گام های خودسازی ۱۳۹۰/۰۲/۲۱ - ۱۵۹۱ بازدید

گام های عملی به سوی خودسازی چیست؟

الف . توبه ، آغوش رحمت پس از بیدارى و کنار زدن پرده هاى غفلت و جهل ، نخستین قدم در تهذیب نفس و خودسازى ، « توبه » است . توبه زنگار آلودگى ها را از صحنه دل و جان مى زداید و باتلاق عصیان و تیرگى را به گلشن نور و صفا بدل مى سازد . بار گران و کمرشکن گناه را از پشت انسان بر مى دارد و او را براى پیمودن راه بندگى و صلاح آماده مى کند . مرحوم « فیض کاشانى » در آغاز جلد هفتم « المحجه البیضاء » که اثرى نفیس و گرانقدر در علم اخلاق و تهذیب نفس است ، سیماى توبه را چنین به تصویر مى کشد : « توبه از گناه و بازگشت به سوى ستار العیوب و علام الغیوب آغاز راه سالکین و سرمایه پیروزمندان است . توبه ، نخستین گام مریدان و کلید علاقه مندان و مطلع برگزیدگان و برگزیده مقربان است . »
« چرا فرزندان و نسل آدم ( علیه السلام ) به هنگام ارتکاب خطا و لغزش به پدرشان اقتدا نمى کنند ؟ خیر محض ، کار فرشتگان است . آمادگى براى شر و بدى خوى شیاطین است و بازگشت به خیر پس از خطا ، ویژگى حضرت آدم ( ع ) و طبیعت آدمیان است . آن کس که به هنگام ارتکاب گناه و انجام شر به خیر باز گردد ، حقیقتا انسان است . »
1 خداوند شیفته بازگشت بندگان به سوى او و مشتاق پیوستن آنها به او پس از بریدن و جدا شدن است . میزان شوق پروردگار به آشتى بندگان با او و وصل پس از فصل در حدیثى شادى بخش چنین بیان شده است : « إِنَّ اللَّه تَعَالى أَشَدَّ فَرحًا بِتَوبَه عَبده مِن رَجُلٍ أَضَل رَاحِلَته وَ زَادَه فِى لَیلَه ظُلمَاء فَوَجَدَهَا » 2 « شادمانى خداوند از بازگشت بنده اش بیش از شادى کسى است که مرکب و توشه خود را شبى تاریک ( در بیابان ) گم کرده و سپس آن را مى یابد . »
این تعبیر نشان مى دهد که توبه ، در واقع مرکب و توشه انسان به سوى سعادت و کمال است . انسان با این زاد و توشه ، بیابان تیره و ظلمانى گناه و نافرمانى را پشت سر مى گذارد و به منزل کمال و نور و رحمت گام مى گذارد .
مشارطه
پس از توبه صادق و خالص ، قدم بعدى در تهذیب نفس ، « مشارطه » است . مشارطه به معناى شرط کردن و قرار گذاشتن است و منظور شرط کردن با نفس خویش است با تذکرات و یادآورى هایى که هر روز تکرار شود . هر روز صبح باید نفس خود را مورد خطاب قرار دهیم و به او بگوییم : « ارزنده ترین سرمایه من ، عمر من است که همه هستى من و وسیله رسیدن به حیات ابدى و سعادت جاوید است ، ضایع کردن و صرف کردن آن در نافرمانى خدا و ارتکاب جرم و گناه مساوى با از دست دادن آن و دچار شدن به خسارتى بزرگ است . نکند ثمره این سودا ، افسوس و حسرت باشد ، و من خسارت دیده و زیان رسیده با پیک مرگ رو به رو شوم .
