گفتگوی تمدن ها-جامعه مدنی ۱۳۸۹/۰۸/۱۰ - ۴۲۱ بازدید

با وجود اسلامی بودن کشور، چگونه اشخاصی مثل آقای خاتمی حرف از گفتگوی تمدن ها می زدند (مثل گفتگو با شیطان بزرگ) و یا جامعه مدنی؟ چرا دیگر مسئولان ساکت ماندند؟

تبیین چرایى و چگونگى طرح این مقولات نیازمند توجه به بستر و شرایط زمانى آن مى باشد که البته با هدایت رهبر فرزانه انقلاب اسلامى و اندشمندان فرهیخته حوزه و دانشگاه ، توانست ضمن بهره برادرى از این فضا در بعد داخلى و بین المللى ، از آسیب هاى آن جلوگیرى نماید . یکم . گفتگوى تمدن ها :
ارائه پاسخى مناسب به این پرسش نیازمند شناخت موضوعات متعددى از قبیل‌تبیین چیستى و اهداف این نظریه ، اهمیت و ضرورت این مسأله در اسلام و ادیان الهى ، شرایط جهانى و ساختار کنونى بین الملل ، نظریه هاى رقیب ، جهت گیریهاى اندیشمندان دنیا و مجامع بین المللى در قبال این نظریه ، شرایط و امکانات لازم در جهت تحقق آن کاستیها ، نقاط ضعف و موانع موجود ، اقدامات انجام شده و بالآخره دستاورد هاى آن در سطح داخلى و بین المللى است . بدیهى است پرداختن به تمامى این موضوعات از گنجایش یک نامه خارج است اما به اختصار مطالبى بیان مى نماییم :
یکم - ضرورت و دلایل طرح گفت و گوى تمدنها :
الف - تاکید مبانى و آموزه هاى اسلام بر گفت و گو و تفاهم :
اصطلاح گفت و گوى تمدنها اصطلاح جدیدى نیست که به تازگى در فرهنگ سیاسى نمود یافته باشد بلکه قدمتى طولانى دارد . شالوده ادیان الهى تفاهم اقوام ، فرهنگها ، همکارى ملل ، پرهیز از درگیرى و خصومت از طریق گفت و گو براى رهیافت به حقیقت است .
قرآن مجید - کتاب آسمانى مسلمانان - در آیه 64 - از سوره آل عمران ، پیروان ادیان الهى را به اجتماع پیرامون مشترکات و حقیقت فرا مى‌خواند . دینداران واقع بین در سایه این تعالیم است که تلاش مى‌نمایند مرزهاى موهوم و ساختگى که بین انسانها جدایى افکنده و هر از گاه جنگهاى خونینى را موجب مى‌گردد بر دارند . مصلحین واقعى که سودایى جز تعالى بشریت و برقرارى صلح و عدالت جهانى در دل ندارند همواره کوشیده‌اند از آرمانهاى بلند انسانى و ارزشهاى معنوى جانبدارى نمایند ، و درست بر خلاف امثال هانتیگتون که دل نگران افول قدرت غرب و صعود قدرت دیگر تمدنهاست نگران فدا شدن آرمانهاى انسانى در پاى بازیهاى قدرت ، قدرت مداران هستند .
ب - تلاش براى صلح جهانى و پیشگیرى از بروز جنگ هاى گسترده :
به صورت جدى و در یک سیستم مباحث نظرى ، نخستین‌بار ساموئل هانتینگتون {L= (S.Hantington) =L} رئیس مؤسسه مطالعات استراتژیک {L= (Olin) =L} در دانشگاه هاروارد آمریکا طى مقاله‌اى پرهیاهو تحت عنوان « برخورد تمدن‌ها » {L= (ChallengeofCivilizations) =L} مطرح ساخت و واکنش‌هاى بسیارى را در سرتاسر جهان برانگیخت . پس از بیان این نظریه کتابها و مقاله ها و سخنرانیهاى فراوانى در پیروى یا نقد آن نگاشته و ایراد شد وعملا این ایده مبناى سیاستگذارى دولت مردان امریکا ودر پیش گرفتن دور جدیدى از سلطه طلبى هاى آنان در اطراف جهان گردید . هانتینگتون وضیعیت جهان پس از جنگ سرد را برخورد تمدنهاى بویژه تمدن غرب و تمدن اسلامى مى دانست . هانتینگتون پایان جنگ سرد را ختم مناقشات ایدئولوژیک تلقى نمى کند بلکه آن را سر آغاز دوران جدید برخورد تمدنها مى انگارد . وى تمدنها ى زنده جهان را به هفت یا هشت تمدن بزرگ تقسیم مى کند . تمدنهاى غربى ، کنفوسیوسى ، ژاپنى ، اسلامى ، هندو ، اسلاو ، ارتدوکس ، امریکاى لاتین ، و حاشیه نیز تمدن آفریقایى . او خطوط گسل میان تمدنهاى مزبور را منشاء درگیرى هاى آتى و جایگزین واحد کهن دولت ج ملت مى بیند . محورهاى اساسى این نظریه به صورت خلاصه عبارتند از :
1 - اختلاف تمدن‌ها اساسى است . این اختلاف به مراتب از اختلاف ایدئولوژى‌ها و نظام‌هاى سیاسى اساسى‌تر است ، 2 - خودآگاهى تمدنى در حال افزایش است ، 3 - تجدید حیات مذهبى به عنوان وسیله‌اى براى پر کردن خلأ در حال رشد است ، 4 - رفتار منافقانه غرب موجب رشد خودآگاهى تمدنى دیگران شده است ، 5 - ویژگى‌ها وا ختلاف فرهنگى تغییرناپذیر است ، 6 - منطقه‌گرایى اقتصادى و نقش مشترکات فرهنگى در حال رشد است ولى به رغم گسترش پیمان‌هایى مانند اکو ، کشورهاى غیرعرب مسلمان و . . . باید توجه داشت که اقتصاد منطقه‌اى تنها در صورتى مى‌تواند رشد کند که ریشه در یک تمدن مشترک داشته باشد ، 7 - شکست « دولت - ملت » به عنوان واحد اصلى روابط بین‌المللى در آینده بسیار محتمل است ، 8 - تشدید تنش‌هاى ناسیونالیستى ، گرایش فزاینده به درگیرى ، افزایش سلاح‌هاى کشتار جمعى ، رشد بى‌نظمى در جهان و بروز تنش‌هاى بین‌المللى ناشى از بحران هویت ، از مؤلفه‌ها و بسترسازهاى اصلى برخورد تمدن‌ها است ، 9 - قدرت جهانى و جامعه جهانى توهمى بیش نیست و هیچ کشورى در کشور دیگرى منافع استراتژیک ندارد ، 10 - جهان در حال کوچک‌تر شدن است و همکنشى میان ملت‌هاى وابسته به تمدن‌هاى مختلف در حال افزایش است ، 11 - این افزایش فعل و انفعالات ( مهاجرت‌ها و ارتباطات رسانه‌اى ) هوشیارى تمدنى و آگاهى به وجود اختلافات میان تمدن‌ها و نیز حس مشترک در درون هر تمدن را شدت مى‌بخشد . به عبارت دیگر خودآگاهى تمدنى به اختلاف و دشمنى میان تمدن‌ها دامن مى‌زند . هانتینگتون حتى فراتر از اینها رفته و ادعا کرده است که : « نه تنها امکان برخورد تمدن‌ها همیشه هست ، بلکه جلوگیرى از چنین برخوردهایى عملاً امکان‌پذیر نیست و لبه‌هاى این تمدن‌هاى درگیر همیشه خونین است » .
