گناهان عامل خشکسالی ۱۳۹۳/۰۷/۱۹ - ۱۱۲۷ بازدید

چند سالی است خشکسالی و قحطی آب و طوفانهای شدید، مردم به ویژه کشاورزان را در مناطق مختلف کشور از جمله استان یزد دچار مشکلات بسیار کرده است که برخی علما این پدیده‌ها را به نوعی امتحان الهی قلمداد می کنند.
سئوالی که این روزها بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده و دنبال جوابی برای آن هستند، این است که چرا از باران های گذشته خبری نیست؟ شاید عوامل زیادی در این مسئله دخالت داشته باشد که قطعا چنین است اما در این گزارش این مسئله از دیدگاه روایات اهل بیت (ع) بررسی شده و دلیل قحطی و خشکسالی از زبان معصومین (ع) مورد بررسی قرار گرفته است.

چند سالی است خشکسالی و قحطی آب و طوفانهای شدید، مردم به ویژه کشاورزان را در مناطق مختلف کشور از جمله استان یزد دچار مشکلات بسیار کرده است که برخی علما این پدیده‌ها را به نوعی امتحان الهی قلمداد می کنند.
سئوالی که این روزها بسیاری از مردم را به خود مشغول کرده و دنبال جوابی برای آن هستند، این است که چرا از باران های گذشته خبری نیست؟ شاید عوامل زیادی در این مسئله دخالت داشته باشد که قطعا چنین است اما در این گزارش این مسئله از دیدگاه روایات اهل بیت (ع) بررسی شده و دلیل قحطی و خشکسالی از زبان معصومین (ع) مورد بررسی قرار گرفته است.

روایات اهل بیت (ع) در این زمینه به دو دسته تقسیم می شوند؛ نخست روایاتی که به صورت کلی بیانگر این مسئله شده است و سپس روایاتی که به صورت جزئی به برخی موانع نزول باران و عوامل قحطی و خشکسالی پرداخته است.
روایاتی که به صورت کلی بیانگر این مساله شده است عبارتند از.ابو حمزه می گوید از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمود: هیچ سالى کم باران تر از سال دیگر نیست و خدا باران را به جایى که خواهد می فرستد، چون مردمى مرتکب گناهان شوند، خداى عزوجل بارانى را که در آن سال براى آنها مقدر فرموده، از آنها بگرداند و آن را برای دیگرانی که گناه نکرده باشند، می فرستد اما اگر منطقه ای یافت نشد که اهل آن با تقوا باشند خداوند باران را به سوى بیابانها و دریاها و کوه ها می‌فرستد. (کافی/272/2)

در بحارالانوار نیز آمده است: "اى محمد، از امت تو هر کس گرفتار قحطى باشد، من فقط گنهکاران را به قحطى مبتلا می کنم. پس همه آنهایى که گرفتار قحطى شده اند، یک جا به من پناهنده شوند".

محمد بن مسلم نیز می گوید از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: همانا گناه کردن، انسان را از رزق محروم می کند. (وسائل الشیعه)

با توجه به این روایات در می یابیم که عامل اصلی و به تعبیر دیگر تنها عامل دور شدن رحمت الهی و عدم نزول رحمت الهی از آسمان، گناه کردن افراد در آن منطقه است و همانگونه که در روایت امام باقر (ع) آمده است، سهمیه باران هر سال با سال های دیگر تفاوتی نمی کند و هر مقدار بارانی که سال های قبل از آسمان فرود می آمده است، همین مقدار در این سال و سال های بعد نازل خواهد شد اما چه می شود که در یک منطقه در سال های قبل وفور باران بوده اما چند سالی است دستخوش قحطی و خشکسالی است پاسخ آن را از روایات فوق خواهیم یافت و آن هم مسئله گناه است.

پس هر مقدار گناه در یک منطقه زیاد باشد از آن طرف رحمت الهی از آنها کم شده و به دیگران داده خواهد شد.

اما آن دست از روایاتی که به صورت جزئی به برخی موانع نزول باران و عوامل قحطی و خشکسالی پرداخته است.

