کشته شدن شیطان ۱۳۹۸/۱۰/۲۸ - ۷۸۶ بازدید

سلام. مرسی از سایت خوبتون
سوالی که دارم اینه. تو متن مهدویت گفتین شیطان کشته میشه توسط امام زمان (ع). تو قران نگفته شیطان به فرزندان ادم در قیامت میگه من به شما وعده دروغ دادم!؟

در قرآن کریم آمده است که ابلیس به خداوند عرض کرد: خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده! خداوند فرمود:به تو تا روز وقت معلوم مهلت داده می شود و از این تعبیر معلوم می گردد که درخواست شیطان اجابت شده است؛ولی نه آنگونه که خود او می خواست ،بلکه آنطور که حق تعالی اراده فرموده است.طبق فرموده ائمه معصومین (علیه السلام) منظور از روز وقت معین، وقت ظهور امام قائم است. حال آیا شیطان در آن وقت معین در موقع ظهور حضرت کشته می شود یا می میرد؟ما در روایات داریم شخصی در مورد جمله «یوم الوقت المعلوم» که در آیه مذکور آمده، از امام صادق (علیه السلام) سوال کرد ؛ حضرت فرمود:وقتی که قائم ما ظهور کند و به حجر کوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید:یاویل من هذا الیوم (ای وای از این روز).آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاکت می رساند.(اثبات الهداه ،ج۷،ص۱۰۱).این روز وقت معلوم در آیه مذکور است و کشته شدن و نابودی شیطان همانند کشته شدن و نابودی انسان نیست. شیطان مانند ما جسم ندارد تا کشته شود و باید گفت شاید کشته شدن او همان قطع نفوذ او است و مرگ حکومت و تزویز او. البته طبق قولی شیطان چون از جن است ، مثل آنها می توان برای او مرگ وکشته شدن نیز تصور کرد. بنابراین شیطان کشته می شود. در هر حال این موضوع هم در قرآن به صورت اشاره، مطرح شده است و هم در روایات ذیل آن آیه، نقل گردیده است در قرآن کریم جریان مهلت خواستن شیطان از خداوند در دو آیه (۳۷ ـ ۳۸ سوره حجر ۸۰ ـ ۸۱ سوره ص) به یک شکل آمده است. در این آیه، شیطان بعد از طرد شدن از درگاه الهی، از خداوند تقاضا می‌کند که ـ رب فانظرنی الی یوم یبعثون ـ خدایا مرا تا روز قیامت مهلت بده. خداوند در پاسخ می‌فرماید: انک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم. یعنی تو اجازه داری تا زمان مشخصی به کار خود ادامه دهی. که خداوند اصل تقاضای شیطان را موافقت فرموده اما مقدار و زمان مورد نظر شیطان را نپذیرفته و آن را محدود نموده است به زمان معلوم. در مورد اینکه مراد از «وقت معلوم» در آیه چیست میان مفسرین اختلاف نظر وجود دارد که این اختلاف نظر نیز ناشی از اختلاف روایات مربوط به این مسأله می‌باشد. ولی بسیاری از مفسرین، از جمله مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان، معتقد است که: میان پاسخ خداوند و تقاضای شیطان تفاوت وجود دارد و دراین پاسخ از جهتی موافقت شده است و از جهتی نیز مخالفت شده است اصل مهلت دادن به شیطان، پذیرفته شده ولی مدت مورد نظر شیطان رد شده است. چون سیاق‌ آیه دلالت دارد بر اینکه «وقت معلوم» غیر از «یوم یعبثون» است و مراد از آن زمان قبل از قیامت است. ایشان، نتیجه می‌گیرد که منظور از وقت معلومی که خداوند آن را پایان مهلت شیطان قرار داده است، روزی است که خداوند جامعه بشری را در آن روزگار کاملاً اصلاح می‌کند و ریشة همه فساد را قطع می‌کند نه اینکه مراد روز برپایی قیامت و مرگ عموم خلایق باشد. ( المیزان،‌ج ۱۲، ص ۱۵۸ ـ ۱۶۰) . روایاتی که در ذیل این آیه وارد شده متفاوت می‌باشد، از جمله اسحاق بن عمار از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت می‌کند: که حضرت فرمود: «مراد از وقت معلوم در آیه، روز قیام قائم ما است زمانی که خداوند او را ظاهر کند، در مسجد کوفه مستقر می‌شود در آن هنگام شیطان در حالی که به زانو راه می‌رود به سوی حضرت آورده می‌شود و شیطان فریادش از شدت حزن آن روز، بلند است آنگاه حضرت پیشانی شیطان را می‌گیرد (کنایه از ذلت و خواری) و گردن او را می‌زند.»(همان). در این رابطه تذکر چند نکته را لازم می‌دانم:
۱ . روایاتی که در ذیل این آیه مبارکه وارد شده است و از جمله روایت مذکور، از نظر سند، ضعیف است.
۲ . روایتی که نقل شد با ظاهر بعضی از روایات دیگری که در ذیل این آیه نقل شده است، اختلاف دارد برخی از روایات قتل شیطان را به رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ نسبت داده است و در بعضی دیگر بقای شیطان را تا زمان نفخه صور و مرگ جمعی، ذکر نموده است.( المیزان، ج ۱۲، ص ۱۷۴). گرچه سند معتبر و قابل استنادی برای این روایت وجود ندارد.
۳ . این احتمال وجود دارد که مراد از روایات مربوط به قتل شیطان، معنای کنائی آن باشد نه قتل واقعی یعنی مراد محدود نمودن و بی‌نتیجه بودن تلاش‌های شیطان، باشد که در عصر ظهور حضرت به خاطر رشد عقول مردم و تربیت آنان در پرتو حکومت حضرت(عج) کارهای شیطان بی‌اثر می‌شود و از تأثیرگذاری می‌افتد و حداقل این دسته روایات مؤید برداشت مذکور از آیه می‌باشد در هر حال چه منظور قتل و کشتن خود شیطان باشد و چه بلاتأثیر ماندن تلاشهای شیطان باشد، نتیجه یکی خواهد بود و‌آن عبارت است از عدم نقش‌آفرینی و کارایی شیطان در گمراهی مردم در عصر حاکمیت مطلق دین خدا و دولت کریمة حضرت مهدی(عج) به گونه‌ای که در آن عصر، اطاعت و بندگی در سراسر جامعه توحیدی آن عصر نمود دارد «یعبدوننی لایشکرون بی‌شیئاً». برای مطالعه بیشتر ر.ک: جستارهایی در مهدویت ، رحیم کارگر

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.