته شدند.این جنایت توسط شارل نهم و به تحریک مادرش کاترین دومدیچی صورت گرفت
[۲۳] . مراسم عشاءربانی(mass) مراسمی است که در دین مسیحیت به عنوان یک آئین مقدس به شمار می رود و گروه های شیطان گرا به خاطر گرایشات ضد مسیحیتی که دارند برای توهین به این آئین،مراسمی را با عنوان بلک مس Black mass (عشاء ربانی سیاه) انجام میدهند، که در آن به روابط آزاد جنسی پرداخته می شود
[۲۴] . سیری در تاریخ جادوگری.ص۹۰
[۲۵] . La Voisin
[۲۶] .همان ص ۹۲
[۲۷] .همان ص ۹۳
[۲۸] . Hellfire Club
[۲۹] .همان ص ۱۰۱
[۳۰] . Edward Alexander Crowley
[۳۱] . Aleister Crowley
[۳۲] . در نظرسنجی سال ۲۰۰۲ با عنوان ۱۰۰ شخصیت برجسته تمام تاریخ انگلستان که توسط شبکه بی بی سی انجام شد .کرولی به عنوان هفتاد و سومین فرد این لیست،در کنار افرادی همچون چرچیل،دیوید بکهام و... در لیست یکصد نفره قرار گرفت
[۳۳] . Hermetic Order of the Golden Dawn
[۳۴] . Aiwass
[۳۵] . The Book of the Law
[۳۶] . وی این کتاب را در سه فصل تنظیم نموده، که هر فصل آن را در یک روز و در عرض یک ساعت نوشته است (فصل اول شامل ۶۶ بند، فصل دوم شامل ۷۹ بند،فصل سوم شامل ۷۵ بند می باشد)
[۳۷] .در نام این انجمن نظرات مختلفی بیان شده است،که یکی از آن ها Argentium Astrum می باشد.این لغت به زبان لاتین بوده و در زبان انگلیسی به معنایستاره نقره ای است.
[۳۸] . Holy Books of Thelema
[۳۹] . در این کتاب می توان آموزه هایی از عرفان های شرقی مثل یوگا و عرفان های غربی خصوصا کابالا را مشاهده نمود
[۴۰] . The Abbey of Thelema
[۴۱] . Encyclopedia of New Religious movments/Satanism,p-۵۶۱
[۴۲] . منشا دقیق این دسته بندی مشخص نیست ولی در غالب مقالاتی که تاکنون به زبان فارسی درباره شیطان گرایی نوشته شده است ، این دسته بندی مورد استفاده قرار گرفته است.
[۴۳] . Howard Stanton leve
[۴۴] . Clyde Beatty
[۴۵] . The Satanic Bible/introduction
[۴۶] . نویسنده کتاب The Devils Avenger پیرامون زندگینامه آنتوان لاوی
[۴۷] . The Devils Avenger- نوشته بورتون ولف-۱۹۷۴
[۴۸] . Black Art
[۴۹] . در بین این افراد می توان به اشخاصی همچون: Michael Harner (استاد دانشگاه کالیفرنیا،کلمبیا،برکلی و موسس بنیاد مطالعات شمنیسم) Forrest Ackerman (نویسنده داستان های علمی تخیلی) Fritz Leiber( نویسنده داستان های علمی تخیلی و وحشتناک) Kenneth Anger (فیلمساز و بازیگر)، Chester A. Arthur III (نوه رییس جمهور آمریکا) اشاره کرد.
[۵۰] . Magic Circle
[۵۱] . Black Mass
[۵۲] . Knight Templar- متعلق به دوران قرون وسطی
[۵۳] . Hell fire club- قرن ۱۸ میلادی
[۵۴] . Hermetic Order of Golden Down- قرن ۱۹ میلادی
[۵۵] . Walpurgisnacht- مهمترین فستیوال سالانه جادوگران
[۵۶] . هم اکنون نیز کلیه ی تاریخ ها در فرقه سیطنیسم با استفاده از سیستم عدد نگاری رومی و بر اساس این مبداء درج می گردد
[۵۷] . جو روزنتال عکاس به نام آمریکایی است که با عکسی که از صحنه کوبیدن پرچم سربازان آمریکایی در خاک ژاپن منتشر کرد شهرت فراوانی یافته است
[۵۸] . Los Angeles Times
[۵۹] . San Francisco Chronicle
[۶۰] .Black pope
[۶۱] . Anton Szandorr Lavey – a Biographical sketch زندگینامه آنتوان لاوی-نوشته پیتر گیلمور(کشیش اعظم کلیسای شیطان)
[۶۲] . از آن جمله می توان به دیدار سال ۱۹۸۳ سناتورجانکری(رقیب انتخاباتی جرج بوش در سال ۲۰۰۴)از حزب دموکرات با آنتوان لاوی اشاره کرد.
[۶۳] .Newsweek
[۶۴] .TIME
[۶۵] .Washington Post
[۶۶] . Ray Laurent
[۶۷] . بورتون ولف نویسنده کتاب The Devils Avenger پیرامون زندگی آنتوان لاوی
[۶۸] . بخشی ازمقدمه بورتون ولف بر کتاب انجیل شیطانی آنتوان لاوی
[۶۹] . The Compleat Witch, or, What to do When Virtue Fails
[۷۰] . www.imdb.com
[۷۱] . Black House
[۷۲] . البته دفتر کلیسای شیطان در نیویورک به صورت یک ساختمان حقیقی نیست،بلکه به صورت یک صندوق پستی با عنوان حقوقی کلیسای شیطان است که مکاتبات رسمی این فرقه از این طریق صورت می گیرد.
[۷۳] . www.churchofsatan.com
[۷۴] . Council of Nine
[۷۵] . به همین دلیل است که ترجمه صحیح واژهSatanism شیطان گرایی می باشد، نه شیطان پرستی (Devil Worship)
[۷۶] . Satanic Bible/religious holiday
[۷۷] . The satanic Bilbe , devices used in a satanicritual,Altar
[۷۸] . فرهنگ واژه ها/ص ۴۱
[۷۹] . همان/ص۵۲
[۸۰] . http://jjnet.com/archives/documents/humanist.htm
[۸۱] . Anti Relegion
[۸۲] . Anti Christ
[۸۳] . دراین جا بد نیست این نکته را متذکر شویم که جریان سیطنیسم یک جریان صرفا ضد مسیحی نیست و نباید آن را با جریاناتی که بعضا درغرب فعال هستند و نگاه ضد مسیحی دارند، اشتباه گرفت. بلکه این فرقه نگرش ضد دینی دارد و به تناسب دین بومی هر منطقه رنگ و بوی مخالفت با آن را می گیرد. کما این که وقتی این فرقه در ممالک اسلامی وارد شد، قالب ضد اسلامی به خود گرفته و استفاده از عناوین ضداسلامی و نمادهایی همچون وارونه نمودن اسامی مقدسی همچون الله،محمد،علی و .. که بعضا به صورت زیورآلات دربازار موجود می باشد، حاصل نگرش ضد دین بودن در جریان شیطان گرایی می باشد.
[۸۴] . Black Mass
[۸۵] . Anarchism
[۸۶] .Set در اسطوره های مصر باستان یکی از فرزندان خدای خورشید رع می باشد که پس از کشتن برادرش به نام ازیریس به سلطنت رسید.(اسطوره شناسی/ مصر باستان/ ریچاردکاوندیش)
[۸۷] . Temple of Set
[۸۸] . Golden Gate
[۸۹] .شیطان پرستی موجی در زمان حال یا طرحی برای آینده، حمیدرضا مظاهری سیف

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.