و بالآخره این که اگر توطئه را ، مفهوما ، آمادگى قبلى و برنامه‌ریزى ، حسابگرى و طراحى نقشه برخورد با یک پدیده بدانیم ، اندیشه برخورد تمدن‌ها ، بى‌شباهت‌به توطئه نیست زیرا ایالات متحده آمریکا با طراحى این نظریه ، کارآمدى خود را براى قرار گرفتن در محور حادثه‌سازى‌ها و تزى‌هاى آغاز قرن بیست‌ویکم افزایش مى‌دهد و در پرتو این نظریه ، توانمندى پیش‌بینى برخى حوادث آینده و عکس‌العمل به موقع و مناسب در برابر آنها را پیدا مى‌کند .
دوم - نظریه گفت وگوى تمدنها :
گفت و گوى تمدنها - ریشه در فلسفه‌اى دارد که قدرت را مساوى ظرفیت و توانمندى انسانى مى‌داند نه بازى قدرت و معتقد است که هر باید ظرفیت و توامندى انسانى را ارتقا داد . در این فلسفه عقل و دین رکن سعادت ، آدمى محسوب مى‌شوند که اگر نباشند ، انسان محکوم به زندگى نو مصیبت بارى خواهد شد . گفت و گوى تمدنها پیش از این نیز مورد توجه اندیشمندان بوده است که « گوته » شاعر و متفکر برجسته آلمانى ( 1832 - 1749 ) را باید یکى از پیشگامان در این وادى دانست ، او با آفرینش آثارى فراتر از زمان و مکان ، گام در راه گفت و گوى واقعى با فرهنگ‌ها و تمدنهاى دیگر گذت ، آن هم در روزگارى که اثرات منفى پیشداوریهاى قرون پیشین در میان عامه مردم و بخش بزرگى از نخبگان جامعه هنوز از میان نرفته بود .
اما آنچه ایده گفت و گوى تمدنها را اهمیت بخشید مطرح شدن به عنوان یک نظریه سیاسى و مورد حمایت قرار گرفتن آن از سوى سازمان ملل متحد و قریب به اتفاق دولتهاى جهان است .
مهم‌ترین محورهایى که مى‌توان به عنوان هدف‌هاى گفت‌وگوى تمدنى برشمرد عبارت است از : 1 - بیرون بردن تمدن‌هاى کهن از وضعیت انفعالى در قبال تمدن‌هاى پیشرفته ، 2 - ترمیم گسست سنت و تجدد ، 3 - یافتن درمان‌هاى مجرب کهن براى بحران‌هاى جدید انسان معاصر ، 4 - شناخت و افزایش کمى و کیفى آن در باب اصحاب تمدن‌ها و ارباب ادیان نسبت به مبانى و مواریث تمدن‌ها و ادیان یکدیگر ، 5 - شکستن استبداد فرهنگى جهان و توطئه‌هاى فرهنگ جهانى مطرح شده از سوى غرب ، 6 - استحکام بخشیدن به وحدت میان امت اسلامى و جامعه جهانى ، 7 - توسعه امنیت و مبانى صلح جهانى .
سوم - طرح گفت و گوى تمدن ها :
رئیس جمهورى وقت ایران آقاى سید محمد خاتمى در نطق معروف خود در پنجاه و سومین مجمع عمومى سازمان ملل متحد در شهریور ماه 1377 ( 1998 ) به طور رسمى از جامعه جهانى خواست که سال 2001 را سال « گفت و گوى تمدنها » اعلام کند و برنامه‌هاى مناسبى نیز براى نهادینه کردن آن تدارک ببیند . ایشان در سخنرانى خود تاکید نمودند که از « والاترین دستاوردهاى این قرن پذیرش ضرورت و اهمیت گفت و گو و جلوگیرى از کاربرد زور ، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه‌هاى فرهنگى ، اقتصادى و سیاسى و تقویت مبانى آزادى و عدالت و حقوق انانى باشد » . خاتمى معتقد است : سرنوشت جهان ما در آغاز هزاره سوم در طول سال هاى آتى سرنوشتى عادلانه و سعادتمندا نه باشد ، چاره اى جز گفت وگو میان فرهنگ و تمدن ها ى گوناگون وجود ندارد . برپایه این آموزه ، خاتمى معترف است . گفت وگو ، مشارکت و پیوند متقابل بین اللملى از اجزاى ضرورى حل مسائل است که به صلح پایدار و ترمیم آینده اى روشن منتهى مى شود . خاتمى در اعلام نظریه به گفت وگو ى تمدنها باجابجایى این مقوله از عرصه سیاسى به زمینه هاى فرهنگى و فکرى مى گوید : اعتقادى من این است که ما باید درمیان فرهنگها ، باب گفت وگوى انتقادى رابگشایم ( برخلاف نظرهانتینگتون در نظریه رویارویى تمدنها ) ، دراین گفت وگو ها نظریه پردازان باید افراد صاحب نظر درعرصه فرهنگ باشند ، زیرا عالمان فرهنگى ، مصالح جامعه بشرى را درنظر مى گیرند و این نقطه مقابل عملکرد سیاستمداران است . دراین حالت عالمان دوطرف علاوه بر گفت وگو بر دانش خود وطرف مقابل هم خواهند افزود .
