کشف حجاب رضاخانی ۱۴۰۰/۱۱/۰۴ - ۲۵ بازدید

جریان دقیق کشف حجاب رضا خان چه بوده لطفا به صورت منصفانه و با منبع پاسخ دهید ایا واقعا به زنان حمله میشد و یا فقط مخصوص ادارات بوده؟؟؟ و ایا راست است که وقتی را خان چادر از سر زن خودش گرفت گریه کرده چون مخالف عقایدش بوده ولی می‌خواسته کشورش پیشرفت کند؟؟؟؟؟ کمی توضیح دهید

اجرای طرح استعماری حذف حجاب به دست رضاخان
سالروز توطئه استعماری کشف حجاب توسط "رضاخان پهلوی" (17 دی 1314)
کشف حجاب
در ایران نیز پدیده خودجوش داخلی نبود و محرک‌های خارجی داشت. این پدیده ناشی از
تأثیر فرهنگ و آداب و رسوم غربی تحت عنوان «تجددخواهی» در
میان ایرانیان، به ویژه کسانی است که افکار و زندگی غربی را تجربه کرده‌اند. در این
بین اراده دولتمردان نقش مکمل داشته و در اشاعه آن تأثیر بسزایی داشته است. این
مقاله به بررسی روند تاریخی کشف حجاب می پردازد.
مبارزه با حجاب اسلامی زنان مسلمان در کشورهای اسلامی هیچگاه یک پدیده درونی نبوده و منشأ
بیرونی داشته است. این پدیده، تهاجمی استعماری با هدف مسخ هویت اسلامی مردم، ایجاد
انشقاق و جدائی در میان ملل مسلمان، ترویج فرهنگ غرب، رواج ابتذال در جوامع اسلامی
و نهایتاً انهدام اساس استقلال مسلمانان می‌باشد. «همفری» کارشناس و جاسوس معروف
انگلستان در کشورهای اسلامی که از فعالان رواج فرهنگ غربی در میان ملل مسلمان
می‌باشد، در کتاب خاطرات خود به موارد متعددی از خصوصیات مسلمانان از جمله اعتقاد
به مبانی اسلامی، حفظ حجاب اسلامی، استحکام کانونهای خانواده و تبعیت فرزندان از
روش پدران و نیاکان اشاره کرده و لزوم مبارزه با این مبانی و ارزش ها را مورد تأکید
قرار داده است.[1]
وی که مأمور اعزامی وزارت مستعمرات انگلیس به کشورهای اسلامی بوده، از بی‌حجابی و برداشتن
حجاب زنان و رواج بی‌بند و باری به عنوان یکی از مؤثرترین روش ها در مبارزه با
استقلال ملت های مسلمان یاد کرده است. توصیه‌های «همفری» در بسیاری از کشورهای
اسلامی توسط دولت هائی که به دربار لندن و یا متحدان اروپائیش وابسته بوده‌اند، به
اجرا گذارده شده است. اسماعیل پاشا در مصر که در 1863 میلادی بر تخت سلطنت نشست در
1870 به آزادی زنان با مفهوم اروپایی آن در کشورش رسمیت داد. در الجزایر نیروهای
اشغالگر فرانسوی برای در هم شکستن انقلاب مردم، از جمله به مبارزه علیه حجاب زنان
روی آوردند. در ترکیه، مقابله با حجاب اسلامی از نخستین برنامه‌های کمال آتاترک
برای اسلام‌ زدائی بود. این برنامه‌ای بود که در کنار سایر تصمیمات از جمله منسوخ‌
کردن دادگاه های شرعی، تعطیل مدارس علوم دینی، جایگزین کردن قوانین اروپایی به جای
نظام شریعت، رواج رسم‌الخط لاتین، تغییر تاریخ هجری به میلادی، اعلام تعطیلی
یکشنبه‌ها به جای جمعه‌ها و ... به اجرا گذارده شد. در افغانستان نیز امان‌الله خان
با تأسیس «انجمن حمایت از نسوان» در 1928، بانی مبارزه با حجاب زنان مسلمان آن کشور
گردید. کشف حجاب در ایران کشف حجاب در ایران نیز پدیده
خودجوش داخلی نبود و محرک‌های خارجی داشت. این پدیده ناشی از تأثیر فرهنگ و آداب و
رسوم غربی تحت عنوان «تجددخواهی» در میان ایرانیان، به ویژه کسانی است که افکار و
زندگی غربی را تجربه کرده‌اند. در این بین اراده دولتمردان نقش مکمل داشته و در
اشاعه آن تأثیر بسزایی داشته است. براساس شواهد تاریخی اولین نشانه‌های کشف حجاب از
