کند بودن پیشرفت کشور - جایگاه اقتصادی ایران قبل از انقلاب-جایگاه اقتصادی ایران پس از انقلاب ۱۳۹۹/۰۲/۱۳ - ۲۴۰ بازدید

آره ما هم قبول داریم پیشرفت کردیم اما خیلی خیلی کند نسبت به بقیه ی کشور ها ما قبل از انقلاب بعد از ژاپن تو آسیا دوم بودیم الان کم کم ار ۲۰ تاش عقبیم قبل از انقلاب از کل آفریقا جلو بودیم الان از ۵یا ۶ تاش مثل افریقای جنوبی مصر الجزایر و... عقبیم به جز ۷ یا ۸ کشور اروپایی از بقیه جلو بودیم الان از تقریبا کل اروپا عقبیم تو قاره ی امریکا فقط از آمیرکا عقب بودیم الان از کانادا و آرژانتین برزیل شیلی و... عقبیم آره پیشرفت کردیم ولی خیلی کند خیلی از روی تعصب حرف نزنید و واقعیت ها رو هم ببینید

۱. در ارزیابی و مقایسه پیشرفت کشورها باید در کنار توجه به ظرفیت ها و امکانات و میزان پیشرفت به دست آمده، به موانع و مشکلات و کمبودهای پیش روی آنان نیز توجه داشت. در کشور ما موانع متعددی در مسیر پیشرفت کشور وجود داشته است که از جمله می توان به اقتصاد وابسته و بیمار به جا مانده از رژیم گذشته، بروز جنگ تحمیلی هشت ساله و خسارت های هنگفت آن، تحمیل هزینه بازسازی خسارت های کشور، تحریم ها و فشارهای اقتصادی و... اشاره کرد که می توانست برای هر کشوری مشکلات فراوانی را در مسیر پیشرفت آن ایجاد نماید، در عین حال پیشرفت کشور ما با وجود همه این مشکلات، در جای خود خوب بوده است که با برنامه ریزی و مدیریت بهتر و کارآمدتر می توانست بیشتر از این باشد. کشوری که توانسته است در پیشرفت های علمی در عرصه پزشکی ، نانو، هوا فضا، هسته ای، نظامی، پیشرفت های خیره کننده ای را رقم بزند و در بعضی از حوزه های این فناوری های نوین، جزء چند کشور برتر دنیا قرار بگیرد، با به کاربستن عزم جهادی و روحیه انقلابی و به کمک جوانان این مرز وبوم می تواند، جایگاه بهتری را برای کشور رقم بزند.
۲. این که ما قبل از انقلاب بعد از ژاپن در آسیا در رتبه دوم قرار داشتیم و امروز از کشورهای اروپایی و آمریکایی و برخی کشورهای آفریقایی عقب هستیم، سخنی نادرست و بر خلاف واقعیت است.که در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.
ایران پهلوی در رده چه کشورهایی بود؟!
فرانس فیتزجرالد، نویسنده سرشناس امریکایی، مشاهداتش در ایران را در سال ۱۳۵۳ در مقاله ای به نام «به شاه هرچه می خواهد بدهید»؛ giving the shah everything he wants»، که در یکی از مجلات امریکا چاپ شد، آورده است:
«وضعیت ایران به طور کلی به مراتب بدتر از کشوری مانند سوریه است که نه نفت و نه ثبات سیاسی دارد. به این دلیل که شاه برای توسعه کشور هرگز تلاش جدی نکرده است... ثروت کشور بیشتر به سوی خودرو های شخصی و نه اتوبوس، کالاهای مصرفی و نه بهداشت عمومی، و به سوی حقوق سربازان و پلیس کشور و نه آمورگاران، سرازیر شده است.»
جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیای امریکا از وضعیت تغذیه و بهداشت در جامعه ایران در زمان پهلوی دوم اینگونه می نویسد:«۶۵ درصد شهرنشینان در سال ۱۳۵۱-۱۳۵۲ش دچار سوء تغذیه بودند (که ۲۵ درصد اینها وضع تغذیه شان بسیار بد بود) و این در مقایسه با ۴۲ درصد در روستاها، رقم بسیار بالایی است. آمار و ارقام بهداشتی نشان می دهد که بر تعداد تختهای بیمارستان ، کلینیکها، پزشک و پرستار افزوده شده اما در سال ۱۳۵۶ ایران هنوز در خاورمیانه بدترین نسبت پزشک- بیمار، بالاترین نرخ مرگ و میر نوزادان و اطفال و پایینترین نسبت تخت بیمارستان به جمعیت را دارا بوده است»( جان فوران،مقاومت شکننده، ترجمه احمد تدین، تهران: رسا، ص ۴۹۲)
جان فوران در کتاب خود به وضعیت توسعه در روستاها پرداخته، در این خصوص می نویسد:
«به رغم ایجاد مدرسه های روستایی توسط سپاه دانش، تنها ۱۵ درصد روستاییان در سال ۱۳۵۰ ش از تحصیلات ابتدایی برخوردار می شدند و در سال ۱۳۵۴ش، ۶۰ درصد مردان و ۹۰ درصد زنان روستایی بی سواد بودند. در سالهای دهه ۱۳۵۰ش، ۹۶ درصد روستاها برق نداشتند.»(همان، ص ۴۷۷)
دکتر یرواند آبراهامیان استاد دانشگاه شهر نیویورک ،آمار وحشتناکی را در خصوص وضعیت پزشکان و تحصیل در زمان پهلوی دوم بیان می کند که نشان از اوضاع بسیار بد کشور داشته است:
«انقلاب سفید محمدرضاشاه پهلوی و در پی آن رونق درآمد نفت به جای پاسخگویی به انتظارات عمومی، موجب افزایش نارضایتی های گسترده شد. درست است که اجرای برنامه های اجتماعی در بهبود وضعیت آموزشی و امکانات بهداشتی بسیار موثر بود، اما این نکته نیز صحت دارد که ایران پس از دو دهه یکی از بدترین کشورها در بخش مرگ و میر کودکان و نسبت پزشک به بیمار در خاورمیانه بود. یکی از پایین ترین نرخ های آموزش عالی مربوط به این کشور بود. افزون بر این، ۶۸ درصد از جمعیت بزرگسال بی سواد بودند، ۶۰ درصد از کودکان نمی توانستند دوره دبستان را به صورت کامل طی کنند و تنها ۳۰ درصد از داوطلبان کنکور می توانستند وارد دانشگاهها شوند. در این میان شمار افراد متقاضی تحصیل در خارج از کشور رو به رشد بود. در دهه ۱۹۷۰/۱۳۵۰ شمار پزشکان ایرانی مستقر در نیویورک بیشتر از شهرهای غیر از تهران بود. اصطلاح «فرار مغزها»نخستین بار برای ایران به کار گرفته شد.»(یرواند آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ترجمه محمد ابراهیم فتاحی، ص ۲۵۵-۲۵۳)
بنا به گزارش موسسه هادسُن « Hudson Institute» یکی از مهم ترین اتاق های فکر که در تدوین و طراحی سیاست های کلان ایالات متحده که امروزه نیز همچنان نقش جدی و تأثیرگذار دارد در ۱۹۷۵م/۱۳۵۴ ش، حتی اگر ایران به نرخ رشد پیش بینی شده حاصل از سیاستهای اقتصادی حکومت پهلوی دست یابد، در سال ۱۹۸۵م/۱۳۶۴ش «اقتصادش از اقتصاد هندوستان بهتر نخواهد بود و اگر از مکزیک عقب نباشد حداکثر به سطح آن کشور خواهد رسید»
جان فوران استاد دانشگاه کالیفرنیا در مورد وضعیت صنعت کشور در زمان پهلوی دوم در مقایسه صنعتی ایران با سه کشور هندوستان، سنگاپور و مکزیک ، می نویسد:
«سهم صنعت در تولید ناخالص ملی ۱۸ درصد بود و به مراتب از سهم خدمات (۳۵درصد) و نفت (۳۵ درصد) در ۱۳۵۶-۱۳۵۷ش کمتر می شد و دیگر اینکه صادرات صنعتی غیرنفتی تنها ۲ تا ۳ درصد همه صادرات ایران در سال ۱۳۵۴ ش تشکیل می داد که در مقایسه با کشورهایی مثل هندوستان (بیش از ۵۰ درصد)، سنگاپور (۶۰ درصد) و مکزیک (۳۳درصد) بسیار ناچیز می نمود. »(مقاومت شکننده، ص ۴۸۴)
(www.rajanews.com/news/۲۳۳۵۸۵)
۳. جایگاه اقتصادی جمهوری اسلامی
صندوق بین‌المللی پول، تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۱۷ بر اساس شاخص قدرت خرید، بالغ بر ۱۶۴۴ میلیارد دلار بوده و ایران از این نظر در رتبه ۱۸ جهان قرار گرفته است.
