چینی بودن خراسانی ۱۳۹۸/۱۱/۰۱ - ۹۳۰ بازدید

با سلام
ایا روایتی مستند و محکمی مبنی بر ایرانی بودن سید خراسانی اخرالزمان وجود دارد؟ اینکه گفته میشود سید خراسانی طبق روایات اهل استان سین کیانگ چین است صحیحه؟
https://b۲n.ir/۲۵۸۷۵۵

نه ؛ چنین چیزی درست نیست و در روایات هیچ اشاره ای به چین نشده است. خراسانی به احتمال زیاد همان سید حسنی است که از منطقه خراسان ( که عموما شامل ایران می شود) قیام می کند.در روایات مربوط به علامت‌های ظهور و حوادث قبل از آن، به خروج برخی افراد اشاره شده است. در این بین، به چند اسم و لقب برمی‌خوریم که گفته شده است این افراد، از سمت مشرق خروج می‌کنند. یکی از این آنها، شخصی به نام «خراسانی» است که از او به عنوان «سید خراسانی» نیز یاد می‌شود.
در روایات آمده است؛ «خراسانی»، «سفیانی» و «یمانی»، هر سه در یک سال، یک ماه و یک روز (به صورت هم‌زمان)، قیام می‌کنند.[۱]با این‌که محل دقیق اقامت و مکان قیام «خراسانی» مشخص نشده، ولی با توجه به این‌که واژه «مشرق» انصراف به قسمت‌های شرقی سرزمین‌های اسلامی دارد، می‌توان گفت محل خروج خراسانی، نمی‌تواند مکانی فراتر از مرزهای کشورهای اسلامی باشد.اما درباره مقصد «خراسانی» در روایات چنین آمده است: «حتماً بنی فلان به حکومت می‌رسند و بعد از آن دچار تفرقه و تشتت خواهند شد. تا این‌که «خراسانی» از مشرق و «سفیانی» از مغرب بر آنان خروج می‌کنند.هر دو مانند اسب شرط‌بندی شده، از یکدیگر سبقت می‌گیرند تا خود را به کوفه برسانند. در نتیجه بنی فلان به دست یکی از این دو نابود خواهند شد به گونه‌ای که حتی یک نفرشان زنده نخواهد ماند».[۲] در روایتی مشابه این روایت، به‌جای بنی فلان، بنی عباس آمده است.[۳]
باید بدانیم که بر اساس روایات ظهور، حرکت «خراسانی»، ابتدای قیام‌ها نیست، بلکه قبل از او، پرچم‌هایی از شرق به سمت کوفه می‌روند. در این زمینه، در روایتی چنین آمده است: «... صد هزار نفر مشرک و منافق از شهر کوفه خارج شده، به دمشق می‌روند... . پرچم‌هایى بدون علامت که نه از پنبه و نه کتان و نه حریر است از مشرق زمین می‌آیند در سر نیزه‌هاى آنها مهر سید اکبر (پیامبر) زده شده است. رهبر آنها مردى از خاندان پیامبر است. آن پرچم‌ها در مشرق پدید می‌آیند ولی بوى آن مانند مشک معطر به سمت غرب می‌رسد ... آن‌گاه در کوفه فرود می‌آیند ... در آن گیر و دار ناگهان لشکر یمانى و خراسانى مانند دو اسبى که مسابقه می‌دهند، از راه می‌رسند».[۴]
پرچم‌های سیاه
حرکت پرچم‌های سیاه از سمت خراسان، یکی از علامات ظهور به شمار رفته است. در روایات آمده است: از سه چیز انتظار فرج داشته باشید: «ایجاد اختلاف بین اهل شام، پرچم‌های سیاه از خراسان و ترس در ماه رمضان».[۵] این پرچم‌های سیاه، نیز پس از حرکت از سمت خراسان، خود را به کوفه می‌رسانند و وقتی که امام مهدی(عج) ظهور کرد، عده‌ای را برای بیعت کردن با ایشان، به سمت او می‌فرستند.[۶] این گروه، در مدت زمان کوتاهی مسیر بین خراسان و کوفه را طی می‌کنند.[۷]اما درباره این‌که این پرچم‌ها متعلق به خراسانی است یا شخص دیگر؛ از برخی روایات چنین برمی‌آید که این پرچم‌های سیاه، متعلق به جوانی از بنی‌هاشم در خراسان است؛ مانند این‌ روایت که از امام باقر(ع) نقل شده است: «جوانی از بنی‌هاشم که در کف دست راستش[۸] خالی دارد، از خراسان با علم‌های سیاه خارج می‌شود در حالی که شعیب بن صالح در مقابل او قرار دارد».[۹]اما در برخی روایات دیگر، از این شخص به «حَسَنی» نام برده شده است.[۱۰]به هرحال؛ مشکلی که وجود دارد این است که؛ برخی روایات، محل خروج «حسنی» را «سرزمین دیلم» معرفی کرده‌اند: «آن‌گاه "حَسَنى" آن جوان زیبا از طرف سرزمین دیلم خروج کرده پس ... مردانى که ایمانى فولادین دارند او را اجابت می‌کنند».[۱۱] اما از ادامه روایت چنین فهمیده می‌شود که جوان بنی‌هاشمی، همان سید حسنی است؛ زیرا درباره هر دوی اینها آمده که «شعیب بن صالح» همراه با او است، و نیز در ادامه روایت آمده که «حسنی به سمت آنها می‌رود... سپس آن پرچم‌ها را حرکت می‌دهد تا آن‌که وارد کوفه شوند». [۱۲]خلاصه این‌که «حَسنی» که گاهی از او به عنوان «مردی از خاندان پیامبر» و گاهی «جوان بنی‌هاشمی» یاد شده، از دیلم(شمال ایران) به سمت شعیب بن صالح که از سمرقند خروج کرده [۱۳] می‌رود و سپس آن دو به سمت کوفه حرکت می‌کنند. پس از آن، خراسانی هم‌زمان با سفیانی به سمت کوفه به راه می‌افتند. اما این‌که «خراسانی» به طور مشخص، از کدام شهر خروج می‌کند، اشاره‌ای به آن نشده است.لازم به ذکر است که واژه «خراسانی» ممکن است یک لقب باشد و لازم نیست که ضرورتاً نام آن شخص مورد نظر باشد؛ همان‌گونه که در روایات برای «حسنی» القاب و اسامی مختلف ذکر شده است.