اى نفس من ! چشم و گوش و زبان و دست و پا و سایر اعضاى من ، خادمان تو و فرمانبرداران تواند . آنها را با کنترل و مراقبت به کارى وادار که نتیجه اش چشم روشنى و رو سفیدى و نجات و سعادت باشد نه رو سیاهى و عذاب و آتش . مبادا این نعمت بزرگ الهى و امانت هاى خدایى را در راه معصیت او به کارگیرى و در امانت خیانت کنى . »
در دعاى سى و یکم صحیفه سجادیه که معروف به دعاى توبه است به موضوع « مشارطه » عنایت خاصى شده است . در فرازى از این دعاى پرفیض چنین آمده است : « وَ لَکَ یَا رَبِّ شَرطِى إِلَّا أَعُود فِى مَکرُوهک وَ ضِمَانِى أَن لَا أَرجِعُ فِى مَذمُومِکَ وَ عَهدِى أَن اهجر جَمِیعَ مَعَاصِیکَ پرودگارا ! با تو شرط مى بندم و عهد مى کنم که به آن چه نمى پسندى باز نگردم و تضمین مى کنم که به سراغ آن چه در نزد تو مذموم و نکوهیده است نروم و پیمان مى بندم که از همه گناهانت دورى گزینم . »
خلاصه آن که « مشارطه » از گام هاى مهم و اساسى در تهذیب نفس است . بدون این عمل ، ابرهاى تیره گناه و غفلت ، آسمان پاک دل را فرا مى گیرد و زنگار جرم و فساد آینه دل را مى پوشاند و رهایى از آن سخت و دشوار مى گردد .
مراقبه
مراقبه از محورى ترین و مؤثرترین گام در خودسازى و تهذیب اخلاق است . مراقبه از ماده « رَقَبَه » به معناى گردن گرفته شده و از آن جا که انسان براى پاییدن چیزى و مواظبت از آن گردن مى کشد . این کله به معناى نظارت و مواظبت و زیر نظر گرفتن چیزى به کار مى رود .
این واژه در تعبیر علم اخلاق و تهذیب نفس در مورد « مراقبت از خویش » به کار مى رود و مرحله اى بعد از « مشارطه » است . یعنى انسان پس از عهد و پیمان و شرط بستن با خود براى اطاعت دستورات الهى و پرهیز از گناه باید از پاکى درون و قلبش مراقبت و پاسدارى کند تا گوهر ارزنده وجودش مورد دستبرد و غارت حرامیان قرار نگیرد . حال انسان در عالم دنیا مانند کسى است که با خود گوهرهاى گرانبهایى را حمل مى کند که همه سرمایه و دارایى او است در حالى که دزدان و شیادان در کمین او نشسته اند . چنین کسى اگر لحظه اى غفلت کند همه سرمایه او به غارت مى رود و او مى ماند و انبوهى از اندوه و حسرت .
انسانى که در محاصره هواهاى درونى و شیطان هاى بیرونى است و سرمایه ایمان و تقواى او در معرض هجوم و حمله دشمنان درونى و بیرونى است ، اگر از قلب و نیت و اعمالش مراقبت نکند و اخلاق و کردار و انفکارش را تحت کنترل و نظارت کامل قرار ندهد ، سرمایه سعادت ابدى او بر باد مى رود و با دست خالى به عالم دیگر انتقال مى یابد .
