گزارشی از روابط سیاسی-اقتصادی چین با ایران؛ روابط پکن و تهران متأثر از چه عواملی است؟ ۱۳۹۲/۴/۲۸ - ۲۴ بازدید

روابط اقتصادی ایران و چین از مسائلی چون تقاضای انرژی در چین، همکاری اقتصادی چین با غرب به ویژه آمریکا و تقابل ایران و غرب، به طور مثال در موضوع هسته‌ای تاثیر می‌پذیرد. اما به نظر می‌رسد که چین به دلیل منافع دوطرفه در داشتن رابطه با آمریکا و ایران، سعی در ایفای نقش میانه‌ای دارد که به نفع این کشور باشد.
روابط اقتصادی ایران و چین از مسائلی چون تقاضای انرژی در چین، همکاری اقتصادی چین با غرب به ویژه آمریکا و تقابل ایران و غرب، به طور مثال در موضوع هسته‌ای تاثیر می‌پذیرد. اما به نظر می‌رسد که چین به دلیل منافع دوطرفه در داشتن رابطه با آمریکا و ایران، سعی در ایفای نقش میانه‌ای دارد که به نفع این کشور باشد.
سنگ‌بنای روابط ایران و چین در دوره‌ی معاصر (بدون در نظر گرفتن روابط نزدیک دو کشور در عصر امپراتوران) در سال ۱۹۷۱ (۱۳۴۹هجری شمسی) گذاشته شد. در طول این سال‌ها، چین از ایران انرژی وارد می‌کرد و ایران هم از چین فناوری موشکی وارد می‌کرد. روابط دوجانبه‌ی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به رغم فرازونشیب‌های متعدد، رشد زیادی داشته است. این روابط دوجانبه، که تا سال‌های دهه‌ی ۱۳۶۰ تحول خاصی را شاهد نبود، از آن پس، وارد مراحل نوینی شد که می‌توان آن را به دوره‌های ذیل تقسیم کرد:

۱. دوران جنگ که در این سال‌ها با توفق روابط نظامی و در سطح محدودتر، تبادل هیئت سیاسی همراه بود.

۲. دوره‌ی ارتباطات سیاسی همراه با رکورد روابط نظامی: دوره‌ی سازندگی که به دلیل پایان جنگ تحمیلی و اتخاذ سیاست نگاه به شرق در ایران و همچنین وقوع هم‌زمان حادثه‌ی تیان‌آن‌من و تحریم چین از سوی غرب، به ویژه آمریکا، باعث شد تا سطح روابط سیاسی دوجانبه در طول سه الی چهار سال، به ویژه در سطح رهبران، افزایش یابد. در همین دوران، نطفه‌ی اصلی همکاری اقتصادی دو کشور منعقد شد.

۳. از اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ تا کنون: انعقاد قراردادهای بزرگی از قبیل طرح‌های بزرگ اقتصادی کشورمان مانند مترو، ساخت نیروگاه، پروژه‌ی ساخت کارخانجات سیمان، کشتی‌سازی، انرژی و غیره در طی همین دوران اتفاق افتاده است‌۱‌‌

سؤالی که در گزارش حاضر مطرح است این است که روابط اقتصادی جمهوری خلق چین با ایران تحت تأثیر چه عواملی است؟

مسائل هسته‌ای

آمریکا در بخش دوم گزارش چهارسالانه‌ی بررسی دفاعی خود، استراتژی نظامی، دریایی و هوایی خاصی ارائه کرد که «بازدارندگی و شکست تجاوز از محیط غیرقابل دسترس» نامیده شد. هدف این استراتژی، چین و ایران است.‌۲‌ غرب به رهبری آمریکا، معتقد است که چین در برنامه‌ی هسته‌ای و موشکی ایران نقش مهمی ایفا می‌کند. چین فناوری‌های پیشرفته نظامی، از جمله توانمندی موشکی بالستیک ارتقایافته را به ایران داده است.‌‌۳‌‌ سیاست چین در قبال برنامه‌ی هسته‌ای ایران، دارای دو وجه است؛ از طرفی خواهان اجرای رژیم NPT با همکاری آمریکاست و از طرفی دیگر، چین معتقد به هسته‌ای شدن ایران است و آن را در راستای منافع ژئوپلیتیکی خود در خلیج فارس می‌بیند.‌‌۴‌‌

