نسخه آزمایشی

گفتگوی با دانشجوی اهل سنت-واقعه غدیر، رمز سعادت (۱۲) ۱۳۸۸/۱۲/۱۲ - ۴۲۵۶ بازدید

گفتگوی با دانشجوی اهل سنتواقعه غدیر، رمز سعادت (۱۲)



با پاسخ
دادن به سوال زیر، (در قسمت نظرات) از جوایز ارزنده ای بهره مند شوید:



آیا حدیث غدیر در کتب اهل تسنن آمده است؟

 در
ادامه گفتگویی را در رابطه با موضوع سوال تقدیم می کنیم.



دانشجو:

جناب دکتر با
سلام خدمت شما، در گفتگوی قبلی با توجه به آیه ۶۷ مائده ثابت  فرمودید که پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله، ولایت علی رضی الله عنه را به عنوان وظیفه ای الهی به
مردم این گونه ابلاغ فرمودند: «من کنت مولاه فعلی
مولاه»
لطفاً توضیح بفرمائید آیا این حدیث در کتب اهل تسنن نیز ذکر شده
است یا خیر؟



دکتر:      

با عرض سلام
خدمت شما برادر عزیزم، حدیث غدیر از احادیث متواتر شیعه و سنی می باشد. مرحوم علامه
امینی در کتاب ارزشمند الغدیر (۱) از ۱۱۰ صحابی و ۸۴ تابعی و همچنین از ۳۶۰ مفسر و
محدث اهل تسنن، واقعه غدیر را نقل می کند و این نشانه قطعیت این واقعه و حدیث غدیر
می باشد. برای نمونه به چند عدد از این احادیث اشاره می گردد.

احمد بن حنبل
رهبر یکی از فرقه های چهارگانه اهل سنت در کتاب مسند خود که از ۶ کتاب معتبر اهل
تسنن می باشد از براء بن عاذب نقل می کند که می گوید:

« ما در سفری
با پیامبر اکرم صلی الله علیه (و آله) بودیم. پس در غدیر خم پیاده شدیم پس منادیان
ما را به صلوة جامعه خواندند و زیر دو درخت برای پیامبر اکرم صلی الله علیه (و آله)
و سلم، جارو کشیده شد. پس نماز ظهر خواند و دست علی رضی الله عنه را گرفته (از
مردم) پرسیدند،  آیا نمی دانید که من نسبت به مؤمنین از خودشان سزاوارترم؟ مردم عرض
کردند: بلی، مجدداً فرمودند آیا نمی دانید که من از هر مومنی،  بخودش اولی و
سزاوارترم، عرض کردند، بلی پس حضرت، دست علی را گرفتند و فرمودند که هر کس من مولای
او هستم پس علی مولای اوست. خدایا هر که علی را دوست می دارد، دوست بدار و با آنکه
با او دشمنی می کند، دشمن باش – براء بن عاذب می گوید: پس عمر (علی) را ملاقات کرد
و می گفت « گوارایت باشد ای پسر ابیطالب صبح کردی و شام نمودی در حالی   که مولای
هر مؤمن و مؤمنه ای هستی» (۲)

شبیه این حدیث
در کتاب اهل تسنن بسیار ذکر شده است و این یک نمونه از آن انبوه مطالب است.



دانشجو:

آقای دکتر اگر
ممکن است راجع به کلمات اولی و مولا توضیح بفرمائید چون اصل معنی حدیث در این دو
کلمه کلیدی نهفته است.



دکتر:      

برای کلمه مولا
۲۴ معنی ذکر کرده اند منجمله پروردگار، عمو، پسر عمو، فرزند،  خواهرزاده، آزاد
کننده، آزادشونده، مالک، پیرو، مورد احسان قرار گرفته شریک، هم پیمان، رفیق،
همسایه، داماد،  نزدیک، نعمت دهنده، هم عهد، سید، دوستدار، یاور، متصرف در امور، 
اولی بالشئی، متولی در امور (۳) .

بسیاری از این
امور اصلاً بر پیامبر و امیرالمؤمنین صلی الله علیهما صدق نمی کند مثل داماد،
همسایه، تابع ... و تعدادی از معانی هم، معنای بی اهمیتی است که از شأن مقدس پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله بدور است که صد و بیست هزار نفر را در آن گرمای سوزان سه
روز نگهدارند و پیمان بگیرند که هر کسی که من برادر یا یاور یا دوست او هستم علی هم
یاور و دوست او می باشد. و ساحت قدس ربوبی هم اجل از اینست که به یک چنین اعلانی در
آن شرایط دستور دهد. در حالیکه  مردم بارها در تلاوت قرآن» خوانده بودند:
«المؤمنون بعضهم اولیاء بعض»
یعنی مؤمنین با
یکدیگر دوست هستند. بعلاوه، اینکه «علی دوست و کمک کننده شماست»، فضیلت مهمی نیست
که ابوبکر و عمر به سبب آن، امیرالمؤمنین تبریک بگویند و یا سعدبن مالک به این مقام
بزرگ امیرالمؤمنین غبطه بخورد (۴) و این مسئله مهمی نبوده که خداوند بفرماید اگر
آنرا ابلاغ نکنی گوئی که کل دین را نرسانده ای.