در آیات قرآن و روایات اسلامى ، اشارات بسیارى به موضوع مراقبه شده است :
« یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ » 3 « اى کسانى که ایمان آورده اید ! از ( مخالفت ) با خدا بپرهیزید و هر کس باید بنگرد که چه چیزى براى فردایش فرستاده است ، و از ( مخالفت ) خدا بپرهیزید که خداوند از آن چه انجام مى دهید آگاه است . »
امیرمؤمنان ( علیه السلام ) مى فرماید : « یَنبَغِى أَن یَکُون الرَّجُل مُهینًا عَلَى نَفسِهِ ، مُرَاقِباً قَلبَه ، حَافِظاً لِسَانَهُ » 4 « سزاوار است انسان بر خود مسلط باشد و همواره مراقب قلب خود و نگاه دار زبانش باشد . »
محاسبه
بر طبق آیات و روایات متعدد و فراوان ، یکى از مراحل سخت و دشوارى که همه انسان ها در روز قیامت پیش رو خواهند داشت ، محاسبه اعمال و رسیدگى به رفتار و کردار آنها در دنیاست . اعمال و کارهایى که انسان به تدریج و در مدت عمرش انجام مى دهد پس از چندى از صفحه ذهن او فراموش مى شود ولى هیچ یک از آنها از پرونده اعمال او و صفحه هستى محو نمى شود . اعمال انسان از ریز و درشت با انسان همراه و باقى است و بعد از مرگ و در عالم قیامت همه را یک جا حاضر خواهد دید : « یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَها وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً » 5 « روزى که هر کس ، هر کار نیکى را که انجام داده حاضر مى بیند و آرزو مى کند میان او و اعمال بدش فاصله زیادى باشد . »
« لَیسَ مِنَّا مَن لَم یُحَاسِب نَفسَهُ فِى کُلِّ یِوم » 6 « از ما نیست هر کس که روزانه خویشتن را حسابرسى نکند » .
برخى آثار محاسبه نفس در احادیث امیرمؤمنان ( علیه السلام ) بیان شده است :
اصلاح نفس : « ثَمَرهُ المُحَاسِبَهِ صَلاحُ النَّفسِ » 7 « میوه درخت محاسبه ، اصلاح نفس است . »
سعادتمند شدن : « مَن حَاسَبَ نَفسَهُ سَعِد » 8 « هر کس خود را محاسبه کند ، به سعادت مى رسد . »
آگاهى از عیب ها و اصلاح آن : « مَن حَاسبَ نَفسَهُ وَقَفَ عَلَى عُیُوبِهِ وَ أَحَاطَ بِذُنُوبِهِ وَ استِقَالَ الذُّنُوب وَ أَصلَحَ العُیُوبِ » 9 « هر کس حسابگر خود باشد ، به عیب هاى خود پى مى برد و از گناهانش آگاه مى شود و از گناه توبه مى کند و عیب هایش را اصلاح مى کند . »
معاتبه و معاقبه
« معاقبه » به معناى عتاب با نفس و سرزنش کردن آن به خاطر خطایى که مرتکب شده و معاقبه به معناى مجازات کردن و کیفر دادن نفس در برابر خلاف ها و گناهانى است که مرتکب شده است . اگر انسان بعد از محاسبه نفس و حسابرسى رفتار و کردار او در مقابل تخلفات و سرکشى هاى او واکنشى نشان ندهد ، جرأت و جسارت نفس براى ارتکاب گناه بیشتر مى شود . همان گونه که مدیر یک شرکت و یا رئیس یک اداره کارگران و کارمندان و زیردستان خود را به دلیل تخلفاتى که از آنها سرزده و کوتاهى و قصور آنها در انجام کار را مورد عقاب قرار مى دهد و متناسب با میزان خطا و جرمشان آنها را گوشمالى و کیفر مى دهد ، همچنین کسى که در راه اصلاح و تربیت نفس قدم بر مى دارد باید در برابر سرکشى و طغیان نفس بى تفاوت نباشد و به موقع عکس العمل نشان دهد .
البته باید توجه داشت که سرزنش و کیفر نفس در برابر کارهاى خلافش داراى مراتب فراوانى است که از عقاب و سرزنش شروع مى شود و به محروم شدن نفس از برخى لذت ها و خواهش ها منتهى مى گردد .