در سال ۱۹۹۷، چین تحت فشار شدید آمریکا، از همکاری هسته‌ای با ایران دست کشید.‌‌۵‌‌ از سال ۲۰۰۶ چین با مجموعه‌ای از قطعنامه‌های شورای امنیت، دال بر اینکه «ایران باید فعالیت غنی‌سازی اورانیوم خود را متوقف سازد»، موافقت کرد. با توجه به مورد فوق، می‌توان چین را شریک استراتژیک آمریکا دانست؛ اما از طرفی چین در اجرای متون قطعنامه‌ها تأخیر و تعلل نشان داد. دیپلماسی چین در قبال قطعنامه‌های تحریمی شورای امنیت سازمان ملل، مبتنی بر موارد ذیل است:

کاهش اثرات منفی آن بر فعالیت ایران، غیرالزام‌آور دانستن آن برای خود و از همه مهم‌تر این است که نباید این قطعنامه‌ها خللی در تولید و صادرات انرژی ایران یا سرمایه‌گذاری چین در این بخش ایجاد کند. در حالی ‌که شرکت‌های شرق آسیایی و اروپایی به ‌خاطر تحریم، از برقراری روابط تجاری با ایران سر باز می‌زنند، شرکت‌های چینی از فرصت‌های موجود در ایران استفاده می‌کنند. تا آنجا که در سال ۲۰۱۰، چین اصلی‌ترین سرمایه‌گذار خارجی در بخش نفت ایران شد.‌‌۶‌‌

سیاست چین در قبال برنامه‌ی هسته‌ای ایران، دارای دو وجه است؛ از طرفی خواهان اجرای رژیم NPT با همکاری آمریکاست و از طرفی دیگر، چین معتقد به هسته‌ای شدن ایران است و آن را در راستای منافع ژئوپلیتیکی خود در خلیج فارس می‌بیند.
چین و تحریم ایران

چین اگرچه در بیان، با تحریم‌ها مخالفت می‌کند، ولی حافظه‌ی تاریخی نشان می‌دهد که در نهایت با تحریم‌های قبلی سازمان ملل علیه ایران موافقت کرده است. در ۳۱ جولای ۲۰۰۶، شورای امنیت قطعنامه‌ی ۱۶۹۶ را بنا بر ماده‌ی ۴۰ فصل ۷ منشور اتخاذ کرد که به ایران تا ۳ آگوست ۲۰۰۶ فرصت می‌داد تا تمام فعالیت‌های مربوط به غنی‌سازی اورانیوم را کنار بگذارد یا پذیرای تحریم‌های اقتصادی و دیپلماتیک باشد. این قطعنامه اولین قطعنامه‌ی الزام‌آور به لحاظ حقوقی در مقابل ایران بود، اما صرفاً به عنوان «هشدار»ی بود که اگر چنین نشود، تحریم تداوم خواهد داشت.‌‌۷‌‌

در دسامبر ۲۰۰۶ هم شورای امنیت قطعنامه‌ی ۱۷۳۷ را تصویب کرد که صادرات و واردات کالاهای حساس هسته‌ای را منع می‌کرد و دارایی‌های مالی افراد و سازمان‌های حامی فعالیت هسته‌ای بلوکه شد.‌‌۸‌‌ در ۲۶ مارس ۲۰۰۷، شورای امنیت قطعنامه‌ی ۱۷۴۷ را تصویب کرد که دامنه‌ی آن از قطعنامه‌های ۱۶۹۶ و ۱۷۳۷ بیشتر بود و صادرات و واردات تسلیحات ایران را نیز شامل می‌شد؛ در حالی که دارایی‌های آن‌ را محدود کند و مانع سفر افراد درگیر در فعالیت هسته‌ای شود.‌‌۹‌‌با وجود این، در طول بیست سال گذشته، روابط اقتصادی ایران و چین رشد زیادی را تجربه کرده است.

