گناهان صغیره -گناهان کبیره ۱۳۹۰/۰۶/۲۸ - ۱۳۸۸ بازدید

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
در قرآن کریم گناهان «صغیره» و «کبیره» با الفاظ جداگانه‌ای به کار رفته‌اند؟ ممکن است نمونه‌هایی از گناهان صغیره را معرفی کنید؛ چون ظاهرا گناهان کبیره به طور دقیق احصاء نشده‌اند.
متشکرم

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
1- در قران کریم برخی گناهان به عنوان کبیره معرفی شده اند .در آیه 31 نساء آمده است :
در این باره إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَرِیماً
اگر از گناهان کبیره اى که از آن نهى شده اید اجتناب کنید گناهان کوچک شما را مى پوشانیم و در جایگاه خوبى شما را وارد مى سازیم .
این آیه با صراحت مى گوید: اگر گناهان کبیره اى که از آن نهى شده ترک گوئید سیئات شما را مى پوشانیم و مى بخشیم و در جایگاه نیکویى شما را وارد مى کنیم.
از این تعبیر استفاده مى شود که گناهان بر دو دسته اند، دسته اى که قرآن نام آنها را کبیره و دسته اى که نام آنها را سیئة گذاشته است، و در آیه 32 سوره نجم به جاى سیئة تعبیر به لمم نموده است، و در آیه 49 سوره کهف در برابر کبیره، صغیره را ذکر فرموده است آنجا که مى گوید: لا یُغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصاها (این نامه عمل هیچ گناه کوچک و بزرگى را فرو- گذار نکرده مگر اینکه به شماره در آورده است).
2- از تعبیرات فوق بروشنى ثابت مى شود که گناهان بر دو دسته مشخص تقسیم مى شوند که گاهى از آن دو به کبیره و صغیره و گاهى کبیره و سیئه و گاهى کبیره و لمم تعبیر مى شود.
3- اکنون باید دید که ضابطه و میزان در تعیین صغیره و کبیره چیست؟
بعضى مى گویند: این دو از امور نسبى هستند، یعنى به هنگام مقایسه- کردن دو گناه به یکدیگر آن یک که اهمیتش بیشتر است کبیره و آنکه کمتر است صغیره مى باشد، و بنا بر این هر گناهى نسبت به گناه بزرگتر، صغیره، و نسبت به- گناه کوچکتر، کبیره است .
مرحوم طبرسى در مجمع البیان این عقیده را به دانشمندان شیعى نسبت داده در حالى که چنین نیست و بسیارى از دانشمندان ما عقیده دیگرى دارند که شرح خواهیم داد.
ولى روشن است که این معنى به هیچ وجه با آیه فوق نمى سازد زیرا آیه فوق این دو دسته را از یکدیگر جدا کرده و در برابر هم قرار داده است و پرهیز از یکى را موجب بخشودگى دیگرى مى شمارد (دقت کنید).
ولى اگر به معنى لغوى کبیره بازگردیم، کبیره هر گناهى است که از نظر اسلام بزرگ و پر اهمیت است، و نشانه اهمیت آن مى تواند این باشد که در قرآن مجید، تنها به نهى از آن قناعت نشده، بلکه به دنبال آن تهدید به عذاب دوزخ گردیده است، مانند قتل نفس و زنا و رباخوارى و امثال آنها، و لذا در روایات اهل بیت ع مى خوانیم:
الکبائر اللتى اوجب اللَّه عز و جل علیها النار
: گناهان کبیره گناهانى است که خداوند مجازات آتش براى آنها مقرر داشته است مضمون این حدیث از امام باقر ع و امام صادق ع و امام على بن موسى الرضا ع نقل شده است.
و بنا بر این بدست آوردن گناهان کبیره و شناخت آنها با توجه به ضابطه فوق کار آسانى است، و اگر ملاحظه مى کنیم، در پاره اى از روایات تعداد کبائر، هفت و در بعضى بیست و در بعضى هفتاد، ذکر شده منافات با آنچه در بالا گفته شد ندارد، زیرا در حقیقت بعضى از این روایات اشاره به گناهان کبیره درجه اول و بعضى به- گناهان کبیره درجه دو و بعضى به همه گناهان کبیره اشاره مى کند.