دربار ناصرالدین شاه قاجار آغاز شد. مسافرتهای شاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت
پوشش زنان اروپائی در انتقال فرهنگ آن دیار به کشور و در ابتدا به دربار و
دارالخلافه تأثیر به سزایی داشت. به تدریج موضوع کشف حجاب در قالب تجدد خواهی به
محافل روشنفکری و اشعار شعرا نفوذ کرد و درمطبوعات منعکس شد. این وضعیت کم و بیش تا
پایان دوره قاجار ادامه داشت. میل حکام قاجار به کشف حجاب و
مقاومت خانواده‌ها سبب شد تا پدیده کشف حجاب به غیر از دربار و محافل نزدیک به شاه،
رشد چندانی نیابد. هر چند در اواخر دوره قاجار و در جریان نهضت مشروطه و پس از آن،
سیاسیون «نوگرا» و «منور‌الفکر» گام هایی در حذف پوشش
اسلامی بانوان و اشاعه بی‌حجابی در جامعه برداشتند و نویسندگان و شعرایی چون ایرج
میرزا، میرزاده عشقی، عارف قزوینی و ملک‌الشعرای بهار در این زمینه‌ها قلم فرسایی
کردند. آنان مشروطه را به معنای تجدد خواهی خوانده و بی‌حجابی را از مظاهر
تجددخواهی قلمداد کردند. طراحان و منادیان کشف حجاب می‌دانستند که برای رسمیت
بخشیدن به این پدیده باید زمینه‌های لازم ابتدا در کانون های خانواده فراهم آید. از
دید آنان مخالفت مرد با بی‌حجابی همسر در معابر عمومی عامل اصلی عدم پیشرفت کشف
حجاب بود. از این رو، برنامه‌های اولیه درجهت تغییر ذهنیت سرپرست خانواده تدوین شد
و سپس جنبه رسمی و قانونی یافت. در وهله نخست از کارکنان دولت آغاز کردند، زیرا
آنان در کنترل دولت بودند و دولت نظارت بیشتری بر رفتار آنان داشت. از سوی دیگر،
پذیرش این تغییرات توسط آنان، می‌توانست راه را برای پذیرش سایر افراد جامعه نیز
هموار کند. بدین منظور و برای رسمیت یافتن کشف حجاب، قانون اتحاد شکل البسه و تبدیل
کلاه در چهار ماده و هشت تبصره در جلسه 6 دی 1307 و در سومین سال پادشاهی رضاخان ـ
دوره هفتم قانونگذاری مجلس شورای ملی ـ به تصویب رسید. گرچه بسیاری از روحانیون از
جمله مراجع، ائمه جمعه، مفتی‌های اهل سنت و ... از این مقررات مستثنی شدند، امّا
اجرای این قانون با مقاومت‌ گسترده‌ای در تهران و چند شهر دیگر روبرو شد و روحانیون
نیز پیشتاز این مخالفتها بودند. تشکیل جمعیت بیداری نسوان ـ دی1305ـ
ترویج دکلته و منع چادر از سوی ملکه، حضور خانواده سلطنتی با وضع زننده در قم ـ
نوروز 1307ـ ، مسافرت امان‌الله خان افغان به همراه همسرش ثریا به ایران ـ خرداد
1307ـ و حضور تعدادی از زنان افغانی همراه آنها که در میهمانی ها حجاب را رعایت
نمی‌کردند و در بازگشت به افغانستان نیز با لباس و کلاه اروپایی از شهرهای ایران
عبور می‌کردند، از نشانه‌های گرایش دربار رضاخان به کشف حجاب بود.[2]
در 1310 ش. مجلس شورای ملی ورود هیأتی از سوی «جامعه ملل» را برای جلوگیری از آنچه
که «تجاوز به حقوق زن در شرق»
خوانده می‌شد، صادر کرد. در این سال به دستور رضاخان «زنان باید در
برداشتن حجاب خود آزاد باشند و اگر فردی یا ملایی متعرض آنان شد، شهربانی باید از
زنان بی‌حجاب حمایت کند.»[3]
تشکیل «کنگره زنان شرق» در 1311 ش. در تهران و دعوت از زنان بی‌حجابِ کشورهای دیگر
از دیگر گام های رضاخان برای مبارزه با حجاب بانوان بود. در این کنگره که به ریاست
«شمس پهلوی» برگزار شد، از بی‌حجابی به عنوان مظهری از تمدن یاد شد ودر مورد آن