دانشجو:

معمولاً اگر یک
سخنران کلمه ای را که دارای چند معنی باشد،  در سخن خود بکار برد،  سیاق کلام او
معنی آن لغت را مشخص خواهد نمود. آیا سیاق فرمایش پیامبر، معنی مولی را مشخص نمی
کند ؟



دکتر:      

اتفاقاً درست
همین طور است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در ابتدا از مردم می پرسند آیا من
اولی بر شما نیستم؟ مردم پاسخ می دهند آری. سپس حضرت می فرمایند پس هر کس که من
مولای او هستم علی مولای اوست در ابتدا لفظ اولی را در مورد شخص خود بکار می برند و
در مرحله دوم لفظ مولا را، پس معلوم می شود که دراینجا مولی بمعنای اولی است. یعنی
آنکه من (پیامبر) بر او اولی هستم، علی بر او اولی است به عبارت دیگر امیرالمؤمنین
اولی به تصرف در امور مؤمنین هستند. و اتفاقاً ابوالفرج اصفهانی، عالم سنی،  حدیث
مزبور را با این لفظ ذکر کرده که: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، دست علی علیه
السلام را گرفت و فرمود «من کنت ولیه و اولی به من
نفسه فعلی ولیه»
(۵)

نکته دوم در
حدیث، بیان «اصبحت و امسیت» از سوی ابوبکر و عمر معرفی یک مقام جدید برای
امیرالمؤمنین است و معانی مثل دوست و یاور و... که از قدیم الایام بر امیرالمؤمنی
صادق بوده است، شامل نمی شود یعنی شیخین جز معنای اولویت و امامت، معنای دیگری از
لفظ مولا نفهمیده اند.



دانشجو:

سایر حضار یکه
در آنجا بوده اند چه برداشتی از کلمه مولا داشته اند؟



دکتر:      

اگر مردم عادی
معنی یک کلمه را درست متوجه نشوند، افراد ادیب جامعه بخوبی معنای آنرا درک می کنند.
منجمله حسان بن ثابت شاعر که پس از معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام، ازپیامبر اکرم
صلی الله علیه و آله اجازه گرفته و سروده ای را در مدح امیرالمؤمنین خواند که یک 
بیت ان اینست:

فقال له قم یا
علی فاننی      رضتیک من بعدی اماماً و هادیا (۶)

یعنی پیامبر
باو فرمود که ای علی بر پا خیز که من از تو راضی هستم که پس از من،  امام و هادی
باشی.

یعنی حسان بن
ثابت و بقیه مردم کلمه مولا را به معنی امام و سرپرست فهمیده اند.



دانشجو:

اگر منظور
پیامبر اکرم از مولا، به معنای سرپرست را ولی به تصرف باشد، آیاممکن است در یک زمان
دو ولی وجود داشته باشد؟



دکتر:      

پیامبر اکرم
صلی الله علیه وآله، این جمله را در حجة الوداع و در ماه های آخر عمر فرموده اند که
قبل از آن فرموده اند «انی اوشک ان ادعی» یعنی نزدیک است که از دنیا بروم،  یعنی
تعیین مولا و سرپرست برای زمان بعد از خود می باشد، همچنین، پیامبر اکرم صلی الله
علیه و آله در جنگ تبوک به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند :«انت ولیی فی کلّ
مومن بعدی» یعنی تو بعد از من ولی و جانشین من در بین تمام مومنین هستی (۷) در
اینجا اولاً به «بعد از من» تصریح شده یعنی ولایت در یک زمان نیست. ثانیاً  با توجه
به کلمه «بعدی»، معلوم می شود که معنی «ولی»، دوست و یاور نیست چون صفت دوست و یاور
بودن، همیشگی است و اختصاصی به بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ندارد.



