نسخه آزمایشی

کامجویی و پریشانی! ۱۳۸۷/۶/۲ - ۴۶۳۲ بازدید

کامجویی و پریشانی!


چکیده:

دکتر
چوپرا یکی از پزشکان هندی
است که با نگاهی به سال های
زندگی خویش در هند و آمریکا، معتقد است که مسائل مختلف
فرهنگی و اجتماعی و زیست محیطی
و اقتصادی به وجود آمده در غرب، ریشه در بی هویتی و
سودجویی و دوری از خداوند
غربیان دارد.هدف دستیابی به یک »زندگی خوب« در غرب باعث
گردیده است که انسان غربی به
سوی کامجویی مادی، پریشانی و بی هویتی پیش برود.چوپرا
معتقد است که کلید حل این
مشکلات را باید در تقویت ایمان و اخلاق جستجو نمود.

نویسنده با اتکا
به تعالیم معنوی هندیان، خواهان بهره گیری غربیان از روح شرقی و
احترام به محیط زیست می باشد.

هنگامی که بر
فراز ابرها، در هواپیمایی
نشسته اید، مناظر زیبایی را
مشاهده می نمایید.با این که باید بگویم این منظره هنوز
هم زیباست؟ خطرات قابل مشاهده
ای در اتمسفر زمین وجود دارند که به دلیل انتشار
گازهای سمی صنایع، تحقق «زندگی
خوب» بشر امروز را به مخاطره انداخته است.

به
یاد می آورم که حدود ۳۵ سال
پیش، در یک مهاجرت طولانی، از هندوستان رهسپار آمریکا
شدم.در آن زمان، من در مورد
وجود ابرهای کثیف و آلوده، نگران نبودم.من هیچ
دغدغه ای نداشتم.سفر من، سفری
هیجان انگیز و اطمینان بخش بود، چرا که از یک سو، به
تازگی ازدواج کرده بودم و از
سوی دیگر، فرصت شغلی مناسبی نیز برای من به دست آمده
بود و آن سال ها، هر جوانی را
که می شناختم، چشم به غرب داشت.

به دلیل وقوع
جنگ
ویتنام و کمبود پزشک درایالات متحده،
من نیز فرصت را غنیمت دانستم.من که به دنبال
یک زندگی خوب و شاد بودم )هر
چند من نتوانستم به آن دست یابم(، عازم آمریکا
شدم.

در اولین شب
اقامت خود در یک متل در نیوجرسی، تلویزیون رنگی اتاق خود را
روشن کردم و به مشاهده صحنه های
وحشتناک و خونبار زد و خوردگروه های مسلح در شهر
پرداختم.آه، خدای من، آنان
مجروحان را به بخش اورژانس بیمارستانی منتقل کرده بودند
که من صبح فردا باید به آنجا
حضور می یافتم.بدین ترتیب، بیماران نیازمند درمان،
تلویزیون های رنگی و رفتن از یک
بیمارستان به بیمارستان دیگر، به بخش های ثابت
زندگی من تبدیل شدند.

اما از سال ۱۹۸۰
میلادی به بعد، احساس درماندگی نمودم، چرا
که دریافتم من کسی هستم که همه
چیز را در مورد پزشکی می دانم، اما در عین حال هیچ
چیزی در مورد درمان نمی دانم.پس
از مدتی زندگی بی هدف، کاری انجام دادم که هیچ یک
از دوستان هندی ام، به آن دست
نزده اند.من دیگر بار رو به شرق نمودم.

البته
این کار تنها به جنبه شخصی و
روحی قضیه باز نمی گشت.من نه تنها در جستجوی خداوند،
که به دلیل عدم تمایل به تداوم
کارهای سابق، این راه را دنبال نمودم.در آن زمان،
همواره به این مسئله فکر می
کردم که چرا تلاش برای دستیابی به شادی، مردم را تا این
حد غمگین نموده است؟ من تلاش
کردم که شادی را به دست آورم و البته در این راه، یک
هشدار دهنده معنوی در سر راهم
قرار گرفت.
آن فرد
یک معلم روحانی بود.البته
رهبران فکری جوامع غربی را
ستارگان سرشناس و یا شارلاتانهای نامدار، تشکیل می دهند.اما
در کشور من، یک استاد، شباهت زیادی به وجدان خودتان دارد.