امام باقر (ع) بر اساس کتاب تحف الغقول در صفحه 51 می فرماید: از گناهانی که مانع نزول باران است، کم فروشی است که امیرالمومنین (ع) می فرماید رسول خدا (ص) فرموده است هر زمانی که فروشندگان در یک منطقه کم فروشی کنند، خداوند اهل آنجا را با خشکسالی و کمبود نعمت عذاب می کند.

همچنین در این روایت آمده است که ندادن زکات نیز مانع نزول باران الهی است. رسول خدا (ص) فرموده است زمانی که مردم از دادن زکات ممانعت ورزند، زمین نیز برکات کشاورزی و میوه ها و معادن خود را از مردم می گیرد.

آنگونه که در کتاب مستدرک الوسایل آمده است؛ امیرالمومنین (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که ایشان فرمود: مادامی که امت من به پنج ویژگی پایبند باشند، دائما در خیر و برکت به سر می برند اما اگر از هر کدام از آنها فاصله گرفتند به قحطی و خشکسالی دچار خواهد شد.

این پنج ویژگی عبارتند از مهرورزی و ایجاد محبت بین یکدیگر، امانتداری، دوری از حرام، میهمان داری و به پا داشتن نماز.

کتاب جامع الاخبار نیز در صفحه 129 خود از رسول خدا (ص) نقل می‌ کند: زمانی بر مردم می آید که چهره آنها چهره آدمیزاد اما دلهاشان شیطانی است، همانند گرگ هایی که در پی خونریزی اند، هر کار خلافی مرتکب شوند کسی از آنها ممانعت نمی کند. اگر آنها را همراهی کنی فریبت دهند اگر با آنها هم صحبت شوی به تو دروغ گویند و اگر از آنها جدا شوی تو را غیبت کنند. سنت مرا بدعت و بدعت خود را سنت من می شمارند. بردبار را ستمکار و ستمکار را بردبار خوانند. مومن در بین آنها تضعیف و شخص فاسق مورد تعظیم قرار می گیرد. فرزندانشان خلافکار و زنانشان بدکاره شده و پیرمردان هم آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند. پناه بردن به آنان خواری و همرنگ شدن با آنان ذلت و در خواست کردن از آنان نیز فقر محسوب می شود. در آن زمان خداوند قطرات باران آسمان را در زمان خود از آنها می گیرد و در غیر از زمان باران بر آنان می بارد.

بر اساس نقلی از تفسیر صافی؛ امام باقر (ع) نیز در حدیثی می فرماید: خداوند به حضرت شعیب (ع) فرمود: من صد هزار نفر از قوم تو را عذاب می کنم که 40 هزار نفر از آنان گناهکار و 60 هزار نفر از افراد دیندار هستند. حضرت شعیب (ع) عرض کرد: خدایا گناهکاران بحثی نیست اما دینداران را چرا عذاب می کنی؟ خداوند فرمود: زیرا آنان نیز با گناهکاران مدارا کرده و در کنار خشم من بر آنها خشم نمی گیرند. (امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند)
از رسول خدا (ص) نقل شده است که فرمود: مادامی که امت من امر به معروف و نهی از منکر کرده و در تقوا یاور هم باشند در خیر و برکت قرار دارند اما اگر چنین نکردند برکات از آنها جدا شده و در آسمان و زمین هیچکس به یاری آنان نمی آید.

با توجه به این روایات، مسئله ترک امر به معروف و نهی از منکر نیز از جمله عوامل قحطی و خشکسالی محسوب می شود که متاسفانه در زمان ما نه تنها امر به معروف و نهی از منکر نمی شود که برعکس، ارزش ها به ضد ارزش و ضد ارزش ها به ارزش تبدیل شده و کسی مقید به امر به معروف و نهی از منکر نیست و در جامعه ای که این دو فریضه ترک شود، خداوند بر آن غضب می کند و اهل آن را به قحطی و خشکسالی مبتلا می کند و باران خود را از آنها گرفته و به جای آن، طوفان ها و گرد و خاک های شدید برای آنها می فرستد.
می توان گفت: سبب نیامدن باران به خاطر گسترش گناهان، ناسپاسی نعمتها، نپرداختن حق مردم، کم فروشی، ظلم، نیرنگ، ترک امر به معروف و نهی از منکر، نپرداختن زکات، حکومت و قضاوت بر خلاف حکم خدا و... است که موجب خشم پروردگار و نیامدن باران می شود.