4- نکته مهمى که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که گناهان صغیره، در صورتى صغیره هستند که تکرار نشوند و علاوه بر آن به عنوان بى اعتنایى و یا غرور و طغیان انجام نگیرند زیرا صغائر طبق آنچه از قرآن و روایات اسلامى استفاده مى شود در چند مورد تبدیل به کبیره مى گردد:
1- در صورتى که تکرار گردد، همانطور که از امام صادق ع نقل شده که فرمود:
لا صغیرة مع الاصرار
: هیچ گناهى با تکرار صغیره نیست .
2- در صورتى که گناه را کوچک بشمرد و تحقیر کند، در نهج البلاغه مى خوانیم:
اشد الذنوب ما استهان به صاحبه
: شدیدترین گناهان آن است که مرتکبش آن را کوچک بشمرد .
3- در صورتى که از روى طغیان و تکبر و گردنکشى در برابر فرمان پروردگار انجام شود، این موضوع را از آیات مختلفى اجمالا مى توان استفاده کرد از جمله آیه 37 نازعات: اما آنها که طغیان کنند و زندگى دنیا را مقدم بشمرند جایگاهشان دوزخ است.
4- در صورتى که از افرادى سر بزند که موقعیت خاصى در اجتماع دارند و لغزشهاى آنها با دیگران برابر محسوب نمى شود، چنان که قرآن در باره همسران پیامبر ص در سوره احزاب آیه 30 مى گوید: اگر شما کار زشتى انجام دهید مجازات آن را دو برابر خواهید دید. و از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
من سن سنة سیئة فعلیه وزرها و وزر من عمل بها لا ینقص من اوزارهم شیئا
: هر کس سنت بدى بگذارد گناه آن بر او است و همچنین گناه تمام کسانى که به آن عمل کنند، بدون اینکه از گناه آنها چیزى کاسته شود!
5- در صورتى که از انجام گناه خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار کند چنان که از پیغمبر اکرم ص نقل شده که فرمود:
من اذنب ذنبا و هو ضاحک دخل النار و هو باک هر کس گناهى کند در حالى که خندان باشد در آتش وارد مى شود در حالى که گریان است.
6- در صورتى که عدم مجازات سریع خداوند را در برابر گناه خود دلیل بر رضایت خدا بشمرد و خود را مصون از مجازات و یا محبوب در نزد خدا بداند، چنان که قرآن در آیه 8 سوره مجادلة از زبان بعضى از گنهکاران مغرور نقل مى کند که آنها در پیش خود مى گویند چرا خداوند ما را مجازات نمى کند و سپس قرآن اضافه مى کند که آتش دوزخ براى آنها کافى است .
تفسیر نمونه، ج 3، ص: 359

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
۱۰مورد گناهان صغیره بگین لطفا
پرسمان
سلام علیکم، الف ) پرسشگر گرامی ، جهت دریافت پاسخ به نکات زیر توجه نمایید :
الف ) گناه صغیره
گناه هر اندازه کوچک باشد، چون در پیشگاه عظمت الهی واقع می شود، بزرگ است .
گناه به معنی خلاف است و در اسلام هر کاری که بر خلاف فرمان خدا باشد، گناه است .