با پیش بینی صندوق بین المللی پول، ایران در سال‌های ۲۰۱۸، ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ نیز همچنان هجدهمین اقتصاد بزرگ دنیا باقی خواهد ماند اما در سال ۲۰۲۱ با پشت سر گذاشتن اسپانیا، عربستان و کانادا به جایگاه پانزدهم صعود خواهد کرد.
پیش بینی شده است تولید ناخالص داخلی ایران در سال ۲۰۲۱ بر اساس شاخص قدرت خرید به ۲۰۹۵ میلیارد دلار برسد که بیشتر از تولید ناخالص داخلی اسپانیا، عربستان و کانادا خواهد شد.
تولید ناخالص داخلی اسپانیا بر اساس شاخص قدرت خرید در سال ۲۰۱۷ بالغ بر ۱۷۷۳.۹ میلیارد دلار بوده که پیش بینی شده است این رقم در سال ۲۰۲۱ به ۲۰۹۴ میلیارد دلار برسد. تولید ناخالص داخلی عربستان نیز از ۱۷۷۳.۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ به ۲۰۷۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ و تولید ناخالص داخلی کانادا از ۱۷۶۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ به ۲۰۷۳ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۱ خواهد رسید.
براساس پیش بینی مرکز مطالعات PWC درباره آینده اقتصاد ایران در دو سال ۲۰۳۰ و ۲۰۵۰، ایران در سال ۲۰۳۰، شانزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا خواهد بود و تا سال ۲۰۵۰ نیز به جایگاه چهاردهم ارتقا می یابد. البته این پیش بینی به گفته مرکز مطالعاتی پی دبلیوسی بسیار محتاطانه است و رسیدن اقتصاد ایران از نظر بزرگی به جایگاه دوازدهم در دنیا هم بسیار محتمل است که برای ایران خبر خوبی است و در صورت این ارتقا می توان انتظار داشت جایگاه اقتصادی و سیاسی ایران هم در دنیا تقویت شود که تهدیدی بزرگ برای اقتصادهای صنعتی امروز به خصوص آمریکا خواهد بود.
در سال ۲۰۳۰ ارزش تولید ناخالص داخلی ایران به مرز ۲.۳۵۴ هزار میلیارد دلار می رسد و وضعیتی مشابه کشورهای ایتالیا و اسپانیا خواهد داشت.
طبق این گزارش در سال ۲۰۱۶ ایران از نظر بزرگی اقتصادی در رتبه ۱۸ جهان قرار گرفته بود و به دلیل اجرای طرح های اصلاحاتی اقتصادی و توسعه صنعتی و البته تلاش برای کاهش وابستگی به نفت می تواند در سال ۲۰۳۰ با دو پله صعود به جایگاه ۱۶ دست یابد. در این سال ارزش تولید ناخالص داخلی ایران از کشورهای کانادا، استرالیا، آرژانتین و مالزی بیشتر خواهد بود ولی سرانه تولید ناخالص داخلی ایران از کشورهای مذکور کمتر گزارش شده است.(۲۳۸۹۳۳،www.mojnews.com)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.