تبلیغات فراوان به عمل آمد. استفاده از مراکز تعلیم و تربیت و ایجاد مدارس آموزشی
به سبک اروپا از دیگر عوامل زمینه‌ساز کشف حجاب در ایران عصر رضاخان بود. گرچه
سابقه ایجاد این مدارس نیز به دوره ناصرالدین شاه باز می‌گشت، امّا رضاخان در
آستانه اعلام کشف حجاب، مشوق توسعه این مدارس بود. سفر رضاشاه به ترکیه در خرداد
1313 و مشاهدات وی از بی‌حجابی در آن کشور، او را در پی‌گیری روند مقابله با حجاب
مصمم‌ تر ساخت. رضا شاه در جریان این سفر به سفیر کبیر ایران «مستشارالدوله صادق»
گفت: «ما عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان
اقدام کنیم.»[4]
و در 11 آذر 1314 به محمود جم رئیس‌‌الوزرا گفت: «نزدیک دو سال است که این موضوع ـ
کشف حجاب ـ سخت فکر مرا به خود مشغول داشته است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و
زنهای آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش بدوش مردهایشان در
کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده است. اصلاً
چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است.[5]
رضا شاه در 22 اردیبهشت 1314 «جمعیت زنان آزادیخواه ایران» را تحت ریاست شمس پهلوی
به عنوان گام تازه‌ای برای پیشبرد روند بی‌حجابی در کشور تأسیس کرد. در مرحله بعد
وزارت داخله برای ایجاد هماهنگی بیشتر میان لباس متحدالشکل مردان و کشف حجاب زنان،
مقررات جدیدی در مورد نوع پوشش وضع کرد. سپس شاه نیز به وزرا و نمایندگان مجلس
اعلام کرد که حذف حجاب زنان را آغاز کنند. در قدم اول بی‌حجابی از زنان وزرا،
معاونان، وکلا و مسئولان کشور آغاز شد. حکومت، قانون کشف حجاب را پیش از اعلام رسمی
آن در 17 دی 1314، به ولایت ابلاغ کرده بود. این قانون در مرحله اجرا با مقاومت های
خونینی روبرو شد و قیام در مسجد گوهر شاد در تیر 1314 از نمونه‌های آن است. آیت‌
الله قمی، آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری، آیت‌الله سید یونس اردبیلی، آیت‌الله سید
محمد تقی خوانساری، آیت‌الله حجت کوه‌کمره‌ای و آیت‌الله میرزا محمد آقازاده از
جمله مراجع وعلمای سرشناس بودند که نسبت به اقدامات رضاخان در ترویج بی‌حجابی
شدیداً اعتراض کردند. بسیاری از علما و روحانیون نیز در اعتراض به کشف حجاب تبعید
شدند. در 17 دی 1314 رضاشاه با همسر و دختران کشف ‌حجاب کرده خود، در مراسم جشن
فارغ‌التحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی حضور یافت.[6]
همه مسئولان کشوری که در این جشن دعوت شده بودند، طبق یک برنامه از پیش طراحی شده
با همسران بدون حجاب خود شرکت کردند. رضاشاه در سخنانی در این مجلس اظهار داشت:
«باید خیاط‌ها و کلاه دوزها را تشویق کرد که مدهای قشنگ به بازار بیاورند. ما
میله‌های زندان راشکستیم. حالا خود زندانی آزاد شده وظیفه دارد که برای خودش به جای
قفس، خانه قشنگی بسازد.»[7]
مراسم روز
17 دی 1314 در حقیقت رسمیت بخشیدن به کشف حجاب در کشور بود. پس از
آن، مطبوعات به تجلیل از این رویداد پرداختند و بی‌حجابی را آزادی زن، تجدد او و
همتایی‌اش باپیشرفت و ترقی مردم اروپا تلقی کردند. کشف حجاب در سالهای باقی مانده
حکومت رضاخان اجباری بود و حجاب اسلامی مظهر عقب‌ماندگی شمرده می‌شد. به همین دلیل
نیز، برداشتن چادر از سر زنان به اجبار، بخشی از وظیفه مأموران انتظامی شده بود.
