گفتگوی تمدن ها-گفتمان امام و عدالت ۱۳۸۸/۰۸/۱۱ - ۳۰۲ بازدید

لطفا بحث گفتگوی تمدنها و گفتمان امام و عدالت را توضیح دهید؟ چه کسانی مطرح کردند، چرا مطرح کردند و ... ؟

مقدمه :
اگر ما به قرآن و تاریخ اسلام مراجعه کنیم ، ضرورت انجام گفت‌وگو بیشتر نمایان مى‌شود . براى مثال اسلام و تمدن عظیم آن هیچ‌گاه با انزواطلبى و گوشه‌گیرى نمى‌توانست پیام خود را به دیگران برساند . امروزه با پیشرفت وسایل ارتباط جمعى و نزدیک‌شدن کشورها به یکدیگر ، اگر تمدنى گوشه‌گیرى کند به معناى گوشه‌گیرى سایر تمدنها نیست بلکه به معناى پذیرش بى‌قیدوشرط دیگر تمدنها خواهد بود .
از طرفى شرایط خاصى که به واسطه رشد فزاینده علم و تکنولوژى در دهه‌هاى پایانى هزاره دوم در عالم پدید آمده ، ارتباط میان ملتها ، اقوام ، فرهنگها و تمدنها را چنان افزایش داده است که هرگونه مخالفت با امکان گفت‌وگو را به نوعى موضع‌گیرى غیرمنطقى مبدل مى‌سازد .
به‌هرحال وضعیت کنونى جهان ، برقرارى گفت‌وگو را اجتناب‌ناپذیر ساخته است و ورود به گفت‌وگو مى‌تواند از بروز بسیارى از مسائل ناخوشایند بشرى جلوگیرى کند البته به شرطى که رویکردى بى‌طرفانه و غیرجانبدارانه اتخاذ شود .
تعریف گفتگو :
گفت‌وگو را مى‌توان معادل {L= (conversation) =L} گرفت به معناى مفاهمه از طریق مکالمه رو در رو یعنى فرد با فرد ، جامعه با جامعه به بحث بنشینند . مکالمه معمولا در سطح نازل و معمولى انجام مى‌شود و ترکیب آن با تمدن که بار معنایى وسیع و سطح بالایى دارد ، مفهوم ترکیبى مکالمه تمدنها را به‌دست مى‌دهد که ما را به مقصودمان نمى‌رساند .
اگر گفت‌وگو را معادل {L= discourse =L} بگیریم ، به معنى سخنرانى و گفت‌وگوى علمى ، نسبت به مکالمه شکل علمى‌تر و عالى‌ترى دارد و چنانچه با واژه تمدن همراه شود ، نشان از بالایى و والایى سطح گفت‌وگو دارد و به این معناست که فرهیختگان و دانشمندان ملتها و تمدنها با هم به گفت‌وگو بنشینند .
گفت‌وگو چنانچه معادل دیالوگ {L= (dialogue) =L} گرفته شود ، بار نسبتا قوى‌ترى از مکالمه دارد ، ولى شاید به سطح {L= ((Discourse =L} نرسد . در بسیارى از ترجمه‌هاى فارسى نیز بحث دیالوگ براى این منظور مطرح است . گفت‌وگو را مى‌توان به معناى ارتباط {L= (communication) =L} هم در نظر گرفت که در این صورت ارتباط تمدنها مطرح مى‌شود . ارتباط تمدن به معناى ارتباط طبیعى است که در طى سالها و قرنها به صورت جریان دائمى انجام مى‌شود . اگرچه این مفهوم به‌واقع درست است و ارتباط تمدنها واقعیتى انکارناپذیر است ، اما به‌نظر مى‌رسد واژه ارتباط با توجه به طرح گفت‌وگوى تمدنها به‌عنوان پدیده‌اى نو در جامعه براى مقصود ما کفایت نکند ، اگرچه حاصل و نتیجه آن همان ارتباط بین تمدنها خواهد بود .