ایشان شرط تحقق گفت وگوى فرهنگ ها و تمدن ها رانفى سلطه پذیرى و سلطه گرى در همه اشکال آن مى داند و معتقد است : زندگى مطلوب ، زندگى خالى اززور ، تزویر ، تبعیض ، دورویى و دروغ است و از آن جایى که انسان فطرتا خواستار همه خوبیهاست ، گفت وگوى تمدنها آغاز راه شکوفایى فطرت انسانى است . خاتمى به عنوان طراح بدیل نظریه برخورد تمدنها و با عنایت به نتایج زندگى در جهان امروز و آگاهى و التزام به لوازم عصر مدرنیته و دوران رسانه ها مى گوید : از والاترین دستاوردهاى این قرن پذیرش ضرورت و اهمیت گفت وگو و جلوگیرى از کاربرد زور ، توسعه تعامل و تفاهم درزمینه هاى فرهنگى ، اقتصادى و سیاسى و تقویت مبانى آزادى و عدالت و حقوق انسانى است . استقرار و توسعه مدینیت ، چه در صحنه کشورها و چه در پهنه جهانى ، گفت و گو میان جوامع و تمدنها با سلایق ، آراء و نظرات متفاوت است . اگر بشریت در آستانه هزاره آتى تلاش و همت خود را بر نهادینه کردن گفت و گوى و جایگزینى خصومت و ستیزه جویى با تفاهم و گفت و گو استوار سازد ، دستاورد ارزشمندى براى نسل آتى به ارمغان آورده است . آن دوران خوشبینانه اى که عصر روشنگرى نوید مى داد ، در زیر خشونت و کشتارهاى جمعى در قرن حاضر که در صحنه هاى ویتنام ، مجمع الجزایر گولاک و کوره هاى آدم سوزى آشویتس ، متجلى و ثبت شده است ، بیشتر به رویا شبیه است تا واقعیت و براى کاستن از زشتى خشونت جهانى و همسو با تحولات فرهنگى - اجتماعى که در جهان غرب رخ داد و از آن به دوران پست مدرنیته نام مى برند ، در مقابل تئورى رویارویى تمدنها ، نظریه گفت و گوى تمدنها و فرهنگها را مطرح مى کند . به سخن خاتمى نظریه گفت و گوى تمدنها بدون بررسى زمینه هاى جنگ و نزاع و بدون یک مطالعه وسیع در موضوع جدال شناسى طرحى ناقص خواهد ماند .
طبعا این جدال شناسى نمى تواند جداى از اوضاع کنونى جهان انجام شود .
چهارم - واکنشهاى خارجى واقدامات انجام شده :
پیشنهاد آقاى خاتمى از همان آغاز با استقبال برخى از شخصیتهاى سیاسى و علمى جهان از جمله آقاى کوفى عنان دبیر کل سازمان ملل متحد روبرو شد و از آن به عنوان ابتکارى شجاعانه یاد کردند .
حمایت مؤکد مقام معظم رهبرى از این طرح تاثیر بسیار مهمى در جلب توجه اندیشمندان و حمایت عمومى مردم داشته است . ایشان در این باره اظهار نموده‌اند : « این ملت ( ملت مسلمان ایران ) امروز نماینده یک تمدن بسیار عمیق و عظیم به نام تمدن اسلامى است که هم در تاریخ پایگاه بسیار والایى دارد و هم به لحاظ قوانین ، جهان بینى فلسفه ، بسیار قوى و نیز فرهنگ ریشه‌دار و گسترده از استحکام بى نظیر برخوردار است بنا بر این ملت ایران مى‌تواند به عنوان نماینده این تمدن با تمدن‌هاى دیگر گفت و گو کند . گفت و گوى تمدن‌ها به معناى گفت و گو با ماموران اطلاعاتى و دولت‌ها نیست بلکه باید با کسانى که اهل فرهنگ و تمدن هستند انجام شود . ( مقام معظم رهبرى آیت الله خامنه‌اى در دیدار با نمایندگان سیاسى ایران در خارج از کشور 26 مرداد 1378 - همشهرى )
براى تحقق پیشنهاد جناب آقاى خاتمى ، وزارت خارجه جمهورى اسلامى ایران نیز قطعنامه‌اى را با حمایت 55 کشور در مجمع عمومى سازمان ملل متحد مطرح کرد . این قطعنامه در تاریخ 12 آبان 1377 ( سوم نوامبر 1998 ) با اجماع آراى اعضاى مجمع عمومى به تصویب رسید . تصویب این قطعناه موجب شد که موضوع مفاهمه تمدنها به صورت طرحى اجرایى با حمایت جامعه بین المللى در دستور کار سازمان ملل متحد قرا گیرد و برنامه‌ها و فعالیتهاى مربوط به آن توسط سازمانهاى بین المللى دولتى و غیر دولتى مورد توجه و تشویق و حمایت واقع شود .
دبیر کل سازمان متحد که از مدافعان جدى این نظریه است و بارها با تعابیرى نظیر اینکه « خود را در خدمت نظریه و طرح آقاى رئیس جمهور ایران قرار مى‌دهم » تصمیم جدى خود را جهت پیشبرد این نظریه نشان داده است ایشان متعاقب تصویب این طرح یک دیپلمات ایتالیایى به نام بان دومنیکو پیکو » را به نمایندگى خویش به ریاست‌سال گفتگوى تمدنها در سال 2001 منصوب نمود .