کشف حجاب بسیاری از مفاسد اخلاقی در جامعه را در پی داشت و خشم بسیاری از مردم به
ویژه قشر مذهبیون را برانگیخت. بسیاری از زنان مؤمنه، برای حفظ حجاب از منازل خارج
نمی‌شدند و خود را در خانه حبس کردند. بسیاری نیز تلاش می‌کردند تا حجاب خود را
درکوچه و خیابان، به دور از چشم مأمورین، حفظ کنند. پس از سقوط رضا شاه، ظاهراً قید
اجبار از کشف حجاب برداشته شد، امّا مطبوعات حکومتی همچنان در ستایش اقدام رضاخان
قلم می‌زدند و درباره مظاهر «تمدن» و «تجددخواهی» و «عقب‌نماندن از پیشرفت
اروپائیها» مطلب می‌نوشتند. برنامه کلی حکومت نیز دردورة حکومت پهلوی دوم همچنان
تبلیغ بر بی‌حجابی بود و باکسانی که علیه آن اقدام می‌کردند و یا تبلیغ به حجاب در
برنامه‌هایشان بود، برخورد می‌شد. این در حالی بود که تعداد بسیاری از زنان که در
دورة رضاخان به اجبار از پوشش اسلامی محروم شده بودند، در دوره پهلوی دوم و در پی
آزادی‌های نسبی سال‌های اول پس از سقوط رضاخان به حجاب اسلامی خود بازگشتند.
منبع: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی
پی نوشت ها:
[1] . تغییر لباس و کشف‌حجاب به روایت اسناد، مرکز بررسی اسناد
تاریخی، ص 73.
[2] . فصلنامه تخصصی تاریخ معاصر ایران، سال اول، شماره دوم،
تابستان 1376،ص 74.
[3] . فصلنامه، همان، ص 78.
[4] . کشف حجاب، زمینه‌ها، پیامدها و واکنش‌ها، مهدی صلاح،
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ص 117.
[5] . کشف حجاب، همان، ص 118.
[6] . فصلنامه مطالعات تاریخی، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های
سیاسی،‌ج 3، ص 220.
[7] . کشف حجاب، همان، ص 140. توضیحات تکمیلی:
موضوع فوق از ابعاد متعددی قابل بررسی است که در ادامه مقاله ای ارائه می گردد :

از کشف حجاب رضاخان تا منع حجاب ،

(رسول جعفریان ، جمعه، 19 دی 1382 ، به نقل از سایت بی عنوان) هفدم دی ماه 1314، یادآور خاطره تلخ کشف حجاب اجباری رضاخانی است. زمانی که یک پادشاه بی‌سواد و بی‌فرهنگ، با ادعای تجدد، کوشید تا کشور ما را از تمامی‌ سنت‌هایش جدا کند، ایرانی نو بسازد و به گمان خودش ایران را وارد کاروان تمدن جهانی کند. کم نبودند روشنفکران و امیرانی که تصور می‌کردند با تغییر لباس و رفتن چادر و حجاب و تراشیدن ریش و غیره، ما متجدد و متمدن می‌شویم و با اقتدای به اروپا و زن اروپایی، وارد دنیای مدرن می‌شویم و پیشرفت می‌کنیم. «زندخت» که از زنان متجدد و هوادار رضاشاه بود، در شعری چنین سرود: بگشا چشم و تماشا بکن ای دختر شرق ســعی مــردانــــه زن‌هـــای اروپــایــی را رضاخان که محصول سیاسی جریان روشنفکری لائیک و امیدوار به غرب در ایران بود، با حمایت سیاست خارجی و در چارچوب دخالت‌های مستقیم انگلیس در امور داخلی ما و همچنین به توصیه مشتی از روشنفکران غربگرا، حجاب را به عنوان مهم‌ترین مانع بر سر راه ورود زنان به کاروان تمدن بشری عنوان کرد. پس از آن، با تمامی‌توان کوشید تا به هر قیمت شده حجاب را از سر زن ایرانی بردارد. وی که تفکر نظامی‌گری داشت، راه‌حل فیزیکی را برگزید و از