در یک نگاه مخالفت امر خدا، هر اندازه کوچک باشد، چون در پیشگاه عظمت الهی واقع می شود، بزرگ است. صغیر شمردن شدن آن ها نسبت به گناهان دیگری است که کبیره دانسته شده اند. از این منظر که گناه نافرمانی حق تعالی است، نمی توان هیچ گناهی را کوچک شمرد، چه این که که کوچک شمردن گناه، از گناهان کبیره است (که در صورت عدم توبه) بخشیده نمی شود.از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که به کوچکی گناه منگرید، بلکه به بزرگی کسی بنگرید که نسبت به او گستاخی کرده اید. (بحارالانوار، ج ۷۷، س ۱۶۸ ) ب ) فهرست گناهان صغیره
گناه صغیره گناهی است که درباره آن مستقیم در قرآن وعده عذاب داده نشده است ، بنابراین هر گناهی که کبیره نباشد گناه صغیره محسوب می شود ، مانند ۱ . رو به قبله قضای حاجت کردن ۲ . در نماز جماعت عمدا از امام جماعت جلو افتادن۳ . سجده سهوی را عمدا به موقع انجام ندادن ۴ . نگاه به نامحرم ۵ . قضا شدن نماز های واجب ۶ . بدحجابی ۷ . با حالت جنب به مسجد وارد شدن ۸ . مسح آیات قرآن بدون وضو ۹ . نجس کردن مسجد ۱۰ . اذیت کردن همسایه و بسیاری دیگر از خطاهایی که روزمره ممکن است همه درگیر آن بوده و جزء گناهان صغیره محسوب گردد. ج ) موارد تبدیل گناه صغیره به کبیره
از آیات و روایات استفاده مى شود که در چند مورد، گناه صغیره ، تبدیل به کبیره شده و حکم گناهان کبیره را پیدا مى کند از جمله:
۱ . ۵ . اصرار بر صغیره
تکرار گناه صغیره ، آن را تبدیل به گناه کبیره مى کند، و اگر انسان حتى یک گناه کند، ولى استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آید. صغیره همچون نخ نازک و باریکى است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیمی مى گردد که در این صورت پاره کردنش مشکل است . قرآن درباره ى پرهیزکاران مى فرماید: آنان آگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، ۱۳۵) [۵ ] امام باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود: اصرار، عبارت از این است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش ‍ نخواهد و در فکر توبه نباشد.
امیرمؤ منان على علیه السلام فرمود: از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است. (مستدرک الوسایل،موسسه آل البیت، ج۱۱، ص۳۶۸)[ ۶ ]
۲ . ۵ . کوچک شمردن گناه
کوچک شمردن گناه ، آن را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، براى روشن شدن موضوع ، به این مثال توجه کنید: اگر کسى سنگى به سوى ما پرتاب کند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى کند، ممکن است او را ببخشیم ، ولى اگر سنگ ریزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض بگوید: این که چیزى نیست ، بى خیالش . او را نمى بخشیم ، زیرا این کار، از روح استکبارى او پرده برمى دارد و بیانگر آن است که او گناهش را کوچک مى شمرد. به این روایات توجه کنید: امام حسن عسکرى (علیه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى این است که انسان بگوید: کاش مرا به غیر از این گناه مجازات نکنند؛ یعنى آن گناهِ مورد اشاره را کوچک بشمرد. ( بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۵۰) [۷ ]
امیرمؤ منان على (علیه السلام) مى فرماید: بدترین گناهان ، آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد. ( کلمة التقوی، ج۲، ص۲۹۴)[۸ ]
امام صادق (علیه السلام) فرمود: از گناه حقیر و ریز، بپرهیز (سبک مشمار) که آمرزیده نشود. عرض کردم : گناهان حقیر چیست !؟ فرمود آن است که : کسى گناه کند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشتم . (مشکوة الانوار، ص۲۷۳) [۹ ]
۳ . ۵ . اظهار خوشحالى هنگام گناه
لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه ، از امورى است که گناه را بزرگ مى کند و موجب کیفر بیشتر مى شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید: امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: بدترین بدها کسى است که به انجام بدى خوشحال گردد. ( عیون الحکم و المواعظ، ص۲۹۴) [۱۰ ]
نیزفرمود: کسى که از انجام گناه،لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند. (عیون الحکم والمواعظ، ص۴۳۶)[۱۱] امام سجاد (علیه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادى بزرگتر از انجام خود گناه است . ( بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۵۹) [۱۲ ] و نیز فرمود: عذاب دردناک گناه شیرینى آن را تباه مى سازد.[ ۱۳]
۴ . ۵ . گناه از روى طغیان یکى دیگر از امورى که موجب تبدیل گناه کوچک به گناه بزرگ مى شود، طغیان و سرکشى در انجام گناه است ؛در قرآن کریم می خوانیم: و اما آنها که طغیان کردند و زندگى دنیا را مقدم شمردند، بى گمان جایگاهشان دوزخ است.[ ۱۴]
۵ . ۵ . مغرور شدن به مهلت الهى
دیگر از امورى که گناه کوچک را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، آن است که گنهکار مهلت خدا و مجازات نکردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند. گناهکاران در دل مى گویند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى کند؟ جهنم براى آنها کافى است ، وارد آن مى شوند و بد جایگاهى است . وعده عذاب جهنم براى چنین افرادى ، دلیل آن است که گناه افرادى که مغرور به عدم مجازات سریع خداوند هستند، گناه کبیره است . (مجادله، ۸)[ ۱۵]
۶ .۵ . تجاهر به گناه
آشکار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه کبیره مى کند، شاید از این نظر که آشکار نمودن گناه حاکى از تجرّى و بى باکى بیشتر گنهکار است ، و موجب آلوده کردن جامعه ، و عادى نمودن گناه مى گردد.
امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: از آشکار نمودن گناهان بپرهیز، که آن از سخت ترین گناهان است. (عیون الحکم والمواعظ، ص۹۵)[ ۱۶] و حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: پاداش پنهان کننده کردار نیک ، معادل هفتار کار نیک است ، و آشکار کننده گناه ، خوار مى باشد. (بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۵۱)[۱۷]
۷ . ۵ . گناه شخصیت ها
گناه آنان که در جامعه ، داراى موقعیت خاص هستند، با گناه دیگران یکسان نیست ، و چه بسا گناه صغیره آنها، حکم گناه کبیره را داشته باشد، زیرا گناه آنها داراى دو بعد است : بعد فردى و بعد اجتماعى . گناه شخصیت ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مى تواند زمینه ى اغوا و انحراف جامعه و موجب سستى دین مردم شود. بر همین اساس ، حساب خداوند با بزرگان و شخصیت ها، غیر از حساب او با دیگران است . گناه بزرگان از دیدگاه قرآن: در سوره حاقهّ در باره عالمان بدعت گذار مى خوانیم و اگر او (پیامبر) سخن دروغ بر ما مى بست ، ما او را با قدرت مى گرفتیم ، سپس ‍شاهرگش را قطع مى کردیم ، و احدى از شما نمى توانست مانع شود و از او حمایت کند. (حاقهّ، ۴۴ تا ۴۸)[۱۸ ]
. در قرآن افراد بدعت گذار و تحریف گر بسیارى مطرح شده اند اما خدا درباره ى هیچکدام از آنها این گونه سخن نگفت که : رگ گردنت را مى زنیم ، ولى به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) به خاطر عصمت و مقام علم و آگاهیش چنین مى فرماید، زیرا او شخص بزرگى است که گناهش نیز بسیار بزرگ است .
بنابراین آنان که داراى شخصیت علمى و دینى هستند و انتسابشان به دستگاه دین بیشتر است ، مسئولیت بیشترى دارند. گناه بزرگان از دیدگاه روایات: ۱ امام صادق علیه السلام در ضمن گفتارى فرمود: هفتاد گناه از جاهل ، بخشیده مى شود قبل از آنکه یک گناه از عالم ، بخشیده گردد. (بحارالانوار،ج۷۵، ص۱۹۳) [۱۹ ]
رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله در ضمن گفتارى فرمود: اگر عالمان دین و زمامداران ، فاسد شدند، مردم نیز فاسد مى شوند. و در سخن دیگر فرمود: عوام امت من اصلاح نمى شوند مگر با اصلاح خواص امت من ! شخصى پرسید: خواص امت چه کسانى هستند؟. فرمود: خواص امت من چهار دسته اند: ۱ -زمامداران . ۲ -دانشمندان . ۳ - عابدان. ۴- تاجران . شخصى دیگر پرسید: چگونه ؟ پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: زمامداران چوپانان مردمند، وقتى چوپان گرگ شود، گوسفندان چگونه بچرند؟ [۲۰ ]

منبع: کتاب گناه شناسی، محسن قرائتی گناهان کبیره از دیدگاه امام خمینى قدس سره

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.