با تصویب این پیشنهاد ، ضمن اینکه تمامى کشورهاى عضو سازمان ملل و نیز یونسکو موظف شده‌اند که به مقوله گفت و گوى تمدنها بذل توجه نمایند . انتظار جهانیان از ایران اسلامى به عنوان مهد یکى از بزرگترین تمدنهاى بشرى و کشورى که رئیس جمهور آن طراح پینشهاد فوق بوده‌ا این است که بیشتر و بهتر از دیگران به بحث و گفتگوى تمدنها بپردازد .
براى پیگیرى مجدانه این طرح و تحقق آن سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در روزهاى 22 و 23 آذرماه 1377 اقدام به برگزارى همایش بین المللى در تهران نمودند . در این همایش علاوه بر اساتید و دانشمندان ایرانى ، صاحب نظرانى از کشورهاى لبنان ، سوریه ، مصر ، کنیا ، مالزى ، ژاپن ، آلمان و کانادا نیز حضور یافتند و مقالات علمى خود را قرائت نمودند که 47 مقاله برگزیده بعدا به صورت کتاب ، تحت عنوان « چیستى گفتگوى تمدن‌ها » منتشر گردید . همزمان با شروع کار همایش ، رئیس جمهور دستور تاسیس مرکز مطالعات بین المللى گفتگوى تمدنها را صادر نمود .
پنجم - نتایج گفت و گوى تمدنها :
گفت و گوى تمدنها هم در سطح داخلى و هم در سطح بین المللى براى ایران و کل بشریت دستاوردهاى بسیار مثبتى داشته و دارد . هرچند به دلیل نوظهور بودن این نظریه برخى کاستیهایى که در بُِعد نرم افزارى و سخت افزارى وجود دارد ظهور بسیارى از نتایج درخشان آن نیازمند گذشت زمان و حتى دهه ها مى باشد . گفت‌وگوى تمدن‌ها در حد یک ایده کلان و ستودنى و مورد نیاز و به صورت یک ایده واکنشى ، نه به عنورد منسجم ، مطرح شده است و علت آن از سویى به ماهیت گفت‌وگوى تمدن‌ها برمى‌گردد که ابهام ساختارى دارد . یعنى با تعریف مشخصى روبه‌رو نیست و این ، نقطه ضعف تلقى مى‌شود . ولى موضوعیت آن نشان مى‌دهد که از ظرفیت لازم براى تفسیر صلح‌آمیز جهان پس از جنگ سرد برخوردار است . گفت‌وگوى تمدن‌ها ، با توجه به تبدیل شدن به گفتمان جهانى ، امکان تحقق دارد و مى‌توان این احتمال را قوى دانست . لکن ، باید دانست که نظریه فوق ، به لحاظ جدیدالعهد بودن زمانى ، مى‌تواند خود را براى افکار عمومى توجیه ک برترى خود را بر نظریه‌هاى قوى‌اى همچون برخورد تمدن‌ها به اثبات برساند که از سازمان‌دهى تئوریک برخوردار باشد بتواند در ابعاد مختلف ، اظهارنظر کند و توصیه‌ها و تجویزهایى در سطح راهبردها و راهکارها ارائه نماید . گرچه هنوز ایده گفت‌وگوى تمدن‌ها هم‌سنگ با نظریه برخورد تمدن‌ها نرسیده است ، اما ، استعدادهاى لازم براى سامان‌دهى آن فراهم است هم مى‌توان مبانى دینى و نظرى آن را تبیین کرد و هم اشکال تحقق عینى آن را با ترسیم راهکارها و مراحل لازم به اثبات رساند .
اینکه مقامات ایران از گفت‌وگوى تمدن‌ها سخن رانده‌اند ، با اینکه خود ، درگیر جنگى درون تمدنى ( جنگ تحمیلى عراق علیه ایران ) نه بین تمدنى‌اند ، مى‌تواند نقطه قوت باشد . یعنى ، ایران ، به رغم پشت‌سر گذاشتن چنین مشکلاتى در منطقه‌اى ناآرام که یکى از کاندیداهاى برخورد تمدن‌ها در مقاله هانتست ، از گفت‌وگوى تمدن‌ها سخن مى‌گوید . حضور این کشور با چنین گفتمانى ، مى‌تواند به نوعى تحلیل‌هاى هانتینگتونى نسبت‌به تمدن اسلامى و ایران را با علامت‌سؤال جدى روبه‌رو سازد .
با اینکه ایران ، خاستگاه گفت‌وگوى تمدن‌ها و این ایده ، فضا و ادبیات جدیدى را در عرصه روابط بین‌الملل به وجود آورده است ، در داخل ایران ، چتر این ادبیات گسترده نشده است و برخى جریانات و نیروهاى سیاسى ، همان‌طور که در دهه‌هاى پیشین رایج‌بود ، به غرب با نگاه یى و ستیزه‌جویانه مى‌نگرند . اگر ملاک ، زبان دیپلماسى باشد ، باید گفت زبان دیپلماسى و بیان مقامات رسمى کشور ، مبتنى بر گفت‌وگوى تمدن‌ها بوده است و وجود تفکراتى که از برخورد تمدن‌ها دفاع مى‌کند ، تاثیرى بر گفتمان غالب در روابط دیپلماسى ندارد . اگر فرض کنیم که در کشور ، هنوز فضاى گفت‌وگو بین اندیشه‌ها و نگاه‌هاى سیاسى متفاوت به صورت کامل شکل نگرفته است ، لکن ، در عالم واقع ، ایران با تردید جهانى روبه‌رو نشده است و کشورهاى مختلف در سازمان ملل به این پیشنهاد رئیس جمهور ایران راى داده‌اند . هرچند اسرائیلى‌ها و راست‌گرایان افراطى در آمریکا معتقدند که ایران اصلا نباید گفت‌وگویى داشته باشد ولى ، برعکس ، اروپایى‌ها عقیده دارند که امکان گفت وگو با ایران و حل مسائل از این طریق وجود دارد . هرچند کشورى که منادى گفت‌وگوست ، باید در داخل کشور هم ما به‌ین اندیشه ، اقداماتى انجام دهد و این طبیعى است .