مبادلات تجاری و اقتصادی چین و ایران اساساً در دو حوزه، یعنی تجارت عمومی و تجارت نفت و گاز، رشد داشته است. سطح تجارت ایران و چین از ۴۰۰ میلیون دلار در ۱۹۹۴ به ۲۹ میلیارد دلار در ۲۰۰۸ رسیده است.‌‌۱۰‌‌ هم‌اکنون چین اصلی‌ترین شریک تجاری ایران در آسیا و سومین شریک تجاری بزرگ ایران در جهان است.‌‌۱۱‌‌ چین و ایران در زمینه‌های مختلفی با هم به فعالیت می‌پردازند. چین خواهان حضور شرکت‌های کشورش در بازار ایران است؛ چرا که ایران را بازار مناسبی برای تکنولوژی و محصولات تولیدی خود می‌بیند.‌‌۱۲‌‌
چین ایران را به عنوان شریک دائمی برای صادرات خود و منبعی برای تقاضای فزاینده‌ی انرژی‌اش می‌داند. ایران هم درآمد قابل ملاحظه‌ای از صادرات نفت و گاز‌ش به چین به دست می‌آورد. وزیر خارجه‌ی ایران، علی‌اکبر صالحی، دو کشور را مکمل متقابل یکدیگر دانست: «آن‌ها صنعت دارند و ما منابع انرژی داریم.»‌‌۱۳‌‌

تحریم ایران توسط آمریکا در نوع خود برای چین فرصت مطلوب است؛ چرا که ایران در زمینه‌ی اکتشاف نفت و زیرساخت ‌نفتی با مشکلاتی مواجه است.
پیوند اقتصادی چین و آمریکا

از طرفی برای فهم روابط اقتصادی دوجانبه‌ی چین و ایران، می‌بایست پیوندهای عمیق اقتصادی چین و آمریکا را درک کرد. علی‌رغم همه‌ی مشکلاتی که تا کنون در اقتصاد آمریکا بروز کرده، این کشور دارای بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است. اقتصاد دوم جهان، چین است که تازگی‌ها به این مقام دست یافته و گوی سبقت را از دیگر رقبای خود ربوده است.

رابطه‌ی بین دو اقتصاد بزرگ جهان رابطه‌ای بس پیچیده محسوب می‌شود. این دو اقتصاد به نحوی با یکدیگر گره خورده‌اند که جدا کردن آن‌ها از هم مشکل به نظر می‌رسد. جالب توجه اینکه آمریکا مدعی است که پدر آزادی و مردم‌سالاری است؛ در حالی که چین نه تنها چنین ادعایی ندارد، بلکه هنوز از منظر سیاسی مدعی است که حامی و پناه پرولتاریا و قشر کارگر است. یکی پدر سرمایه‌داری جهانی و دیگری پدر نظام تک‌حزبی از نوع کمونیستی است. با این همه، منافع مشترک این دو کشور آن‌ها را به هم گره زده است تا رفتار سیاسی آن‌ها در سطح جهانی و در رابطه با هم به شدت تحت تأثیر رفتار متقابل قابل تعریف باشد.‌‌۱۴‌‌

چین دارای اقتصادی وابسته به آمریکاست و منافعش در گرو استمرار مناسبات دوستانه با این کشور است. آمریکا نیز متقابلاً به چین وابستگی اقتصادی دارد و بر این امر واقف است که موضع‌گیری‌های تند و تخاصمی به اقتصا‌دش ضربات اساسی وارد می‌کند. دو کشور باید از وابستگی متقابل اقتصادی به‌ عنوان فرصتی برای پیگیری مسالمت‌آمیز خواسته‌های سیاسی‌شان استفاده کنند.‌‌۱۵‌‌

تقاضای انرژی در چین

با شروع اصلاحات در چین و آزادسازی گسترده در اقتصاد این کشور، فرآیند صنعتی ‌شدن این کشور رشد چشمگیری داشت که خود موجب افزایش نیاز چین به انرژی شد. وقتی ذخایر پترولیوم موجود در استان سین‌کیانگ و دریای شرق و جنوب چین پاسخ‌گوی نیازهای این کشور به انرژی نشدند، چین به یکی از واردکنندگان نفت خام در ۱۹۹۳ مبدل شد. از آن پس، تقاضای چین برای انرژی رشد یافت؛ تا آنجا که تقاضای چین برای نفت از ۴/۱ به ۴/۳ میلیون بشکه در روز بین سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۵ ‌‌۱۶‌‌ و از ۹۸/۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۰ به ۵۹/۷ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۷ رسید.‌‌۱۷‌‌