طریق امنیه‌های خود، در تمامی‌ شهرها برای تحقق این هدف کوشید و به تمام معنا فاجعه آفرید. این اقدام که در برخورد مستقیم با یک سنت شرعی عمیق و ریشه‌دار بود، کینه مردم را نسبت به پهلوی برانگیخت. شاید توده‌های مردم از نفوذ سیاست خارجی سر درنمی‌آوردند، اما همه آنان درک می‌کردند که رضاخان به دنبال بر باد دادن سنن شرعی آنهاست. قیام گوهرشاد یکی از واکنش‌های این واقعه بود که تا چندین دهه بعد، به یاد آن در شهرهای مختلف عزاداری می‌شد. بدون تردید باید گفت، این مسأله یکی از عمیق‌ترین ریشه‌های مخالفت با حکومت رضاخانی را در عمق جامعه مذهبی ایران پدید آورد. مخالفتی که در نهایت به سرنگونی این دولت منجر شد. سالها گذشت و دولت ایران در سال 1322 (ه.ش) اجباری بودن کشف حجاب را لغو کرد. از آن پس کسانی که به مرور بی‌حجابی را پذیرفته بودند، همچنان بی‌حجاب ماندند. اما بخش عمده مردم مسلمان ایران حجاب خویش را حفظ کردند. در آستانه انقلاب اسلامی، درست زمانی که می‌رفت تا خروش مردمی ‌خشمگین، بساط حکومت ظالمانه پهلوی را بر اندازد، ناگهان جمعیت عظیمی‌ از زنان سیاهپوش سطح خیابان‌ها را پر کرد. بازگشت تدین در میان نسل جدید در قالب بازگشت حجاب خود را نشان داد. در 16 شهریور 1357 زمانی که جمعیت تظاهر کننده در خیابان حرکت می‌کرد خانم کاتوزیان همسر آقای حاج سید جوادی، آب و بیسکویت به زنان باحجاب می‌داد، اما آنان از گرفتن آن خودداری کردند، با این استدلال که او بی‌حجاب است. اعتراض خانم کاتوزیان به این که نباید ما راه خود را از یکدیگر جدا کنیم، سودی نبخشید و تظاهرکنندگان متدین راه خود را از افراد بی‌حجاب جدا کردند، حتی اگر آنان مدعی مبارزه با پهلوی بودند. این نکته‌ای است که در خاطرات این خانم با عنوان «از سپیده تا شام» (ص 44) آمده است. انقلاب اسلامی‌ عنوان انقلاب حجاب به خود گرفت و طی هشت سال از زمان انتشار کتاب (مسأله حجاب) استاد مطهری (سال 1348 - 1357) این کتاب نزدیک به ده بار به چاپ رسید. این نشان می‌داد که جامعه در مسیر یک تحول مذهبی، آن هم در کادر حجاب قرار گرفته است. خوشبختانه در روزهای پس از انقلاب، حجاب به عنوان یک اصل در فرهنگ ایران اسلامی ‌پذیرفته شد. یکی از مهم‌ترین دلایل آن هم این بود که حجاب هیچ‌گاه محدودیت به حساب نیامد و جمهوری اسلامی‌ نشان داد که زنان با حجاب هم می‌توانند در تمامی ‌عرصه‌ها فعال باشند. آنان که با فرهنگ اسلامی ‌در کشورهای عربی و غیرعربی سر و کار دارند، می‌دانند که تقریبا پنج تا ده سال پس از انقلاب اسلامی‌، به آرامی‌فرهنگ حجاب در سراسر دنیای اسلام قوت گرفت. هر سالی که می‌گذشت، حجاب در جهان اسلام نیرومند تر از گذشته می‌شد. لبنان، سوریه و مهم‌تر از همه ترکیه نمونه‌های خوبی هستند که می‌توانند روند رو به رشد حجاب را طی بیست سال گذشته اثبات کنند. اکنون پس از گذشت 25 سال از انقلاب اسلامی، حجاب به صورت یک رمز، سمبل و شعار در تمامی‌ جهان اسلام و نیز میان مسلمانانی که به صورت اقلیت در کشورهای غیراسلامی ‌زندگی می‌کنند درآمده است. حجاب تنها به عنوان یک