طرح آن ، براى ایران ، منافع سیاسى و دیپلماتیک در پى داشت : از سویى امنیت نرم‌افزارى ایران را به همراه داشته است و به‌رغم اینکه برخى از کشورها ، ایران را تهدیدآمیز معرفى مى‌کنند و تحریکلیه آن شکل مى‌دهند ، این فضا ، با محدودیت و تردید روبه‌رو است . از سوى دیگر ، بخشى از دفاع ، گفتمانى خواهد بود یعنى اتخاذ موضعشان ، نشان مى‌دهد که تصویر آنان برخاسته از ذهن خودشان است و مبتنى بر واقعیات کشور ما نیست و همین‌که ایران طراح بحث گفت‌وگوى تمدن دلیلى بر توهم ذهنى آنهاست .
توسعه روابط اقتصادى و سیاسى و اجتماعى در بستر عدم برخورد تمدنها ممکن است . اگر ما روند تخاصمات گذشته دو تمدن اسلامى و غربى را پیگیرى کنیم ، ملاحظه مى‌کنیم که آن برخورد تمدنها دیروز ، در مسیر بستر گفت و گوى تمدنها براى فردا حرکت مى‌کند .
سیر تحولات نشان مى‌دهد حتى کشورى چون جمهورى اسلامى ایران که در دو دهه گذشته کنشهاى سختى را با دنیاى غرب داشته است ، پیشنهاد مرحله جدید گفت و گوى تمدنها آقاى خاتمى ، چه در ایران و چه در غرب و چه در سایر کشورهاى جهان ، با استقبال روبرو شده است . این استقبال جهانى تنها یک واکنش مثبت‌سیاسى نیست ، بلکه بر اساس و بنیادى جدید است که هم شرایط بین‌المللى خواستار آن است و هم از پشتوانه نسل جوان کنونى برخوردار است که خواهان ادامه جنگ گرم و سرد نیست و دنیاى جدید ، صلح و آسایش و رفاه را جست و جو مى‌کند
حرکت‌به سوى گفت و گوى تمدنها تحول نوینى است که حتى همان نسلى هم که تا زمانى کوتاه درگیر مقابله و برخورد تمدنها با یکدیگر بود ، این رویداد جدید مورد استقبال او است .
دنیاى ارتباطات امروز به گونه‌اى است که مرزهاى جدایى ملتها و تمدنها را در نوردیده است . فرهنگ و سنتهاى ملل مختلف به گونه‌اى تعدیل شده‌اند و نوعى تفاهم و آمیزش فرهنگها در راه است . تخاصمات گذشته فرهنگ و تمدنهاى ملل مختلف ، در مسیر نوعى تفاهم تمدنها در کنار یگر قرار گرفته‌اند . امروزه هیچ کنفرانس و مذاکره‌اى نیست که راهبردهاى یک سیاست تشنج‌زدایى و صلح‌خواهى ، بنیاد و اصول اولیه آن مذاکرات نباشد . بدیهى است که تنشهاى کنونى ، پس لرزه‌هاى برخوردهاى گذشته است که یک شبه سرانجامى نخواهد یافت ، اما افکار عمومى جهانى به سوى یک آرامش و صلح و ثبات در حرکت است .
ما در زمینه سیاست تنش‌زدایى در سطح جهانى و روآورى به گفت و گوهاى متقابل ، شواهد بسیارى را مشاهده مى‌کنیم که مى‌توان نمونه‌هایى از آن را در چهار گوشه جهان ذکر کرد . پایان جنگ سرد بین قدرتهاى جهانى ، آرامش نسبى در برخوردهاى آذربایجان و ارمنستان در مورد قره‌باغ ، قطع جنگ و درگیرى در بوسنى و ایجاد صلح و نوعى تفاهم در آن منطقه ، پایان جنگ و خونریزى در یوگسلاوى و کوزوو ، سیاستهاى موفقیت‌آمیز تنش‌زدایى جمهورى اسلامى ایران باراب و بسیارى از کشورهاى جهان ، حرکت کشورهاى اروپایى به سوى یک همگرایى و تنش‌زدایى و دهها مورد دیگر ، نویدهاى حیات‌بخشى هستند که زمینه‌هاى گفت و گو و صلح و آرامش و ثبات را نوید مى‌دهن
ما در اقصى نقاط عالم شاهد قراردادهاى دو جانبه یا چند جانبه بین تمدنهاى مختلفى هستیم که همگى در راستاى پرهیز از برخورد و خشونت است . همه این شواهد که نیاز به یک مطالعه و بررسى وسیع و گسترده را مى‌طلبد ، مؤید آن است که وجدان جهانى در راستاى گفت و گو و مذاکره و تفاهم در حرکت است .
اثرات مثبت این ابتکار نظام جمهورى اسلامى ایران که توسط رئیس محترم جمهور به جهان عرضه شد ، چهره تابناک اسلام را که منادى گفت و گو و صلح خواهى و تنش زدایى است ، نشان داد .
ششم - تحقق کامل گفت و گوى تمدنها :
تنها در قالب بیان و کلام و گفت و گو است که مى‌توان اندیشه و تفکرى را به جهان عرضه کرد و انسانها با مبانى گفت و گوو پرهیز از تنش و خشونت ، بهترین اندیشه‌ها و بینشها را مى‌پذیرند
گفت و گوى تمدنها را بایستى به‌عنوان یک مبناى ارزشى که پیشرفت و توسعه و آسایش و رفاه عمومى را نتیجه مى‌دهد ، مورد توجه خاصى قرار داد و از انزواى یک تمدن در محدوده حصارهاى جغرافیایى پرهیز کرد . البته در جهان کنونى انزواگرایى دیگر میسر نیست و چنین شیوه وفکرى به دهه‌هاى گذشته تعلق دارد . آنچه در شوروى سابق و یا چین در گذشته ، با کشیدن حصارى به دور خود ، اعتبار داشت و ارزش محسوب مى‌شد ، امروزه اعتبار و جایگاه و پایگاهى ندارد .
شرایط کنونى جهان به گونه‌اى دگرگون شده که اگر حتى کشورى به استقبال گفت و گو با دیگران نرود ، این امر بر آنان تحمیل خواهد شد .