تعریف تمدن :
واژه تمدن از مدنیت و شهرنشینى گرفته شده است و به این معناست که حاصل و عصاره مظاهر فرهنگى یک قوم ، قبیله و ملت است که نماد آن در قانونمندى آن جامعه متجلى است و با مظاهر فرهنگى جامعه دیگر مرتبط مى‌شود و دادوستد مى‌کند ، تاثیر مى‌گذارد و تاثیر مى‌پذیرد .
موضوع گفتگوى تمدن ها که از سوى آقاى خاتمى در مجمع عمومى سازمان ملل متحد مطرح گردید ومورد استقبال کشورهاى جهان نیز قرار گرفت در واقع نظریه اى در مقابل نظریه برخورد تمدن ها بود که توسط ساموئل هانتیتگتون در سال ۱۹۹۳ م طرح گردید که بر اساس دریگرى میان تمدن ها با یکدیگر پى ریزى شده بود که ما در اینجا براى تبیین هر چه بهتر تفاوت هاى میان این دو نظریه اجمالا به چند شاخصه از هر کدام اشاره مى کنیم .
مقایسه دو نظریه گفتگو و برخورد تمدن ها :
برخورد تمدن ها :
۱ : مبتنى بر تبعیض و نابرابرى
۲ : تاکید بر خطوط تمایز براى شروع درگیرى
۳ : تنوع ، علت و زمینه ایجاد تصادم
۴ : در پى دشمنى ، سلطه و وابستگى
۵ : به‌دنبال ترسیم تصویرهاى مغشوش و معیوب
۶ : متضمن خشونت و تهدید
۷ : مخفى‌کارى براى مانع‌تراشى و تخریب
۸ : همیشه یک طرف برنده یا بازنده و یا هیچ
۹ : تهى‌شدن از ماهیت تمدنى و اخلاقى استراتژى کلان جنگ تام و بى‌پایان
گفتگوى تمدن ها :
۱ : توجه به زمینه‌هاى مشترک براى شروع گفت‌وگو
۲ : تنوع فرهنگها زمینه‌ساز همکارى
۳ : در جستجوى دوستى و همبستگى
۴ : به دنبال ایجاد تفاهم مشترک و آگاهى اصیل
۵ : مستلزم تحمل و مشاوره
۶ : شفافیت براى همکارى و سازندگى
۷ : مفید براى همه طرفهاى گفت‌وگو
۸ : مستلزم عقل و نقد و اخلاق
۹ : صاحب‌نظران و اهل اندیشه در تبادل کلام
مطالب تا به اینجا : « مرورى بر مبانى نظرى گفت‌وگوى تمدن‌ها . حسین خزائى . ماهنامه زمانه ، شماره . ۴۹ به نقل از سایت درگاه پاسخگویى به مسائل دینى »
اهداف گفتگوى تمدن ها :
بدون شک براى این امر مهم اهدافى نیز تعریف شده است که ما در این مجال کوتاه به پاره اى از این اهداف اشاره مى کنیم :
۱ : تعامل تمدنها با یکدیگر
یکى از مسایل امروز همین گفتگو و تعامل میان فرهنگ ها و تمدن ها مى باشد که از اهمیت و ضرورت خاص خود برخوردار است چرا که در پرتو آن مى توان عرصه هاى رشد و توسعه ملت ها را فراهم و از بروز هر ناگوارى جلوگیرى نمود .
گفتگوى تمدن ها در تلاش است تا حد ممکن بتواند دیدگاههاى تمدن ها را به یکدیگر نزدیک و آنان را در همکارى مثبت و بدور از تنش و خود طرد کنى ، گرد هم آورده و آینده دنیا را بر این اساس پى ریزى کند .
۲ : توجه به حقوق ملت ها
از جمله مسائل جوامع بشرى از دیروز تا به امروز ( که این امر جدى تر شده است ) عدم توجه به حقوق انسان ها و زیر پا نهادن آن بوده است . یکى از اهداف طرح گفتگوى تمدن ها احیا و پاسداشت این حقوق بوده است تا تمام ملت ها بدرستى از حقوق خود استفاده کنند تا در نتیجه به رشد و بالندى دست یازند و دست غارت‌گران بین المللى را کوتاه و خود بر سرنوشت خویش مسلط گردند .