در دهه‌ی ۷۰ میلادی، اقتصاد چین رشد سالانه ده‌درصدی در تولید ناخالص داخلی خود داشت. گذشت دهه‌ها و پیشرفت اقتصادی، تأثیرات شگرفی به لحاظ مصرف انرژی فسیلی در چین گذاشت. تقاضای این سوخت‌های فسیلی سالانه ۴ درصد رشد داشت. تقاضا برای زغال‌سنگ، که ۶۷ درصد اتکای انرژی چین به آن است، از سال ۲۰۰۱ رشد سالانه ۱۲درصدی داشت. چین طی همین دوره، رشد نه‌درصدی تقاضا برای نفت و همچنین رشد پانزده‌درصدی تقاضا برای گاز طبیعی را داشته است.‌‌۱۸‌‌

در حال حاضر چین دومین مصرف‌کننده‌ی بزرگ انرژی پس از آمریکاست. تنها از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ مصرف انرژی چین تا ۶۰ درصد رشد داشت که بیانگر نیمی از رشد مصرف انرژی جهانی است.‌‌۱۹‌‌بنا بر پیش‌بینی آژانس بین‌المللی انرژی، در سال ۲۰۳۰ چین ۲۰ درصد تقاضای انرژی جهان را به خود اختصاص خواهد داد که بیشتر از اروپا و ژاپن با هم خواهد بود و از آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده‌ی انرژی، پیشی خواهد گرفت.‌‌۲۰‌‌

رشد تقاضای انرژی در چین بیانگر رشد صنایع سنگین انرژی‌بر آن است. امروزه در چین بیش از ۷۰ درصد مصرف انرژی را بخش صنعتی به خود اختصاص داده است؛ در حالی ‌که بخش‌های مسکونی، ترابری و تجاری به ترتیب، ۲/۱۰ و ۷ درصد مصرف انرژی را به خود اختصاص داده‌اند.‌‌۲۱‌‌ با رشد اقتصادی چین، تقاضای این کشور برای انرژی هم رشد کرد. در سال ۲۰۰۶ این کشور مسئول ۳/۱۳ درصد مصرف انرژی جهان بود که آن‌ را به دومین مصرف‌کننده‌ی بزرگ جهان مبدل ساخت.‌‌۲۲‌‌ بنا بر آمار و ارقام دولتی چین، در سال ۲۰۰۴، انرژی تولید‌شده از زغال‌سنگ ۷/۶۷ درصد، یعنی بیشترین سهم از مصرف کلی انرژی چین را به خود اختصاص داد. انرژی‌های دیگری که چین مصرف می‌کند بدین شرح است: انرژی تولیدشده از نفت ۷/۲۲ درصد، قدرت آبی (hydropower) ۷ درصد و گاز طبیعی ۶/۲ درصد.‌‌۲۳‌‌

منطق اصلی‌ای که پشتوانه‌ی همکاری چین با ایران است نه صرفاً تأمین گاز و نفت، بلکه فرصت‌های تجاری برای شرکت‌های ملی نفت چینی است؛ چرا که ایران یکی از معدود کشورهایی در خاورمیانه است که به چین حق تجارت در زمینه‌ی فعالیت‌های بخش بالادستی (upstream sector) را داده است.
چین از سال ۱۹۹۳ به واردکننده‌ی محض نفت مبدل شد و برای اینکه ۴۰ درصد نیازهای مصرفی‌اش را پوشش دهد،۴۰ درصد از نفت مصرفی را وارد ساخت. با رشد سیزده‌درصدی تقاضای چین برای نفت، این کشور در حال تبدیل شدن به بزرگ‌ترین مصرف‌کننده‌ی انرژی نفت است.‌‌۲۴‌‌

همکاری انرژی چین و ایران

تحریم ایران توسط آمریکا در نوع خود برای چین فرصت مطلوب است؛ چرا که ایران در زمینه‌ی اکتشاف نفت و زیرساخت ‌نفتی، با مشکلاتی مواجه است. به خاطر اثرات منفی تحریم و خرابی‌های به‌جامانده از دوران جنگ تحمیلی، چین پیشنهاد بازسازی تسهیلات نفتی و شرکت در اکتشافات مشترک و توسعه‌ی میادین نفتی و گازی جدید را به ایران داد. نهایتاً دو کشور در سال ۱۹۹۷ موافقت‌نامه‌ی همکاری در زمینه‌ی اکتشافات نفتی را امضا کردند. در سال ۱۹۸۸ هم یکی از زیرمجموعه‌های شرکت سینوپک، شرکت نفت شنگلی (shengli)، مجموعه‌ای کامل از تجهیزات کاملاً چینی به ایران انتقال داد.

