چگونگی آفرینش جهان ۱۳۹۲/۴/۲

جهان از عدم به معناى ناچیز خلق نشده است؛ بلکه آفرینش جهانِ هستى ابتدایى و غیروابسته به هر ماده پیشین است. به عبارت دیگر آفرینش جهان، صرفاً مستند به اراده حق تعالى است و نیازمند ماده پیشینى نیست که خداوند جهان را از آن پدید آورد؛ برخلاف خلاقیّت و آفرینش بشرى که چیزى جز تغییر صورت ها و ترکیب مواد نخستین براى پدید آوردن محصولى نو نیست. بنابراین حتى اگر در فیزیک کیهانى مواد نخستینى فرض شود که صورت موجود جهان، تابع تغییر آرایش آن مواد است، از نظر فلسفى آن مواد نیز مخلوق و معلول علت هستى بخش (خداوند) مى باشد.
جهان از عدم به معناى ناچیز خلق نشده است؛ بلکه آفرینش جهانِ هستى ابتدایى و غیروابسته به هر ماده پیشین است. به عبارت دیگر آفرینش جهان، صرفاً مستند به اراده حق تعالى است و نیازمند ماده پیشینى نیست که خداوند جهان را از آن پدید آورد؛ برخلاف خلاقیّت و آفرینش بشرى که چیزى جز تغییر صورت ها و ترکیب مواد نخستین براى پدید آوردن محصولى نو نیست. بنابراین حتى اگر در فیزیک کیهانى مواد نخستینى فرض شود که صورت موجود جهان، تابع تغییر آرایش آن مواد است، از نظر فلسفى آن مواد نیز مخلوق و معلول علت هستى بخش (خداوند) مى باشد.
امام صادق(ع) درباره آفرینش جهان مى فرماید: «خداوند جهان را از «چیزى» نیافریده است، نه اینکه از «هیچ چیز» و «عدم»، جهان را آفریده باشد».
دقت در عبارت فوق از سویى نمایانگر احاطه علمى و فلسفى امام صادق(ع) و از دیگر سو نشانگر قدرت بى پایان و بى نیازى خداوند در آفرینش جهان است.
در کتاب الاحتجاج شیخ طبرسى آمده است قال الزندیق لابى عبدالله(ع) من اى شى خلق قال علیه السلام: «لا من شى فقال کیف یحیى من لاشى. قال: ان الاشیاء لاتخلوا ان تکون خلقت من شى او من غیر شى فان کانت خلقت».: «از امام صادق(ع) پرسیده شد: جهان از چه چیزى آفریده شده است؟ فرمود: از چیزى آفریده نشده است. پرسیده شد: چگونه خداوند از هیچ چیز، زنده مى کند. پاسخ داد: موجودات یا از چیزى آفریده مى شوند و یا از غیر شى ء (مادى ) آفریده مى شوند» محمد صالح مازندرانى، شرح اصول کافى، ج ۳، ص ۳۰۰ و ۳۰۱..
ماجراى آفرینش الهى در قالب یک مثال ساده چنین است: همان طور که یک مهندس ابتدا نقشه ساختمانى را در ذهن خویش مجسّم مى کند، سپس آن را به تصویر مى کشد و در خارج محقّق مى سازد. در آفرینش جهان هستى نیز حضرت حق قبل از آفرینش، به همه تار و پود و خصوصیات نظام هستى علم دارد و چون اراده کند، به معلومات خویش وجود مى بخشد و آنها موجود مى شوند. لذا قبل از اراده حق اشیاء نزد خداوند وجود علمى دارند و بعد از اراده پروردگار، وجود عینى و خارجى پیدا مى کنند براى اطلاع بیشتر ر.ک: مبدأ و معاد، آیة اللَّه جوادى آملى، مقاله هشتم، نظام احسن جهان هستى..
بنابراین فرق است بین اینکه جهان «از چیزى خلق نشده باشد» و اینکه جهان از «عدم» یا «ناچیز» خلق شده باشد. سخن نخست درست و سخن دوم باطل است و اگر کسى به گونه دوم سخن بگوید، باید آن را به معناى اول فرا داد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.