گفت و گوى فرهنگ ها و تمدن ها زمانى اقبال موفقیت دارد که با پیشداورى و برترى جویى و با هدف متقاعد کردن طرف مقابل و قبولاندن عقاید خود همراه نباشد ، بلکه به قصد داد و ستد فکرى و فرهنگى و یافتن راه هاى همزیستى مسالمت آمیز صورت پذیرد . بى گُمان با تداوم این گفت و گوها و مشارکت لایه هاى اجتماعى گوناگون در آن و نیز گسترش آن به تمام مسائل مهم و مورد علاقه ، نه تنها به آگاهى عمیق ملت ها از فرهنگ ها و تمدن هاى دیگر منجر مى شود ، بلکه زمینه هاى شناخت و شناساندن مشترکات فرهنگى و پیوندهاى معنوى و ارزش ها و معیارهاى اخلاقى مشابه را نیز فراهم مى آورد . البته در پذیرش ارزش ها و معیارهاى اخلاقى ، چنین مى نماید که فقط توافق بر سر اصول مندرج در منشور « حقوق بشر » ، از کارآیى کافى برخوردار نباشد زیرا در فرهنگ هاى گوناگون ، معیارهاى اخلاقى تنها بر اساس « حقوق و خواسته هاى انسان ها » تکوین و تکامل نیافته ، بلکه به همان اندازه نیز بر « وظایف و مسؤولیت هاى انسان ها » تأکید شده است . از این رو در تدوین و تنظیم اصولى فراگیر و همگانى ، باید هم حقوق و هم وظایف فردى انسان ها مد نظر قرار گیرد و هم ارزش ها و معیارهاى حوزه هاى فرهنگى و تمدنى گوناگون .
یکى دیگر از مبانى و زمینه‌هاى مهم براى گفت و گوى تمدنها ، حاکمیت مردم سالارى و قانون مندى در کشورها است زیرا در کشورهایى که حاکمیت در آنها ، از آن نمایندگان واقعى مردم است ، عمدتا به تاسى از خواست مردم ، پرهیز از تشنج و روى آورى به گفت و گو ، از مبانى سیاستهاى خارجى آنان است . گفت و گوى تمدنها قبل از آنکه در سطوح دولتها انجام پذیرد ، در سطوح اندیشمندان بین تمدنهاى مختلف مطرح است و این رفتار و شیوه‌اى است که از سطح اندیشمندان به سطوح مردم و در نهایت دولتها منتقل مى‌گردد .
هر چند چنین راه درازى مستلزم زمانى طولانى است ، اما قوام و دوام آن به دلیل کارشناسیهاى گسترده ، از استحکام بالایى برخوردار است .
براى آگاهى بیشتر . ک :
1 - تافلر ، الوین وهایدى ، به سوى تمدن جدید ، ترجمه محمدرضا جعفرى ، سیمرغ ، تهران ، چاپ اول 2
1376 - تافلر ، الوین وهایدى ، جنگ و پادجنگ ، ترجمه مهدى بشارت ، اطلاعات ، تهران ، چاپ اول ، 1374
3 - فوکویاما ، فرانسیس ، فرجام تاریخ و آخرین انسان ، برگردان : علیرضا طیب ، مجله سیاست خارجى ، شماره 363 ، تهران ، دفتر مطالعات سیاسى و بین‌المللى ، 4
1372 - هانتینگتون ، ساموئل ، برخورد تمدن‌ها ( مندرج در نظریه برخورد تمدن‌ها ) ، هانتینگتون و منتقدانش ، ترجمه و ویرایسته مجتبى امیرى ، انتشارات وزرات امور خارجه ، تهران ، چاپ دوم 1375
5 - چیستى گفت‌وگوى تمدن‌ها ، مجموعه مقالات ، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى ، تهران ، چاپ اول ، 1377 )
دوم . جامعه مدنى :
دوم . جامعه مدنى :
جامعه مدنى {L= (CivilSociety =L} ) در فرهنگ سیاسى بر وضعیتى اطلاق مى‌شود که انسان از یک‌سرى حقوق طبیعى وعمل آزادانه خود دست کشیده و به دولت و قانون گردن نهاده است . طبیعى است جامعه مدنى به این معنا ، موردمناقشه هیچ کس نمى‌باشد ، در عین حال تاکنون تصاویر مختلفى از جامعه مدنى ذکر شده است . تصویرى که جهان غرب از آن به دست مى‌دهد با برخى از اصول اسلامى سازگارى ندارد . روى‌کرد جدیدى نیز در جامعه اسلامى و در دوران آقاى خاتمى پدید آمد که نهایت از آن به « جامعه مدنى اسلامى » تعبیر شد ، لیکن طلایه داران این روى‌کرد هنوز به طور دقیق و کامل آن طور که به راحتى بتوان ، آن را در ترازوى نقد سنجید ، ارائه نکرده‌اند .
{J تفاوت جامعه دینى و جامعه مدنى J}
بررسى تفاوت میان جامعه مدنى و جامعه دینى و مقایسه این دو در گرو روشن شدن مفهوم و معناى جامعه مدنى و مبانى و شاخصه هاى آن است . بنابراین ابتدا مفهوم جامعه مدنى را تبین نموده سپس ویژگى ها و شاخصه هاى اصلى جامعه مدنى را مورد بررسى قرار مى دهیم تا تفاوت جامعه مدنى با جامعه دینى آشکار شود .
{J مفهوم جامعه مدنى J}
از نظر تاریخى مفهوم جامعه مدنى در اندیشه سیاسى به 5 معناى متفاوت به کار رفته است :
1 - به مفهوم دولت در اندیشه ارسطویى در مقابل خانواده و در اندیشه اصحاب قرارداد اجتماعى ( هابز ، جان لاک ، روسو ) در مقابل وضع طبیعى .
2 - به مفهوم جامعه متمدن در مقابل جامعه ابتدایى در اندیشه کسانى چون آدام فرگسون در کتاب گفتارى درباره تاریخ جامعه مدنى .
3 - به مفهوم شکل اولیه تکوین دولت در اندیشه هگل .
4 - به مفهوم حوزه روابط و اقتصادى و علایق طبقاتى و اجتماعى در مقابل دولت و به عنوان پایگاه آن
در اندیشه مارکس .