دانشجو:

اگر امامت علی
رضی الله عنه طبق حدیث غدیر، این قدر قطعی بوده پس چطور خود ایشان به آن استنادی
نکرده اند؟



دکتر:      

آیا شما همه
کتاب های اهل تسنن را مطالعه کرده اید؟



دانشجو:

خیر



دکتر:      

پس چگونه می
فرمائید که امیرالمؤمنین به آن استنادی نکرده اند؟

بالعکس، ایشان
چندین بار بدان استدلال فرموده اند:

۱) بعد از
خلیفه دوم، در روز شوری، حضرت فرمودند: «دلیل محکمی می آورم که عرب و عجم توانائی
تغییر آنرا نداشته باشند ... شما را بخدا سوگند آیا در میان شما احدی جز من هست که
پیامبر در حق او گفته باشد «من کنت مولاء فعلی
مولاه، اللهم و ال من والاه و عاد و من عاداه ... لیبلغ الشاهد الغائب»
.
همه گفتند نه (۸)

۲) عبدالرحمن
ابی لیلی می گوید: شاهد بودم که علی در رحبه (منطقه ای در کوفه) مردم را قسم می داد
که« ای مردم  شما را سوگند بخدا، چه کسی در روز غدیر خم از رسول الله صلی الله علیه
و (آله) شنید که فرمود «من کنت مولاه فهذا علی
مولاه»
، بلند شود و شهادت دهد. عبدالرحمن می گوید ۱۲ نفر از رزمندگان
جنگ بدر بر خواستند، (گوئی آنها را الان دارم می بینم) پس گفتند: شهادت می دهیم که
از پیامبر اکرم صلی الله علیه (و آله) شنیدیم که در روز غدیر خم فرمود
«الست اولی بالمؤمنین من انفسهم»
آیا من
سزاوارتر از مؤمنین بخودشان نیستم و زنان من مادران آنها نیستند؟ پس، گفتیم: بلی یا
رسول الله فرمود: هرکس من مولای او هستم علی مولایش است خدایا هر کس او را دوست می
دارد، دوست بدار و هر کس با او دشمنی می کند دشمن بدار (۹)

علاوه بر موارد
فوق امیرالمؤمنین علیه السلام، در ایام حکومت عثمان و در جنگ جمل نیز به حدیث غدیر
استناد فرموده اند که درآن تردیدی باقی نمی ماند.



دانشجو:

فرمایشات
جنابعالی بسیار محکم و مستند است ولی با توجه با اینکه حدیث غدیر در صحیح بخاری و
مسلم نقل نشده است، هنوز مقداری شک وتردید نسبت به صحت آن باقی می ماند.



دکتر:      

جواب این سوال
را در بحث مهدویت نیز عرض کردم.

احادیث معتبر
اهل تسنن منحصر به احادیث صحیح بخاری و مسلم نیست، کما اینکه حاکم نیشابوری که از
دانشمندان معتبر اهل تسنن است ۴ جلدکتاب به نام المستدرک فی الصحیحین نوشته در
مقدمه جلد یک، ذکر نموده که «محمد محدبن اسماعیل (بخاری) و مسلم بن الحجاح دوکتاب
از اخبار صحیح نوشته اند ولی این چنین حکم ننموده اند که غیر از احادیثی که آنها
نوشته اند، حدیث دیگری صحیح نیست و من از خداوند کمک می خواهم که احادیثی که
راویانش ثقه هستند نقل کنم راویانی که مسلم و بخاری به مثل آنها استناد کرده اند
(۱۰)

به علاوه خود
بخاری و مسلم اذعان داشته اند که بسیاری ازا حادیث صحیح را برای جلوگیری از اطاله
کلام،

 رها کرده اند
(۱۱)

بالاخره حدیث
غدیر در کتب معتبر بسیاری نقل شده است مثلاً همان حدیثی که در ابتدا نقل کردم ۶۴
دانشمند اهل سنت در کتب خودشان آورده اند؛ مثل احمد بن حنبل ابن ماجه نسائی، طبری،
ترندی، طبرانی، دارقطنی؛ ذهبی، حاکم، ثعلبی،  بیهقی _ خطیب، ابن المغازلی،  حسکانی،
خوارزمی، بیضاوی،  ابن عساکر، ابوالفرج، ابن اثیر تفتازانی، حموینی، ابن کثیر،
جزری، مقریزی، ابن الصباغ، هیثمی، میبدی، ابن حجر، سمهودی، سیوطی، حلبی،  ابن
حجرمکی ... (۱۲)

و اصولاً حدیث
غدیر علاوه در بین شیعه، بین اهل تسنن نیز از احادیث متواتره می باشد:

محمدبن جریر
طبری در کتاب خود از ۷۵ طریق، ابن عقده در کتابش از ۱۰۵ طریق و غایة المرام ۸۹ حدیث
از طرق اهل سنت بخصوص از ترمذی، نسائی،  طبرانی و.... نقل کرده است (۱۳)  لذا عدم
ذکر حدیث، در دو صحیح بخاری و مسلم به هیج وجه از وزن حدیث نمی کاهد. دلیل نقل
نکردن صحیحین، یا ترس از حکومت های وقت بوده ویا تعصب فرقه ای مانع نقل آن شده است.