امر شرعی مورد توجه نیست، بلکه به عنوان یک نشان و یک علامت از بازگشت به سنت‌های اسلامی‌مورد توجه قرار گرفته است. جنبش‌های لائیک صفت، در تمامی‌ کشورهای اسلامی، حتی اگر ادعای مسلمانی هم داشته باشند، به طور مداوم به سمت سست کردن پایه‌ها و ارکان حجاب حرکت می‌کنند، زیرا حرکت آنها در راستای هضم شدن در فرهنگ غربی است که به غلط نام فرهنگ جهانی به خود گرفته است. این در حالی است که سنت گرایان روی حجاب به عنوان یک امر اساسی و یک مسأله حیاتی پافشاری دارند. این برخورد، یک نشان بسیار صریح از نوع و چگونگی حرکت‌های فرهنگی است که در جهان اسلام در جریان است. طی سالهای اخیر بحث حجاب، یکی از مباحث زنده در کشورهای غربی بوده است. فرانسه که رسالت خود را در حفظ بنیادهای اساسی لائیسم می‌داند، علمدار کشف حجاب اجباری در این کشور شده است. در واقع، شیراک خوب می‌داند که حجاب یک شعار و یک رمز برای حفظ هویت اسلامی ‌کسانی است که در دل فرهنگ غربی زندگی می‌کنند. راه بازداشتن آنها از هویت پیشین آنان، آن است که حجاب را به یک سوی گذارند و این رمز و شعار را از دست بدهند و تنها در آن صورت است که در فرهنگ جدید هضم خواهند شد. با کمال تاسف باید گفت در ایران تنها یک اعتراض رسمی‌ از سوی سخنگوی وزارت خارجه نسبت به مطالب عنوان شده از سوی شیراک مطرح شد. برخی از محافل دیگر هم اعتراضاتی محدودی داشتند. این در حالی که دانشگاه‌های ما به خصوص دانشگاه‌هایی مانند الزهراء و نیز جامعه الزهراء قم هیچ‌گونه تظاهراتی بر پا نکردند. حق آن بود که علاوه بر جامعه مدرسین قم، جامعه روحانیت مبارز تهران و مجمع روحانیون مبارز در این باره بیانیه‌های رسمی‌ صادر می‌کردند. خوشبختانه در حال حاضر همچنان شاهد اعتراضاتی از سوی محافل مختلف اسلامی ‌در نقاط مختلف از جهان اسلام و حتی اروپا و آمریکا هستیم. در داخل کشور نیز انتظار چنان است که دست کم گروه‌های مردمی‌ و اسلامی ‌غیردولتی در این‌باره اقدامات اعتراضی مختلفی را بر ضد موضع دولت فرانسه داشته باشند.

رسائل حجابیه

(رسول جعفریان, ناشر: دلیل ما, پاییز 1380) مسأله حجاب در چارچوب دفاع از حقوق زن، سالهاست که در کشورهای اروپایی و به دنبال آن در کشورهای اسلامی، مطرح شده است. بحث از کشف حجاب در ایران تحت عناوینی همچون نهضت بانوان و نسوان، نهضت آزادی زنان، دفاع از حقوق زن و . . . در قالب ارائه نگرشی نو از زن و در دایرة تعریف امروزین از حقوق بشر و جایگاه فلسفی بشر در نظام فکری جدید غرب صورت گرفته است. کشف حجاب در ایران در عصر استبداد مدرن رضاخان با تأثیرپذیری از غرب و تقلید کورکورانه از رخدادهای ترکیه، با زور سر نیزه، قلدری، امنیه و شهربانی آغاز گردید. بحثهای دینی و فکری دربارة حجاب که پیش از زمان رضاخان مطرح و در زمان او به اجبار تعطیل شده بود، پس از شهریور (1320ش) بار دیگر فعال شد و طی سالهای (1325 تا 1320ش) و پس از آن چندین کتاب در این زمینه تألیف گردید. در این دوره، علما در برخورد با بدعت کشف حجاب آثار فراوانی را تألیف کردند که بیشتر آنها به چاپ رسیده است.