چین در سال ۱۹۹۹ اعلام داشت که با رویال داچ شل، قراردادی با ایران به ارزش ۸۵۰ میلیون دلار برای بازسازی میادین نفتی خراب‌شده در اثر جنگ به امضا رساند.‌‌۲۵‌‌ در آگوست ۲۰۰۰، شرکت ملی پترولیوم چین اولین قرارداد حفر چاه خود را با ایران در زمینه‌ی گاز امضا کرد. اما به نوعی بزرگ‌ترین موفقیت چین را باید موافقت‌نامه‌ی مقدماتی (در اکتبر ۲۰۰۴) بین سینوپک و شرکت ملی نفت ایران دانست که به موجب آن، سینوپک باید میدان نفتی یادآوران را گسترش دهد و در عوض، پس از پایان عملیات، شرکت ملی نفت ایران هم به طول ۲۵ سال به قیمت بازار ۱۵۰ هزار بشکه نفت خام در روز به چین بفروشد.

در ژوئن ۲۰۰۵، شرکت ملی پترولیوم چنین مناقصه‌ای را به منظور توسعه‌ی بلوک نفتی در غرب ایران برد.‌‌۲۶‌‌ به‌ علاوه، در مارس ۲۰۰۴، شرکت ملی ژوهایی ژن رانگ (zhuhai zhenrong) با ایران به توافق رسید که ۱۱۰ میلیون تن از گاز مایع طبیعی (LNG) را به مدت ۲۵ سال از ایران بخرد؛ قراردادی که ارزش آن تقریباً به ۲۰ میلیارد دلار می‌رسد.

چین همچنین یکی از مشارکت‌کنندگان فعال توسعه‌ی نفت و گاز دریای مازندران و نوسازی تسهیلات ایران در نکا و ساری و مناطق دیگر است. خط لوله‌ی نکا‌ـ‌ساری (در سال ۲۰۰۳) توسط کنسرسیومی از شرکت‌های چینی به مدیریت سینوپک و شرکت ملی پترلیوم چین ساخته شد. این خط لوله‌، نفت خام روسیه را که از بندرگاه‌های آستاراخان و ولگاگراد روسیه بار زده می‌شود، به نکا منقل می‌سازد و از آنجا به نقاط دورتر در ایران منتقل می‌کند. خط لوله‌ی دیگری توسط چینی‌ها ساخته شد که نفت را از پایانه نفتی نکا به پالایشگاهی در شهر ری منتقل کنند. به علاوه، چین موافق انتقال نفت و گاز توسط ایران از دریای مازندران به بندرهای جنوبی ایران برای فروش به آسیا و اروپاست. چین از آلمان و قدرت‌های بزرگ اروپایی دیگر که تا ۲۰۰۶ بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران بودند، پیشی گرفت. در سال ۲۰۰۷ حجم تجارت ایران‌ـ‌چین ۲۷ درصد رشد داشت و به میزان ۱۵ میلیارد دلار رسید.‌‌۲۷‌‌ فعالیت‌های چین در ایران علاوه بر خطوط لوله و خدمات مهندسی مثل حفر چاه، شامل ارتقای بخش پالایش هم می‌شود.

منطق اصلی‌ای که پشتوانه‌ی همکاری چین با ایران است، نه صرفاً تأمین گاز و نفت، بلکه فرصت‌های تجاری برای شرکت‌های ملی نفت چینی است؛ چرا که ایران یکی از تنها کشورهایی در خاورمیانه است که به چین حق تجارت در زمینه‌ی فعالیت‌های بخش بالادستی (upstream sector) را داده است. چین در سال ۲۰۰۷ بزرگ‌ترین شریک تجاری پترولیوم ایران شد و یکی از معدود کشورهایی بود که مسئله‌ی تحریم آمریکا علیه ایران را (که سرمایه‌گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلار را تحریم کرده بود) نقض کرد.‌‌۲۸‌‌