بنا بر آنچه گفته شد هر کس در پایان هر روز یا هفته و ماه و سال کارهاى خود را حسابرسى کند و عملکرد خود را در مورد خوبى ها و بدى ها و طاعت و نافرمانى را دقیقا محاسبه کند و همانند تاجرى دقیق که در پایان روز یا هفته و ماه و سال ، حساب هاى تجارى خود را بررسى مى کند و سود زیان خویش را مورد مطالعه قرار مى دهد ، به یک محاسبه الهى و معنوى دست زند و همین دقت و موشکافى را در مورد اعمال و رفتارش اعمال نماید . اگر اعمالش نیک و خداپسند باشد خدا را شکر کند و دوام آن را از خداوند بخواهد و اگر گناه و خلافى از او سرزده از خدا طلب آمرزش کند و از استمرار آن جلوگیرى کند و در جبران آن و محو آثارش بکوشد . در واقع اگر بعد از مرگ و در عالم قیامت به حساب ما رسیدگى کنند و همه افکار و حرکت و سکون و گفتار و سکوت ما را مورد محاسبه قرار دهند کار از کار گذشته و فرصتى براى جبران خطاها و زمانى براى پاک کردن گناهان و استغفار باقى نمانده است ، ولى اگر در همین دنیا خود قاضى پرونده خود باشیم و به اعمال خود رسیدگى کنیم در صورت ناروا بودن اعمال و زشت بودن رفتارمان مى توانیم در صدد جبران برآئیم و پیش از فرا رسیدن مرگ و بسته شدن پرونده اعمال ، زشتى ها و گناهان را با آب توبه و انابه از دفتر کردار مان بزداییم و با اعمال صالح و خداپسند ، گناهان را به حسنات و نیکى ها تبدیل نماییم .
در حدیث معروفى از رسول گرامى اسلام ( صل الله علیه و آله و سلم ) چنین آمده است : « حَاسِبُوا أَنفُسَکُم قَبلَ أَن تُحَاسِبُوا وَزِنُوا قَبلَ أَن تُوزَنُوا وَ تَجهَزُوا لِلعَرض الاَکبَر 10 پیش از آن که به حساب شما برسند ، خود را محاسبه کنید و قبل از آن که شما را بسنجند خویش را بسنجید . »
و امیر مؤمنان ( ع ) در حدیث نورانى دیگر مى فرماید : « إِذَا صَعبَت عَلَیکَ نَفسَکَ فَاصعَب لَهَا تَذِلُّ لَک » 11 « هنگامى که نفس منقاد و رام تو نگردد و بر تو سخت بگیرد ، تو هم عرصه را بر او تنگ کن تا تسلیم تو گردد . »
تذکر این نکته لازم است که نباید براى مجازات نفس در برابر تخلفات و نافرمانى او ، دست به اعمال خشونت بار و مجازات هاى سنگین و خطرناک زد که این کار زیان هاى جبران ناپدیرى در پى دارد و به سلامت جسم و روح انسان و آسیب جدى وارد مى سازد . مراد از کیفر دادن نفس امورى مثل روزه گرفتن به صورت متعادل و قابل تحمل و منع کردن او از برخى لذت ها و بهره مندى ها با هدف رام کردن و تسلیم ساختن آن است .
پى نوشت ها
1 . فیض کاشانى ، ملا محسن ، المحجه البیضاء ، ج 7 ، صص 6 - 7 ( با تلخیص ) ، به نقل از آیت الله مکارم شیرازى ، ناصر ، اخلاق اسلامى ، ص 2
. 217 . ثقه الإسلام کلینى ، یعقوب ، اصول کافى ، ج 2 ، باب التوبه ، ص 435 ، ح 3
. 8 . حشر ، آیه 4
. 18 . تصنیف غرر الحکم ، ص 325 ، ح 5
. 4732 . آل عمران ، آیه 6
. 30 . میزان الحکمه ، ج 2 ، ص 407 ، ح 7
. 3845 . تصنیف غرر الحکم ، ص 236 ، ح 8
. 4744 . مستدرک الوسائل ، ج 12 ، ص 9
. 154 . تصنیف غرر الحکم ، ص 236 ، ح 10
. 4748 . بحارالانوار ، ج 67 ، ص 11
. 73 . تصنیف غرر الحکم ، ص 239 ، ح . 4820

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.