کشف حجاب , تهاجم بنیادی به فرهنگ اسلامی

کشف حجاب که یک تهاجم بنیادی به فرهنگ اسلامی محسوب می شود طرحی استعماری بود که رضاخان مجری آن بود. استعمار در پی یافتن راههای تهاجم به فرهنگ غنی و انسان ساز اسلام و مقابله با گسترش تعالیم مقدس این آئین الهی , سیاست شیطانی « اسلام زدایی » را در سه کشور افغانستان و ترکیه و ایران به مورد اجرا گذاشت و مبارزه ای جدی و پی گیر را با مظاهر اسلام هرچه که رنگ و صبغه دین و دین باوری داشت , آغاز نمود. در افغانستان امان الله خان ماموریت می یابد با فرهنگ اسلامی مبارزه کند و راه را برای ترویج و گسترش جلوه های مبتذل فرهنگ غرب هموار نماید. در ترکیه این ماموریت استعماری به مصطفی کمال پاشا معروف به آتاتورک سپرده می شود و او با عزمی جزم ضمن مقابله مستقیم با اسلام , کشورش را براساس الگوهای از قبل تعیین شده غربی اصلاح می کند و فساد هرزگی و لاقیدی را به بدترین وجه گسترش می دهد. در ایران رضاخان مامور اسلام زدائی و آماده سازی زمینه ها و شرایط ترویج و رونق فرهنگ مبتذل غرب می شود. بدنبال طرحهای از قبل پیش بینی شده , آتاتورک رئیس جمهور ترکیه رسما از رضاخان دعوت به عمل می آورد و رضاخان با مسافرت به ترکیه بیش از پیش شیفته و فریفته فرهنگ و مظاهر غربی می شود و اقدامات آتاتورک به شدت در روح او تاثیر می نهد و در همانجا تصمیم می گیرد که پس از بازگشت به ایران با شدت هرچه تمامتر به تغییر و تحول در آداب و رسوم و لباس مردم ایران بپردازد و کشور را سرتاسر همه غربی کند. رضا شاه با مطرح کردن تغییر لباس و کلاه مبارزه آشکار و علنی خود را با اسلام آغاز کرد. او پس از اجباری کردن استفاده از کلاه اروپایی (شاپو) به مساله تغییر لباس و کشف حجاب پرداخت . با مطرح شدن کشف حجاب و از سر برداشتن چادر که نشانه عفاف و پاکی و وسیله صیانت و پاسداری از ناموس و شرف زن مسلمان محسوب می شد , مخالفت مردم متدین آغاز شد. مخالفتها و مبارزات مردم مسلمان با دستگیری روحانیون و کشتار مردم سرکوب می شود و بدین ترتیب زمینه های مناسب بر مطرح کردن علنی و گسترده منع حجاب آماده می گردد. با این وصف رضاخان و دار و دسته اش تصمیم می گیرند ابتدا از دربار شروع کنند و باکشف حجاب خانواده سلطنتی و وزرا راه را برای گسترش بی حجابی و فحشا عمومی هموار سازند. محمود جم نخست وزیر مزدور و خائن وقت در پاسخ به رضا شاه که می گوید « چطور است این تحول را از اندرون دربار شروع کنیم » می گوید : « اگر اجازه بفرمائید در روز افتتاح دانشسرای مقدماتی تهران علیاحضرت ملکه و علیا حضرت شاهدخت ها به اتفاق اعلیحضرت در محل جشن حاضر شوند. ضمنا به همه بانوان وزرا و رجال نیز دستور خواهیم داد که بدون حجاب در این جشن حضور یابند. » رضاشاه این طرح را می پذیرد و قرار می شود که آنرا در هیات دولت مطرح و به تصویب برسانند. او در جلسه هیات دولت می گوید : « شرکت همسر و دختران من در جشن افتتاح دانشسرای مقدماتی باید سرمشقی برای همه زنان و دختران ایرانی مخصوصا خانمهای شما وزرای مملکت باشد. ممکن است ابتدا این عمل سروصدا و جنجال زیادی بپا کند , ولی بهرحال کاری است که باید انجام بشود. ما با هوچی بازی و تعصب های خشک نمی توانیم کاروان ترقیات مملکت را عقب نگهداریم . زن باید از این چادر سیاه آزاد بشود! » روز موعود فرا می رسد . 