رابطه‌ی اقتصادی ایران و چین تحت تأثیر عوامل پیچیده‌ای است که باید آن‌ها را در تحلیل روابط اقتصادی ایران و چین لحاظ کرد. از یک طرف تقاضای انرژی در چین بعد از اصلاحات و به ویژه از دهه‌ی ۱۹۹۰ افزایش یافت که نیازمند انرژی مناطق گوناگون از جمله خاورمیانه شد. از طرفی دیگر، چین پیوندهای اقتصادی عمیقی با آمریکا دارد که چین را از اتخاذ رویکردهای رادیکال نسبت به این کشور بازمی‌دارد.
نیاز چین به انرژی، با توجه به رشد سریع اقتصادی‌اش، در حال افزایش است. ذخایر نفتی ثابت‌شده‌ی این کشور در طی سال‌های اندکی به پایان می‌رسد. به همین دلیل، چین در تلاش است که به هر شکلی، عرضه‌ی نفت خام در آینده را تأمین کند.‌‌۲۹‌‌به علاوه، چین خواهان تقویت روابطش با ایران به ‌منظور تقویت حضورش در آسیای مرکزی، با هدف دسترسی به منابع انرژی دریای مازندران است. تأمین انرژی چین از دریای مازندران باعث کاهش اتکای چین به واردات دریای نفت از کشورهای عربی خلیج فارس می‌شود.‌‌۳۰‌‌ بیش از ۵۰ درصد نفت خام چین در سال ۲۰۰۸ از خاورمیانه وارد شد. این در حالی است که آژانس بین‌المللی انرژی اعلام داشت که تا سال ۲۰۱۵، حدود۷۰ درصد واردات نفتی چین از خاورمیانه خواهد بود که از ۴۴ درصد در سال ۲۰۰۶ به این تعداد خواهد رسید.

در طول سال‌های گذشته، سرمایه‌گذاری چین در بخش انرژی ایران، در مقابل تحریم برخی از کشورهای غربی به رهبری آمریکا، به خاطر برنامه‌ی هسته‌ای ایران، رشد داشته است. ایران دومین کشور به لحاظ منابع گازی در جهان بعد از روسیه است و بی‌دلیل نیست که در مارس ۲۰۰۴، شرکت دولتی ژوهایی ژنرونگ قرارداد ۲۵ساله برای واردات ۱۱۰ میلیون تن گاز طبیعی مایع (به معیار متری) از ایران به امضا رساند. در همین سال، چین موافقت کرد که به مقدار ۲۰ میلیارد دلار گاز طبیعی مایع از ایران در طول ۲۵ سال آینده بخرد.‌‌۳۱‌‌

در سال ۲۰۰۷، چین جایگاه اروپا، به عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری پترولیوم ایران را گرفت. در کل، کشورهای آسیایی در تجارت با ایران از اتحادیه‌های اروپا در حال پیشی گرفتن هستند.‌‌۳۲‌‌ در جولای ۲۰۰۸، بعد از آنکه سه قطعنامه‌ی شورای امنیت مبنی بر تحریم برای عدم همکاری تصویب شد، پکن اعلام کرد که در پی طرح ۷۰ میلیارد دلاری برای توسعه‌ی میدان نفتی یادآوران در عوض ۱۰ میلیون تن گاز مایع طبیعی است. ایران سومین صادرکننده‌ی بزرگ نفت به چین بعد از عربستان و آنگولاست که ۱۵ درصد مصرف سالانه‌ی نفت چین را تأمین می‌کند.‌‌۳۳‌‌ در نهایت باید اشاره داشت که چین در زمینه‌ی همکاری خود با آمریکا و ایران، با دو مسئله روبه‌روست؛ از طرفی با مسئله‌ی تحریم‌های ایران بابت برنامه‌ی هسته‌ای روبه‌روست و از طرفی خواهان تضمین همکاری خود با ایران برای افزایش حضورش در سطح جهانی است.‌‌۳۴‌‌