۳ : تقابل با انحصار گرایى تمدن ها
در دنیاى کنونى یکى از نقاط آسیب پذیر تمدن ها موضوع انحصار طلبى برخى از تمدن ها در برابر سایر تمدن ها است بدین معنا که عده اى در دنیا برآنند تا مرتبا تبلیغ کنند که آنان از این حیث بر دیگران برترى تام داشته و بر این اساس مى بایست دیگران از ایشان تبعیت نمایند تا در نهایت بعنوان تمدن هاى برتر در جهان مطرح گردیده تا آهسته آهسته تمدن هاى دیگر از این عرصه کنار رفته و محو شوند .
طرح گفتگوى تمدن ها تلاشى بود تا این اندیشه انحصار گرایى را از سطح جهانى بدور انداخته و تفکر تمدن هاى متعدد و با حقوق برابر را مطرح سازد تا از این رهگذر همه تمدن ها بتوانند خود را در سطح جهانى مطرح و از خود بخوبى دفاع نمایند .
۴ : و . . .
اما نسبت به گفتمان امام و عدالت باید گفت که این مهم که توسط آقاى احمدى نژاد و در دولت مطرح شد مبتنى بر ارزش هاى دینى و انقلاب مى باشدکه امام براى آن سال ها خون دل خورده و رنج بسیار کشیدند ( تا بدرستى در جامعه حاکم گشته و مردم بتوانند از آن بهره مند گردند ) توانست پس ازگذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامى بار دیگر مطرح و مردم و به تعبیر دقیق تر کلمه تمام جهان را به خود توجه داده و اهمیت موضوع را مجددا نمایان سازد .
این گفتمان بسان مسایل دیگرى که در سطح جامعه طرح مى گردد بالطبع داراى اهداف و اغراضى بوده که ما در این مجال به برخى از این اهداف اشاره مى کنیم .
۱ : ضرورت توجه به مسائل ارزشى
از آنجا که تمام جوامع انقلابى ، رفته رفته و پس از گذشت سالیانى از عمر انقلاب بعضا برخى مسائل آن را به فراموشى سپرده و از آن روى بر مى تابند تا این که مسیر انقلاب را بطور کلى از یاد برده و آن را به انحراف مى کشانند .
آنچه گفتمان امام و عدالت در پى آن بود یادآورى ارزش هاى انقلاب و ضرورت توجه به آن جهت استمرار انقلاب بوده است که بدرستى توانست چنین کندکه مردم نیز بخوبى از آن استقبال کردند .
۲ : آسیب شناسى انقلاب
یکى از مباحثى که در هر جامعه مى بایست انجام پذیرد همان آسیب شناسى در ابعاد مختلف است که مى توان از این رهگذر علاوه بر شناسایى نقاط قوت و ضعف ، در شناسایى افرادى که نمى خواهند انقلاب به توسعه دست یابد نیز کمک مى کند تا بتوان آسیب پذیرى انقلاب را به حداقل رساند چرا که از این طریق افراد بخوبى قابل محک زدن بوده و بخوبى قابل تشخیص خواهند بود و آنانى که قصد سنگ اندازى و عدم همراهى صحیح با جامعه را دارند بطور کلى از این گردونه ، حذف تا بر سرعت پیشروى انقلاب افزوده گردد .
۳ : برقراى عدالت
موضوع عدالت از جمله موضوعاتى است که تمام افراد بشر از دیر زمان در پى تحقق آن بوده و براى برقراى آن به صورت فردى وجمعى تلاش هاى وافرى نموده اند .
انقلاب ما که یکى از اهداف خود را همین بر پایى عدالت تعریف کرده بود در پى تحقق آن ، گام هاى بس بلندى برداشته و تاکنون در این پى بوده است . طرح گفتمان امام در جامعه توانست باردیگر اهمیت پیاده سازى آن را در میان اقشار و طبقات مختلف مردم یاد آور شده تا آهسته آهسته بتوان به نقطه اوج و قابل قبول در این زمینه برسیم و مردم از نعمت بهره مند گردند .
۴ : و . . .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.