"اذا اراد الله بقوم خیرا ارسل علیهم المطر و حبس عنهم کثره الریاح و اذا اراد الله بقوم شرا حبس عنهم المطر و ارسل علیهم کثره الریاح". "هرگاه خداوند صلاح قومی را بخواهد برای آنها باران فرستاده و بادهای شدید را از آنها می گیرد اما اگر قصد عذاب قومی را داشته باشد باران را از آنها گرفته و در مقابل بادهای شدید را روانه انجا می کند".

طی سالهای اخیر طوفان ها و گرد و خاک های فراوانی را مشاهده کردیم که برخی شهرستانها را درنوردید و خانه ها را لایه ای از خاک فرا گرفت و در تعطیلات نوروز امسال هم این خاک بود که از آسمان بر سر مردم فرو ریخت، اینها نشانه عذاب الهی در منطقه ای است که از گناه و فحشا جلوگیری نکرده و امر به معروف و نهی از منکر را رها کرده اند.

بزرگان و مسئولان آن شهرها را باید هشدار داد که اگر وضعیت در آنجا اینگونه پیش رود باید منتظر عذاب های سخت خدا باشیم.

زمانی حضرت موسی بن عمران (ع) به همراه قوم خود به بیابان رفته و نماز باران خواندند اما جبرئیل نازل شد و عرض کرد خداوند می فرماید: دعای شما را مستجاب نمی کنم زیرا در بین شما یک نفر سخن چین است که بین افراد اختلاف ایجاد می کند.

در بین گناهانی که مانع نزول باران است، شاید مسئله سخن چینی از همه مهمتر باشد که متاسفانه موجب اختلاف انداختن بین افراد شده و ایجاد کینه و نفرت می کند. مسئله ای که شاید بتوان گفت از گناه نفاق سرچشمه می گیرد که در ظاهر با انسان و در خفا بر ضد اوست.

استفغار عمومی، تنها راه نزول باران

با توجه به روایات بیان شده به این نتیجه می رسیم که تنها عامل قحطی و خشکسالی از نگاه اهل بیت (ع) مسئله گناه است که در هر جامعه ای رواج پیدا کند برکات زمین و آسمان را از آن منطقه دور خواهد کرد.

حال سوال این است: برای باز گردادن نعمتها و برکات الهی چه باید کرد؟

شایسته است در پاسخ به این سوال نیز از قرآن و روایات استفاده کنیم. خداوند در قرآن کریم در سوره اعراف آیه 96 می فرماید: "و اگر اهل شهرها و آبادیها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها می‌گشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.

خداوند در این آیه به مسئله تقوی و دوری از گناه اشاره کرده و ترک گناه را موجب نزول برکات آسمان و زمین بیان می کند.

امیرالمومنین (ع) هم در خطبه 143 نهج البلاغه که به خطبه استسقاء (طلب باران) شهرت دارد به طور کلی تمام بلاها و گرفتاری های آدمی را برگرفته از گناه دانسته و تنها عامل بازگشت برکات و رحمت های خداوند را استغفار و توبه از گناه می داند و می فرماید: خداوند بندگان خود را که گناه کارند با کمبود میوه ها و جلوگیرى از نزول برکات و بستن در گنج هاى خیرات، آزمایش مى کند براى آنکه توبه کننده اى بازگردد، و گناهکار، دل از معصیت بکند و پند گیرنده پند گیرد و بازدارنده، راه نافرمانى را بر بندگان خدا ببندد و همانا خدا استغفار و آمرزش خواستن را وسیله دائمى فرو ریختن روزى و موجب رحمت آفریدگان قرار داد و فرمود: "از پروردگار خود آمرزش بخواهید، که آمرزنده است، برکات خود را از آسمان بر شما فرو می بارد و با بخشش اموال فراوان و فرزندان، شما را یارى مىدهد و باغستانها و نهرهاى پر آب در اختیار شما مى گذارد. پس رحمت خدا بر آنکس که به استقبال توبه رود و از گناهان خود پوزش طلبد.