نتیجه‌گیری

بنا بر گزارش فوق، می‌توان به این نتیجه رسید که رابطه‌ی اقتصادی ایران و چین تحت تأثیر عوامل پیچیده‌ای است که باید آن‌ها را در تحلیل روابط اقتصادی ایران و چین لحاظ کرد. از یک طرف تقاضای انرژی در چین بعد از اصلاحات و به ویژه از دهه‌ی ۱۹۹۰ افزایش یافت که نیازمند انرژی مناطق گوناگون از جمله خاورمیانه شد. از طرفی دیگر، چین پیوندهای اقتصادی عمیقی با آمریکا دارد که چین را از اتخاذ رویکردهای رادیکال نسبت به این کشور بازمی‌دارد؛ اما چین در تأمین منبع مورد نیاز خود سعی دارد که به کشوری مثل آمریکا اعتماد نکند و مسائل سیاسی مثل تحریم علیه ایران در قضیه‌ی هسته‌ای را از مسائل مربوط به انرژی و اقتصاد جدا کند. از این لحاظ است که چین در عین همراهی با آمریکا در تحریم علیه ایران به دلیل همان پیوندهای اقتصادی با آمریکا، در بحث انرژی و مبادلات تجاری با ایران همکاری داشته است. چین قطعنامه‌های تحریم را به زبان منافع خود تفسیر می‌کند.

در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که چین به دلیل منافع دوطرفه در داشتن رابطه با آمریکا و ایران، سعی در ایفای نقش میانه‌ای دارد که به نفع این کشور باشد. ایران هم با توجه به سیاست نگاه به شرق سعی دارد که از این میل چینی‌ها به نفع خود در گسترش منابع نفتی و انجام پروژه‌های عمرانی استفاده کند.(*)

منابع:

‌۱‌نمایشی، علیرضا، «بررسی روابط ایران و چین و تحولات ایالت سین کیانگ»، ماهنامه‌‌ی ۲۳۵ ‌ـ‌ رویدادها و تحلیل­ها، اداره‌ی کل آسیای شرقی و اقیانوسیه‌ی وزارت امور خارجه، ۱۳۸۸.

‌۲‌ Us department of defense(۲۰۰۹) Quadrienial Review Defense Report. Washington Doc.: US Department of Defense.

‌۳‌ )Shuja,S, “warming sino-iranian relation:will china trade nuclear technology for oil?”, China Brief, Vol.۵, Issues۱۲,(۲۰۰۸:junuray۲۱).

‌۴‌ International Crisis Group, The Iran Nuclear Issue: The View from Beijing”, International Crisis Group Asia Briefing, No.۱۰۰,February ۱۷,۲۰۱۰,at.http://www.crisisgroup.org/en/regions/asia/north-east-asia/china/b۱۰۰-the-iran-nuclear-issue-the-view-from-beiging-aspx.

‌۵‌ Evan S.Medeiros, “Reluctant Restraint: The Evuolution of China’s Non Proliferation Policies and Practices,۱۹۸۰-۲۰۰۴”(Palo Alto.Ca: Stanford University Press,۲۰۰۷).

‌۶‌ Kenneth, Katzman.“The Iran Sanction Act”,CRS Report for Congress, renowned RS ۲۰۸۷۱, October۱۲,۲۰۰۷, at http://www.fas.org/sgq-crs/row/rs ۲۰۰۸.۷.۱pdf.

‌۷‌ UN Security Council ۱۶۹۶,SC/۸۷۹۲,July ۳۱,۲۰۰۶, at http://www.un.org/news/press/docs/۲۰۰۶/sc۸۷۹۲.doc.htm.۸۹۲۸/decamber ۲۳.

‌۸‌ UN Security Council ۱۷۳۷,SC,۲۰۰۶, at http://www.un.org/news/press/docs/۲۰۰۶/sc ۶۸۲۸.doc.htm.

‌۹‌ UN Security Council ۱۷۴۷/SC/۸۹۸۰,March۲۴,۲۰۰۷, at http://www.un.org/news/press/docs/۲۰۰۷/sc ۸۹۸۰.doc.htm.

‌۱۰‌ Iran Sees ۴۰% Rise in Exports to china (۲۰۱۰:January ۱۸).TehranTimes.

‌۱۱‌ Iran,Chinatrade links(۲۰۰۹: May ۱۱).Tehran Times.

‌۱۲‌ Cristiani, D.,“China and Iran Strengthen their bilateral Relationship(۲۰۰۶:october۶).PINR.

‌۱۳‌ China Frims in Iran Providing Strategic and Infrastrutere Support,(۲۰۰۷:august ۳۱), World Tribune.