5 - جامعه مدنى به عنوان جزیى از روبنا ( نه حوزه زیر بنا طبق اندیشه مارکس ) و مرکز تشکیل قدرت ایدئولوژیک یا هژمونى فکرى طبقه حاکمه در اندیشه آنتونیوگرامشى . . . 1 آنچه امروزه از مفهوم جامعه مدنى برداشت مى شود معمولا به حوزه اى از حلقه واسطه میان شهروندان و حکومت به شمار مى رود اطلاق مى گردد و حوزه اى از روابط اجتماعى که فارغ از قدرت سیاسى است و مجموعه اى از نهادها ، انجمن ها و تشکل هاى خصوصى و مدنى را در بر مى گیرد . تفکیک جامعه مدنى از مفهوم دولت ، محصول اندیشه سیاسى در قرون اخیر است » . 2
{J مبانى و شاخصه هاى اصلى جامعه مدنى J}
جامعه مدنى معاصر غربى براساس خاستگاه آن که تحولات فکرى و فرهنگى در غرب است با مبانى فکرى و فلسفه سیاسى غرب درهم تنیده شده و براصول و مبانى فکرى حاکم بر فرهنگ غرب استوار است در حقیقت جامعه مدنى غربى برآیند و نتیجه یک نظریه سیاسى و اقتصادى خاص نیست ، بلکه حاصل تکامل تاریخى نظریه پردازى هاى متنوعى است که على رغم اختلاف نگرش ها در چند اصل ریشه اى و نظرى که بنیان فلسفى مدرنیته را تشکیل مى دهند اشتراک نظردارند مراد و مقصود از پایه ها و مبانى نظرى جامعه مدنى اشاره به این اصول و مبانى مشترک است در اینجا به برخى از مهم ترین مبانى آن اشاره مى کنیم :
{J لیبرالیسم : J}
لیبرالیسم یکى از شایعه ترین آموزه هاى فلسفه سیاسى و اخلاقى دوران مدرن است این مکتب را باید یکى از وجوه و مؤلفه هاى مدرنیسم و به تعبیرى جوهره و ایدئولوژى سیاسى آن به حساب آورد درواقع عمده ویژگى ها و مؤلفه هاى فکرى حاکم تمدن مدرن درلیبرالیسم خلاصه کرد » . یعنى به مشابه مبنایى فلسفى براى اخلاق وسیاست و فرهنگ و اقتصاد قرار مى گیرد . تعهدات آشناى مدنیست معاصر نسبت به آزادى هاى فردى ، مدارا و تساهل اخلاقى و فرهنگى وسیاسى از اعتقاد به فردیت ناشى مى گردد . جامعه مدنى غربى در بستر و ساحت لیبرالیسم نشو و نما کرده و با سنت هاى آن تکوین یافته است .
{J سکولاریسم : J}
در غرب زمین از حدود قرن 18 و 19 به این سو ، سکولاریسم به معناى کنار گذاشتن آگاهانه دین از صحنه معیشت و سیاسى - به گونه اى که حکومت هاى سکولار ، دین را نه مبناى مشروعیت خود قرار دادند و نه مبناى عمل خویش - بستر شکل گیرى فلسفه سیاسى جدید بوده است جامعه مدنى نیز در این فضا نشو و نما کرده به دیگر سخن سکولاریسم جهت گیرى معرفت شناسانه خاصى است که یک منظومه معرفتى را براى انسان از جهان ، تصویر و تبیین مى کند و در پرتو آن ، نگاه به جامعه ، سیاست ، اقتصاد ، حکومت و انسان شناسى تحول مى یابد . در این نگرش ، اصل بر تفکیک حوزه اندیشه و معرفت متافیزیکى از غیر آن است و چون انسان نظریه جامعه مدنى در درون این منظومه معرفتى شکل گرفته است از تبعات آن - از جمله جدایى دین از سیاست - بر کنار نیست 3 جان لاک معتقد است : « کلیسا حق ندارد که در حوزه مربوط به تملک چیزهایى دنیوى و و مدنى وارد شود این دو به امر حکومت دنیوى تعلق دارد . 4
{J پلورالیسم ( تکثر گرایى ) J}
ایده جامعه مدنى کلیه نظام ها و نظریه هاى سیاسى را که به وجهى بر ارائه تصویرى از خیر و سعادت آدمى استوارند و از نظام اخلاقى و ارزشى خاصى در تنظیم امور سیاسى و ادارى جامعه تبعیت مى کنند مردود شمارد معناى این سخن آن نیست که هیچ شالوده و اصل و ضابطه اى بر جامعه مدنى حاکم نیست بلکه مراد آن است که اصول و چارچوب هاى کلى حاکم بر جامعه مدنى بر نظام اخلاقى و ارزشى خاصى استوار نیست . تکثرگرایى سیاسى و اخلاقى طبعا جایى براى حاکمیت نوعى خاص از ایدئولوژى در جامعه مدنى نمى گذارد . چه اینکه نگاه ایدئولوژیک به مساله سیاست و جامعه ، مستلزم ارایه الگویى مشخص از خیر و سعادت فردى انسان و ارایه نظام اخلاقى و ارزشى خاصى در مقوله فرهنگ و اقتصاد و سیاسى است و این همه در تضاد آشکار با آرمان هاى جامعه مدنى و لیبرالیسم نوین است . 5
{J نسبى گرایى J}
مطابق این دیدگاه هیچ شناخت و یا ارزش مطلق و ثابتى وجود ندارد در بعد معرفتى هیچ کس نمى تواند شناخت و دیدگاه خود را حق مطلق معرفى کند در بعد ارزشى نیز هیچ ارزش ثابت و مطلقى وجود ندارد بلکه ارزش ها و انتخاب و خواست مردم تعبیر مى کند . 6 در حقیقت این ویژگى مولود دو ویژگى تکثرگرایى و فردگرایى مى باشد .