در خطبه 198 نیز باز هم به مسئله توبه اشاره فرموده و می فرماید: پس کسى که تقوا را انتخاب کند، سختىها از او دور گردند، تلخى ها شیرین و فشار مشکلات و ناراحتىها برطرف خواهند شد و مشکلات پیاپى و خسته کننده، آسان شده و مجد و بزرگى از دست رفته چون قطرات باران بر او فرو مى بارند، رحمت باز داشته حق باز مى گردد، و نعمت هاى الهى پس از فرو نشستن به جوشش مى آیند و برکات تقلیل یافته فزونى گیرند.

بنابراین استغفار و توبه عمومی از گناه است که می تواند باران های رحمت را به آن منطقه بازگرداند و منطقه را از قحطی و خشکسالی برهاند اما اگر جرم و گناه رواج پیدا کند خداوند باران را از آنها گرفته و به جای آن بادها و طوفان های شدید را برای آنها می فرستد.

حال می طلبد که یک فراخوان عمومی برای استغفار عمومی داده شود و واعظان و سخنرانان، مردم را به این امر فراخوانند و زن و مرد و کوچک و بزرگ به استغفار و انابه و توبه از گناهان حویش بپردازند تا خداوند عالم رحمتش را بر ما نازل فرماید.

اشتباه نگیرید

شاید این سئوال در ذهن مخاطبان ایجاد شده باشد که آیا هر جا باران فراوان ببارد نشانه این است که مردم آن منطقه دیندار و با تقوا هستند؟ در حالی که خود سراغ داریم مکانهایی که انواع ظلم و جنایت ها و فسق و فجورها در آن رخ می دهد اما در طول سال باران های فراوانی هم در آنجا می بارد. بنابرابن چگونه می توان بین گناه آنان و نزول باران جمع کرد؟

برای پاسخ دادن به این سوال از بیان نورانی حضرت امیر (ع) در حکمت 25 نهج البلاغه استفاده می شود که می فرماید: "اى فرزند آدم، چون ببینى خداوند سبحان نعمتهایش را پى در پى به سوى تو مىفرستد در حالى که او را نافرمانى مىکنى از وى برحذر باش".

و در حکمت 116 می فرماید: " بسا کسی که با احسان و بخشش (خداوند) به او کم کم به عذاب و کیفر نزدیک شده باشد".

از این دو حدیث نورانی استفاده می شود که اگر انسانی در گناهان خویش غوطه ور شده و هرگونه گناهی را مرتکب می شود ولی با این حال در ناز و نعمت به سر می برد، این نشانه دینداری او نیست بلکه نشان دهنده این است که خداوند او را رها کرده و کم کم او را در عذاب خود فرو می برد و در واقع از صنعت استدراج استفاده کرده است که او را با این وفور نعمت از خودش دور ساخته و به عذاب و خشم خویش نزدیک سازد.

به تعبیر دیگر نزول باران و یا هر نوع وفور نعمت و رفاه در مناطقی که اهل آنجا گناه می کنند از رحمت نیست بلکه نقمت و عذاب است که اهل آنجا را در عذاب شدید الهی وارد می کند.

اما اگر در منطقه ای تقوا حاکم شد و گناه از آن جامعه رخت بر بست، باران رحمت الهی هم نازل شده و رحمت ها و نعمتهای الهی آنها را در خود فرا خواهد گرفت.

به بیان دیگر می توان اینگونه تعبیر کرد: خشکسالی نشانه گناهکاری است اما فراوانی نشانه دینداری نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
در متن تحلیلی که از منظر روایات علل خشکسالی و قحطی را مورد بررسی قرار دادید ، متاسفانه مقدار زیادی محافظه کارانه بحث را طرح نمودید، چرا که به راحتی و بدون احساس مسئولیت آن دسته از روایاتی که اشاره به ظلم حاکمان و والیان استانداران و قضاوت ناحق قاضیان در جامعه اسلامی که باعث بر نیامدن باران و قطع رحمت الهی میشود را مطرح نکردید.
باید گفت که تا چه اندازه مصلحت اندیشی های نابجا ضررش بیشتر از منفعتش است

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.