‌۱۴‌توکلی، امیرحسین؛ «تحکیم روابط اقتصادی آمریکا و چین ادامه دارد»، شهریور ۱۳۹۱:
In: http://www.ireconomy.ir/fa/page/۲۷۲/تحکیم+روابط+اقتصادی+آمریکا+و+چین+ادامه+دارد.html,

‌۱۵‌ قنبرلو، عبداله، «مناسباتاقتصادیآمریکا‌ـ‌چینوآثارآنبرامنیتملیایران»، فصلنامه‌یمطالعاتراهبردی، سالسیزدهم، شماره‌یدوم، تابستان ۱۳۸۹، شماره‌یمسلسل ۴۸، ص ۱۱۷.

‌۱۶‌ Hawaidin,Mohamed bin,China’s relations with Arabic and the Gulf , UK: Routledge-curzon,۲۰۰۲.

‌۱۷‌ Barzegar,kayhan,”Iran Eyes the china card,Op-Ed, Post Global, A conversation on Global Issues with David Ignatious and Fareed Zakaria , ۲۰۰۸, at.http//belfercenter.ksg.harvard.edu/publication/۱۸۰۳۳/iran-eyes-the-chinas-card.html.

‌۱۸‌ Daniel H. Rosen,Tervor houser,” China Energy,A Guide for the Perplexed”, China BalanceSheet, Peterson Institute for International Economics, May ۲۰۰۷,p.۱۷.

‌۱۹‌ Erica Downs,”China”, The Brookings Forigan Policy Studies, Energy Security Series,The Brookings Institution, December ۲۰۰۶,p.۸.

‌۲۰‌ Fact Sheet China, International Energy Agency, World Energy Outlook۲۰۰۷, at http://www.iea.org/text base/papers/۲۰۰۷/fs-china.pdf.

‌۲۱‌ Rosen and Houser,ibid,P:۸

‌۲۲‌ EIA,International Energy Annual ۲۰۰۴, at http://www.eia.doe.gov/pub/international//iealf/tablee۱.xis.

‌۲۳‌ National Bureau of Statistics of China,China Statistical Yearbook ۲۰۰۵, at http://www.stats.gov.cn/ejsj/ndst/۲۰۰۵/indexeh.htm.

‌۲۴‌ IEA, Findings of Recent IEAWork ۲۰۰۵,p.۷۱, at http://www.iea.org/findings.

‌۲۵‌ Garver W.John,” China and Iran:Ancienat Patner in a Post-Imperial World”, University of Washington press, ۲۰۰۶.

‌۲۶‌ Dorraj,Manochehr and Carrie L.Currier, “Lubricated with Oil: Iran-China Relations in a Changing World,Middle East Policy Council,at http://www.mepc.org/journal/middle-east-policy-archives/lugriated-oil-iran-china-relation-changing-word,۲۰۰۸.

‌۲۷‌Clberese,John,”China and Iran:Mismatched Partners”, at www.۱۹۱۳intel.com/۲۰۰۶/۰۸/china-iran-mismatched-partners,۲۰۰۶.

‌۲۸‌ Ma,Xin, “China’s Enrgy Security Strategy in the Middle East”, Middle East Economic Seurvey, Vol LI, No ۲۳,at http://www.mees.com/posterarticles/oped/v۵۱n۲۳-۵۰d۰۱.html,۲۰۰۷

‌۲۹‌ Wright.r.”Iran’s New Alliance with China Could Cost US Leverage,WashingtonPost, (۲۰۰۴:november۱۷).

‌۳۰‌ Cristiani, ibid.

‌۳۱‌ Wright, ibid.

‌۳۲‌ “China surpassed EU in Oil Trade with Iran” , Sino Cast china Business Daily News,۲۰۰۸.

‌۳۳‌ Peoples Daily Online,“China Sweats Iran Trade Tie”, ۲۰۰۹: September ۳۰.

‌۳۴‌Dingli Shen, “Iran’s Nuclear Ambitions Test China’s Wisdom”,The WashingtonQuarterly,Spring,۲۰۰۶,pp.۵۵-۶۶

*امید طاهرنژاد؛ دانشجوی دکترای روابط بین‌الملل و کارشناس اقتصاد سیاسی چین/برهان/۱۳۹۲/۴/۲۷

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.