دانشجو:

در بعضی از
کتب، حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» را
به این ترتیب نقل کرده اند:

علی رضی الله
عنه با گروهی از مسلمین به یمن رفته بودند در باز گشت، بعضی از مسلمین نزد پیامبر
اکرم از علی رضی الله عنه شکوه و گلایه ای داشتند،  پیامبر برآشفتند و فرمودند «من
کنت مولاه فعلی مولاه» یعنی از علی بدگوئی نکنید. ملاحظه می فرمایید که این قضیه
هیچ ربطی به تعیین خلیفه و امام ندارد.



دکتر:      

بسیار خوب شد
که این نکته را اشاره کردید

اولاً که
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین را دو بار به یمن فرستادند یکبار در
سال هشتم هجری و دفعه دوم در سال دهم هجری، و این اتفاق در سال هشتم هجری رخ داده و
همان موقع هم پیامبر اکرم این جمله مهم را فرموده اند نه اینکه بعد از ۲ سال،در
صحرای حجفه  مردم را جمع نمایند و سخن دوسال قبل  را پاسخ بگویند (۱۴)

ثانیاً حتی اگر
این واقعه در سال دهم هجری واقع شده باشد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در همان
موقع به شاکیان جواب فرموده اند که «من کنت مولاه فعلی مولاه» و در باز گشت از حج،
مجدداً این جمله را بمناسبت تعیین سرپرست فرموده اند که ربطی به حادثه یمن نداشته
است، زیرا هیچ انسان عاقلی جواب اعتراض ۲۰ – ۱۰ نفر را در یک جمع ۱۲۰،۰۰۰ نفری با
آن شرایط سخت و دشوار صحرای جحفه نمی دهد.

و ثالثاً، همان
طور که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بمناسبت های مختلف حدیث ثقلین را که مورد
اتفاق شیعه و سنی است،  فرموده اند، «من کنت مولاه» را نیز بمناسبت های مختلف
فرموده اند که اتفاقاً در حادثه یمن هم،  مولا نه به معنی دوست بلکه به معنی اولی و
سزاوارتر است. یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند که همان طور که من
به شما اولی هستم و هر دستوری بدهم،  جای اعتراضی بر شما ندارد، علی هم به شما
سزاوارتر از شماست و هر دستوری بدهد بر شما لازم الاتباع است و جای شکایت نیست.
یعنی خرده گیران می خواستند از امیرالمؤمنین خرده بگیرند، ولی پیامبر با این لفظ
فرموده اند که هر کاری که علی بکند صحیح است و جای اعتراض نیست مثل فرمایش دیگری که
فرموده علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیث دار یعنی علی با حق و حق با علی است.



دانشجو:

فرمایشاتتان
بسیار روشن کننده بود. بسیار ممنونم. انشاء الله بقیه سؤالات را در جلسه آتیه خواهم
پرسید؛ خدانگهدار .



دکتر:      

موفق باشید.
خدانگهدار .

 

 



پی نوشت ها:


۱)     کتاب
الغدیرترجمه ج ۱ ص۱۱۱و۱۲۹

۲)    
مسنداحمد جزء ۳۷ _ ص ۴۳۶

۳)    
الغدیرترجمه ج۲ ص ۳۲۶

۴)     مستدرک
علی الصحیحین _ ۴۶۰۱ از سعدبن مالک نقل شده که به علی سه چیز داده شده که اگر یکی
از آنان به من داده می شد، برایم از دنیا و آنچه که در آنست برایم محبوبتر بود یکی
اینکه پیامبر صلی الله علیه و (آله) پرسید آیا می دانید که من اولی به مومنین هستم؟
ما گفتیم بلی، پیامبر فرمود هر که من مولای او هستم،  علی مولای اوست.....

۵)    
الغدیرترجمه ج ۲ ص ۳۴۲ به نقل از مرج البحرین ابوالفرج اصفهانی

۶)    
الغدیرترجمه ج ۲ص۹۴

۷)     مسند
احمد جلد ۶ _ ۴۳۶

۸)     مناقب
خوارزمی حنفی ص ۲۱۷ و ابن حجر در صواعق محرقه ص ۱۲۶

۹)     مسند
احمد ۱ _۱۱۹حدیث ۹۶۱

۱۰)   مقدمه
المستدرک علی الصحیحین حاکم نیشابوری

۱۱)   سیر
اعلام النبلا  شمس الدین ذهبی ج ۱۰ ص ۲۸۳ و ص ۳۸۷

۱۲)   ترجمه
الغدیر ج ۱ ص ۳۰

۱۳)  
المراجعات نامه ۵۶

۱۴)  
المراجعات نامه ۵۸

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.