نتیجه آنکه در هیچ یک از روایات معتبر، سخن از چین، شیلا (منطقه ای در کره) و سین کیانگ! وجود ندارد. بنابراین پافشاری شخص مذکور در چینی بودن سید خراسانی بی مورد و بدون ادله کافی می باشد، آن هم در حالی که شواهد و قراین خلاف این مسئله را نشان می دهند. محققیی که بر روی روایات آخرالزمانی کار می کنند که تقریباً همگی آنها بر انطباق قیام پرچم های خراسان بر ایرانی ها تاکید دارند. قطعاً این محققین احادیث متعدد را در این خصوص بررسی کرده و سپس نظر خود را اعلام کرده اند. در مورد شعیب بن صالح، هیچ روایتی که سند قطعی و ۱۰۰ درصد داشته باشد، در دسترس نیست، ولی تعداد زیادی از احادیث با درجه ی قوت سند بین ضعیف و قوی به وی اشاره می کنند که به همین دلیل می توان تا حدود زیادی به وجود این فرد در آخرالزمان معتقد بود، اما قطعیت وجود شعیب و تحرکات وی همانند خراسانی، یمانی و سفیانی نیست، چرا که سه شخصیت اخیر حداقل یک یا دو حدیث قطعاً ‌صحیح دارند. به هر حال برخی از محققین مثل آقای کورانی نقشی قوی و موثر برای وی قایلند و برخی دیگر مثل محمد فقیه نقشی برای وی در احادیث قایل نیستند که این اختلاف نیز به همان دلیل عدم وجود سند قطعی درباره ی شعیب می باشد. البته بنابر وجود احادیث متعدد و البته ذکر نام وی در کنار خراسانی، به احتمال بسیار زیاد این فرد در آخرالزمان نقش مهمی در تحرکات سپاه خیر باز ی خواهد کرد، اما این نقش همچون خراسانی قطعی نیست. در مورد شعیب باید گفت که برخلاف ادعای مطرح شده ، اکثر روایات او را اهل ری می دانند و تنها تعداد کمی از روایات او را اهل سمرقند می دانند، حال آن که محقق نامبرده در کتاب خود با اعتماد به نفس بسیار وی را سمرقندی نامیده است! پی نوشت ها:
[۱]. شیخ مفید، محمد بن محمد، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج ۲، ص ۳۷۵، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، ۱۴۱۳ق.
[۲]. ابن ابی زینب نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، محقق، عفاری، علی اکبر، ص ۲۵۵، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، ۱۳۹۷ق.
[۳]. مجلسى، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۳۴، بیروت، دار إحیاء التراث العربی ، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.
[۴]. بهاء الدین نیلی نجفی(متوفی: ۸۰۳ق)، علی بن عبدالکریم، سرور اهل الایمان فی علامات ظهور صاحب الزمان، ص ۵۳، قم، دلیل ما، چاپ اول، ۱۴۲۶ق.
[۵]. الغیبة، ص ۲۵۱.
[۶]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، محقق، تهرانی عباد الله، ناصح، علی احمد، ص ۴۵۲، قم، دارالمعارف الاسلامیه، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
[۷]. نعمانی، الغیبة، ص ۲۸۰.
[۸]. البته در برخی نسخه‌ها کتف دست چپ (فِی کَتِفِهِ الْیُسْرَى) آمده است؛ ر.ک: خزاعی مروزی(متوفی: ۲۲۸ق)، أبو عبد الله نعیم بن حماد، کتاب الفتن، ج ۱، ص ۳۱۴، قاهره، مکتبة التوحید، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
[۹]. کتاب الفتن، ج ۱، ص ۳۱۲؛ ابن طاووس، علی بن موسی، التشریف بالمنن فی التعریف بالفتن، ص ۱۲۰، قم، مؤسسه صاحب الامر، چاپ اول، ۱۴۱۶ق.
[۱۰]. بحار الانوار، ج ۵۳، ص ۱۵.
[۱۱]. خصیبی، حسین بن حمدان، الهدایة الکبری، ص ۴۰۳، بیروت، البلاغ، ۱۴۱۹ق.
[۱۲]. همان.
[۱۳]. سعید بن هبة الله، قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۳، ص ۱۱۵۵، قم، مؤسسة الامام المهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.