گناه حضرت آدم(ع)-تجلی اسماء الهی ۱۳۸۷/۰۹/۰۵ - ۵۵۰ بازدید

آیا می توان گفت درخت ممنوعی که حضرت آدم(علیه السلام) از نزدیک شدن به آن نهی شده بود به بخشی از اسمای الهی مربوط می شود؛ اسمایی که ظرف ظهور آن ها طبیعت و زمین است و برای متجلی شدن آن ها باید بشر عصیان کند؛ به عبارت دیگر، آیا می توان گفت بعضی اسمای الهی چون غفور، تواب، منتقم و... تنها پس از تحقق عصیان متجلی می گردند و در جنت حضرت آدم(علیه السلام) امکان تجلی نداشتند. آیا حلاوت نام غفار، آدم(علیه السلام) را بر آن داشت تا به تلخی عصیان تن دهد؟

در جریان عصیان آدم توجه به چند مطلب ضرورت دارد:<BR>1. این عصیان، عصیان تحریمى یا تنزیهى (کراهتى) نبود؛ زیرا هر دو تحریم، فرع بر شریعت است و شریعت بعد از هبوط آدم و حوا به زمین، پدید آمد. وقتى شریعت نازل نشده باشد، احکام پنجگانه شریعت (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) هم در کار نیست. پس عصیان آدم نه عصیان تحریمى است نه تنزیهى.<BR>2. اگر بگوییم آن درخت ممنوع به اسماى حسناى الاهى مربوط است و این اسماى الاهى تجلى اش در زمین است و در آن جا اصلاً تجلى ندارد، چنین چیزى محال است. <BR>یعنى اگر تجلى اسمى از اسماى الاهى به عالم طبیعت محدود باشد، تجلى اش در ماوراى طبیعت محال مى شود. در این صورت ارتکاب آدم و حوا نیز محال مى شود؛ به عبارت دیگر نهى آن ها تکوینى است نه تشریعى؛ و در این صورت عصیان، محال مى گردد؛ یعنى محال است آدم به طرف درخت ممنوع برود. <BR>یعنى، اگر شجره ممنوعه اسامى حسناى تواب و غفار و منتقم و... باشد و این ها به عالم طبیعت بعد از ظهور عصیان اختصاص داشته باشد، در ماوراى طبیعت، قبل از تنزل حضرت آدم به طبعیت، چنین چیزى ممکن نیست؛ یعنى آن جا تجلى ندارند و تقرب به آن اسما ممکن نیست. وقتى ممکن نبود، مى شود نهى تکوینى و عصیان پذیر نیست؛ مگر این که تواب و غفار... را توسعه دهیم و بگوییم عالم مجردات را هم شامل مى شود؛ مثل این که خدا در سوره مبارکه انبیا فرشتگان را هم تهدید کرده است که اگر فرشته اى داعیه اى داشته باشد، عذاب خواهد شد. بنابراین، سخن فوق درباره درخت ممنوعه، تمام نیست.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.