{J دموکراسى ( مردم سالارى ) J}
دموکراسى یکى از مؤلفه ها و به قولى از لوازم یا شرایط تحقق جامعه مدنى است پیوند این دو به گونه اى است که فهم جامعه مدنى بدون تلقى دموکراسى دشوار مى نماید . 7
انچه بیان شد تنها بخشى از مبانى و شاخصه هاى جامعه مدنى هستند که مى توان آنها را از مبانى و شاخصه هاى اصلى جامعه مدنى برشمرد و سایر موارد را به نوعى به یکى از این شاخصه ها ارجاع داد البته ناگفته نماند که شمارى از این مبانى در واقع از مبانى مدرنیته محسوب مى شوند نه آن که مبانى اختصاصى جامعه مدنى باشد ( مانند فردگرایى و سکولاریسم ) اما از آن جا که جامعه مدنى عصاره اجتماعى مدرنیته است ، این مبانى در تار و پوند آن تنیده شده است .
با روشن شدن مفهوم جامعه مدنى و مبانى و شاخصه هاى آن تفاوت آن به جامعه دینى به خوبى آشکار مى گردد « چرا که پیش فرض جامعه دینى ، حاکمیت دین و احکام الهى در تمام عرصه هاى فردى و اجتماعى است درحالى که پیش فرض جامعه مدنى غربى جداانگارى دین و نفى حاکمیت آن از عرصه هاى اجتماعى است و بین این دو دیدگاه کمال تنافى و تعارض وجود دارد » . 8 بنابراین با توجه به مبانى حاکم بر جامعه مدنى غربى که بر فلسفه سیاسى و اجتماعى غرب استوار است هرگز نمى توان بین جامعه دینى و جامعه مدنى غربى جمع کرد اما اگر جامعه مدنى را از خاستگاه فکرى آن جدا کنیم و مبانى فکرى غربى حاکم بر آن را کنار بگذاریم مى توان به تلائم بین جامعه دینى و جامعه مدنى دست یافت و اساسا ما معتقدیم جامعه دینى جامعه اى واقعا مدنى است . در اسلام مؤلفه هایى حاکمیت بر سرنوشت خویش ، چون امر به معرفت و نهى از منکر ، مشورت با امت ، نظارت عامه بر حاکم ، حقوق متقابل مردم و رهبرى و انتقاد سازنده و برخوردارى مردم از آزادى هاى مشروع و . . . همه مؤید و شاهد این هستند .
که مى توان جامعه مدنى را به مفهومى که بیان کردیم در اسلام جستجو کرد . از این رو آقاى خاتمى رئیس پیشین کشور با اشاره به اینکه جامعه مدنى ریشه در مدینه النبى دارد آن را از جامعه مدنى متمایز دانستند ایشان دربخشى از سخنان شان خطاب به سران کنفرانس اسلامى در تهران اظهار داشتند : « جامعه مدنى که ما خواستار استقرار و تکامل آن در دورن کشور خود هستیم به طور ریشه اى و اساسى با جامعه مدنى که از تفکرات فلسفى یونان و تجربیات سیاسى روم سرچشمه گرفته و با گذر از قرون وسطى در دنیاى متجدد هویت و حمیت خود را یافته است اختلاف ماهوى دارد . جامعه مدنى غربى از حیث تاریخى و بناى نظرى منشعب از دولت شهرهاى یونانى و بعد نظام سیاسى روم است در حالى که جامعه مدنى مورد نظر ما از نظر ما از حیث تاریخى و مبناى نظرى ریشه در مدینه النبى ( ص ) دارد . در جامعه مدنى مورد ما گر چه مدار و محور فرهنگ اسلامى است اما در آن از استبداد فردى و گروهى و حتى دیکتاتورى اکثریت و کوشش در جمعیت اضمحلال اقلیت نباید خبرى باشد » . 9
مقام معظم رهبرى در پاسخ به سؤال یکى از دانشجویان دانشگاه تهران در این زمینه فرمودند : اگر مراد از جامعه مدنى همان جامعه مدینه النبى باشد که رئیس جمهور به آن اشاره کرده‌اند ما حاضریم براى آن جان بدهیم . بنابراین « مدنیت اسلامى » مورد قبول ماست ولى جامعه مدنى غربى مبتنى بر اصولى است که با فرهنگاسلامى سازگار نیست . این اصول عبارت است از : 1 - سکولاریسم ، 2 - فردگرایى ، 3 - اومانیسم .
{J جهت مطالعه بیشتر . ک : J}
- جامعه مدنى ، محمد هادى معرفت ، قم : مؤسسه فرهنگى انتشاراتى التمهید
- جامعه دینى ، جامعه مدنى ، احمد واعظى ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى
- جامعه برین ، جستارى در جامعه دینى و جامعه مدنى ، سید موسى میر مدرس ، قم : دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه
- مجله اندیشه حوزه سال چهارم ، شماره دوم ، پاییز 77 ، ویژه جامعه مدنى
( 1 ) ( عبدالرسول بیات ، و جمعى از نویسندگان ، فرهنگ واژه ها ، قم : مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینى ، 1381 ، ص 451 ) ( 2 ) ( بشیریه ، حسین ، جامعه شناسى سیاسى ، تهران : نشر نى ، 1371 ، ص 330 ، 331 ، 332 ) ( 3 ) ( سید موسى میر مدرس ، جامعه برین ، قم : دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه ، 1380 ، ص 201 و 202 ) ( 4 ) ( جونز ، و ، ت ، خداوندان اندیشه سیاسى ، ترجمه على اصغر رامین ، تهران : امیرکبیر 1385 ، ج 2 ، ص 247 ) ( 5 ) ( جامعه دینى ، جامعه مدنى ، احمد واعظى ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى ، 1377 ، ص 86 و 87 ) ( 6 ) ( محمد تقى مصباح یزدى ، پرسشها و پاسخها ، قم : مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى ره ، 1380 ، ج 3 ، ص 31 ) ( 7 ) ( سید موسى میرمدرس ، جامعه برین ، پیشین ، ص 160 ) ( 8 ) ( محمد تقى مصباح یزدى ، پرسشها و پاسخها ، پیشین ، ص 25 و 26 ) ( 9 ) ( روزنامه جمهورى اسلامى 79 / 9 / 19 ، ص 15 )

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.