17 دی ماه 1314 رضاشاه با همسرش و شمس و اشرف پهلوی که برای اولین بار حجاب از سر برداشته و با شکل جدید غربی در اجتماع ظاهر می شدند , وارد دانشسرای مقدماتی شدند. بانوان وزرا نیز برای اولین بار بدون پوشش در مراسم افتتاح دانشسرای مقدماتی شرکت می کردند. پس از توزیع جوائز فارغ التحصیلان , رضاشاه به سخنرانی پرداخت او در بخشی از سخنانش اعلام نمود : « بی نهایت مسرورم که می بینم خانمها در نتیجه دانائی و معرفت به وضعیت خود آشنا شده و پی به حقوق و مزایای خود برده اند... شما خانمها این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصت هایی که دارید برای ترقی کشور استفاده نمائید! شما خواهران و دختران من , شما تربیت کننده نسل های آینده خواهید بود و شما هستید که می توانید آموزگاران خوبی باشید و افراد خوبی از زیر دست شما بیایند! » بدین سان حجاب و نجابت زن ایرانی توسط مزدور و مامور استعمار غرب یعنی رضاشاه هتک گردید و بجای دروازه تمدن , دروازه فساد و هرزگی و بی بندوباری بروی مردم ایران گشوده شد و غیرت و شرف مردان منکوب و ناموسشان در معرض دید و تماشای دیگران قرار گرفت . این آغاز کار و ابتدای راه بود. مراحل بعدی تاسیس عشرتکده ها , مراکز عیش و نوش و رقص و آواز و برهنگی و آزادی جنسی زنان و مردان بود و این سوغات بزرگ تمدن غرب چه زود فراگیر شد و زنان و مردان ایرانی با ولع و اشتیاق تمام , حتی مشتاق تر از زنان و مردان دنیای متعفن غرب , در سراشیبی سقوط در منجلاب فساد و فحشا قرارگرفته و به ابتذال و بی هویتی و شهوت گرایی محض مانوس شدند. در این میان تنها زنان و مردان با ایمان بودند که از شرف و ناموس خویش در آن شرایط سخت و رنجزا صیانت و پاسداری نموده و تحت تاثیر جاذبه های فریبنده جنسی که کارگزاران استعمار به تبلیغ و ترویج آن همت می گماشتند قرار نگرفته و پرورش دهنده نسلهایی شدند که امروز در اوج ایمان و صلابت و قدرت در مقابل همه دنیای کفر و الحاد ایستاده و هر روز جبهه جدیدی فتح می کنند. رضاخان به روش « استعمار کهنه » یعنی مقابله مستقیم و آشکار با فرهنگ اسلام به مبارزه پرداخت و چادر را از سر زنان برگرفت و فساد و بی بندوباری را گسترش داد و آن کرد که کرد. پس از رضاخان پسرش محمدرضا با روش « استعمار نو » یعنی نه با حمله آشکار و علنی به مقدسات و حجاب و عفاف زنان , که استفاده از حجاب را آزاد گذاشت و در عین حال بطور مخفی و غیرمستقیم با حجاب مبارزه کرد و باید اذعان داشت که این روش بسیار موثر و کارآمد و نتیجه بخش بود , بگونه ای که در طول دوران مرموز روشنفکران غرب زده , و با استفاده از حربه « هنر » یعنی قصه و شعر و نقاشی و موسیقی و فیلم و مجله و کتاب ... حقایق آنسان بر مردم ایران مشتبه گردید که فساد جنسی و بی غیرتی و فحشا تن فروشی زنان و دختران , « ارزش » و « آزادی » و « تمدن » و « پیشرفت » نام گرفت و ابتذال و پوچی و بی هویتی و از خودبیگانگی همه گیر و عمومی گشت . (روزنامه جمهوری به نقل ازwww.eresaneh.com (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: 7/100124718)

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.