اگر بخواهم به
صورتی واضح تر این مطلب را
توضیح دهم باید خاطر نشان کنم که در زبان سانسکریت،
»استاد« به معنای رهایی دهنده
از تاریکی می باشد، اما در زندگی روزمره، آنان همانند
ندایی درونی به شما یادآوری می
نمایند که در زندگی، اصول دیگری نیز هستند که باید
برای آنها زندگی کرد.احتیاجی به
بازگو نمودن این مطلب نیز نیست که این اساتید
مترادف »زندگی خوب« مورد نظر
غربیان را برای شما فراهم نمی کنند.

در کشور ما،
استاد و مرشد به فردی اطلاق می
شود که روح انسان را اعتلا می بخشد.من هم تصمیم
گرفتم که تعالیم آنان را با
جدیت دنبال کنم، چرا که برای قرن های متمادی، این
اساتید یک تصویر واضح را برای
بشریت ترسیم نموده اند که بر اساس آن، دو راه برای
زندگی وجود دارد، یکی از آنها
لذت جویی و دیگری آزادی جویی و کمال خواهی است.این
دو راه کاملاً از هم متمایزند و
به همین دلیل نیز مسیر دستیابی به »زندگی خوب«
بشریت غربی با دورنمای نشان
داده شده از سوی اساتید اخلاق کاملاً تفاوت دارد.برای
من ثابت گردیده است که کامجویی
مادی، انسان را به سوی پریشانی روحی و بی هدفی سوق
می دهد.اما این اساتید، چه چیزی
را برای انسان، به ارمغان می آورند؟
باید
بگویم
که این مرشدان روحانی، شاگردان خویش را
به سوی سکوت و نظم و آرامش رهنمون می کنند.چیزی
که شهروند غربی همواره به دنبال دستیابی به آن است.من عمیقاً به تعالی این
راهبران و راهنمایان اخلاقی
معتقدم که بشر را نیازمند تزکیه روحی و پاکی می دانند.

به نظر شما چرا
کره خاکی ما در آستانه یک بحران و فاجعه زیست محیطی قرار گرفته
است؟

پاسخ این سؤال
را باید در این واقعیت جستجو نمود که همه افراد دنیا از شهر
خارطوم سودان تا مانهاتان
ایالات متحده در صدد دستیابی به «زندگی خوب» هستند و
داشتن خودرو، خانه، هواپیما،
قایق، تعطیلات، جت اسکی و غیره برای آنان به هدف های
زندگی تبدیل شده است.

پیام اصلی همه
مرشدان و اساتید روحانی را باید در
دوباره دیدن خویش، جستجو
نمود.بی تردید، با تداوم وضعیت کنونی، نمی توان زمین را
برای مدتی طولانی، حفظ نمود.اگر
انسان ها همانند حیوانات تنها به دنبال کسب لذت
بیشتر باشند، از بین خواهیم رفت.

البته شادی را
می توان از راهی دیگر نیز که
جستجوی آزادی است، به دست
آورد.انسان سرگشته امروز، با این اندیشه که سرنوشتی
منفرد دارد، طبیعت را به تسخیر
خویش در آورده است، هر چند باید برای تقویت ایمان و
اخلاق در گام اول، به زمین
احترام بگذاریم.

طبیعت ما زیبا و
ناب است، اما وضعیت
آن غیر قابل پیش بینی است.

امروزه بحران
های زیست محیطی کنونی، بیشتر دلایلی
درونی دارند.برای حفظ زمین و
ساکنان آن، باید طرحی نو درانداخت.
(منبع:
www.Commondreams.org )

برگرفته ازسایت: www.mokatebe.com

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.