گناهان صغیره -گناهان کبیره ۱۳۹۰/۰۶/۲۸ - ۲۷۱ بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
در قرآن کریم گناهان «صغیره» و «کبیره» با الفاظ جداگانه‌ای به کار رفته‌اند؟ ممکن است نمونه‌هایی از گناهان صغیره را معرفی کنید؛ چون ظاهرا گناهان کبیره به طور دقیق احصاء نشده‌اند.
متشکرم

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
۱- در قران کریم برخی گناهان به عنوان کبیره معرفی شده اند .در آیه ۳۱ نساء آمده است :
در این باره إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَرِیماً
اگر از گناهان کبیره اى که از آن نهى شده اید اجتناب کنید گناهان کوچک شما را مى پوشانیم و در جایگاه خوبى شما را وارد مى سازیم .
این آیه با صراحت مى گوید: اگر گناهان کبیره اى که از آن نهى شده ترک گوئید سیئات شما را مى پوشانیم و مى بخشیم و در جایگاه نیکویى شما را وارد مى کنیم.
از این تعبیر استفاده مى شود که گناهان بر دو دسته اند، دسته اى که قرآن نام آنها را کبیره و دسته اى که نام آنها را سیئة گذاشته است، و در آیه ۳۲ سوره نجم به جاى سیئة تعبیر به لمم نموده است، و در آیه ۴۹ سوره کهف در برابر کبیره، صغیره را ذکر فرموده است آنجا که مى گوید: لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصاها (این نامه عمل هیچ گناه کوچک و بزرگى را فرو- گذار نکرده مگر اینکه به شماره در آورده است).
۲- از تعبیرات فوق بروشنى ثابت مى شود که گناهان بر دو دسته مشخص تقسیم مى شوند که گاهى از آن دو به کبیره و صغیره و گاهى کبیره و سیئه و گاهى کبیره و لمم تعبیر مى شود.
۳- اکنون باید دید که ضابطه و میزان در تعیین صغیره و کبیره چیست؟
بعضى مى گویند: این دو از امور نسبى هستند، یعنى به هنگام مقایسه- کردن دو گناه به یکدیگر آن یک که اهمیتش بیشتر است کبیره و آنکه کمتر است صغیره مى باشد، و بنا بر این هر گناهى نسبت به گناه بزرگتر، صغیره، و نسبت به- گناه کوچکتر، کبیره است .
مرحوم طبرسى در مجمع البیان این عقیده را به دانشمندان شیعى نسبت داده در حالى که چنین نیست و بسیارى از دانشمندان ما عقیده دیگرى دارند که شرح خواهیم داد.
ولى روشن است که این معنى به هیچ وجه با آیه فوق نمى سازد زیرا آیه فوق این دو دسته را از یکدیگر جدا کرده و در برابر هم قرار داده است و پرهیز از یکى را موجب بخشودگى دیگرى مى شمارد (دقت کنید).
ولى اگر به معنى لغوى کبیره بازگردیم، کبیره هر گناهى است که از نظر اسلام بزرگ و پر اهمیت است، و نشانه اهمیت آن مى تواند این باشد که در قرآن مجید، تنها به نهى از آن قناعت نشده، بلکه به دنبال آن تهدید به عذاب دوزخ گردیده است، مانند قتل نفس و زنا و رباخوارى و امثال آنها، و لذا در روایات اهل بیت ع مى خوانیم:
الکبائر اللتى اوجب اللَّه عز و جل علیها النار
: گناهان کبیره گناهانى است که خداوند مجازات آتش براى آنها مقرر داشته است مضمون این حدیث از امام باقر ع و امام صادق ع و امام على بن موسى الرضا ع نقل شده است.
و بنا بر این بدست آوردن گناهان کبیره و شناخت آنها با توجه به ضابطه فوق کار آسانى است، و اگر ملاحظه مى کنیم، در پاره اى از روایات تعداد کبائر، هفت و در بعضى بیست و در بعضى هفتاد، ذکر شده منافات با آنچه در بالا گفته شد ندارد، زیرا در حقیقت بعضى از این روایات اشاره به گناهان کبیره درجه اول و بعضى به- گناهان کبیره درجه دو و بعضى به همه گناهان کبیره اشاره مى کند.
۴- نکته مهمى که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که گناهان صغیره، در صورتى صغیره هستند که تکرار نشوند و علاوه بر آن به عنوان بى اعتنایى و یا غرور و طغیان انجام نگیرند زیرا صغائر طبق آنچه از قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود در چند مورد تبدیل به کبیره مى گردد:
۱- در صورتى که تکرار گردد، همانطور که از امام صادق ع نقل شده که فرمود:
لا صغیرة مع الاصرار
: هیچ گناهى با تکرار صغیره نیست .
۲- در صورتى که گناه را کوچک بشمرد و تحقیر کند، در نهج البلاغه مى خوانیم:
اشد الذنوب ما استهان به صاحبه
: شدیدترین گناهان آن است که مرتکبش آن را کوچک بشمرد .
۳- در صورتى که از روى طغیان و تکبر و گردنکشى در برابر فرمان پروردگار انجام شود، این موضوع را از آیات مختلفى اجمالا مى توان استفاده کرد از جمله آیه ۳۷ نازعات: اما آنها که طغیان کنند و زندگى دنیا را مقدم بشمرند جایگاهشان دوزخ است.
۴- در صورتى که از افرادى سر بزند که موقعیت خاصى در اجتماع دارند و لغزشهاى آنها با دیگران برابر محسوب نمى شود، چنان که قرآن در باره همسران پیامبر ص در سوره احزاب آیه ۳۰ مى گوید: اگر شما کار زشتى انجام دهید مجازات آن را دو برابر خواهید دید. و از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها لا ینقص من اوزارهم شیئا
: هر کس سنت بدى بگذارد گناه آن بر او است و همچنین گناه تمام کسانى که به آن عمل کنند، بدون اینکه از گناه آنها چیزى کاسته شود!
۵- در صورتى که از انجام گناه خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار کند چنان که از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک هر کس گناهى کند در حالى که خندان باشد در آتش وارد مى شود در حالى که گریان است.
۶- در صورتى که عدم مجازات سریع خداوند را در برابر گناه خود دلیل بر رضایت خدا بشمرد و خود را مصون از مجازات و یا محبوب در نزد خدا بداند، چنان که قرآن در آیه ۸ سوره مجادلة از زبان بعضى از گنهکاران مغرور نقل مى کند که آنها در پیش خود مى گویند چرا خداوند ما را مجازات نمى کند و سپس قرآن اضافه مى کند که آتش دوزخ براى آنها کافى است .
تفسیر نمونه، ج ۳، ص: ۳۵۹

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.