نسخه آزمایشی

گوش های سنگین آقای گورباچف ۱۳۹۳/۳/۸ - ۱۸۴۴ بازدید

گوش های سنگین آقای گورباچف





تحلیلی بر نامه تاریخی حضرت امام خمینی به امپراتوری کفر

سال ۸۵ بود که همراه
یک هیئت مطبوعاتی به روسیه سفر کردم. در مسکو متوجه شدیم که رایزن فرهنگی وقت
ایران، فعالیت‌های خوبی در زمینه گسترش زبان فارسی در آن کشور دارد و از آن جا که
شوروی سابق، همسایه ایران بود، از دیرباز، تعاملات فرهنگی بسیاری میان این دو کشور
برقرار بوده و کتاب‌های نفیس ایرانی و فارسی از جمله دیوان شعرا در این کشور به چاپ
می‌رسیده است.

یکی از ایران شناسان
و علاقه‌مندان
به زبان و ادب فارسی گفت: بعد از نامه امام خمینی به گورباچف، ما گروهی تحقیقاتی
تشکیل دادیم؛ تا روی نامه کار کنیم و شخصیت‌هایی را که وی در این نامه از آنها نام
برده بود، مورد مطالعه قرار دهیم و می‌خواستیم
بدانیم که چرا حضرت امام در این نامه مهم به رهبر شوروی سابق، از این اشخاص، نام
برده است.

اکنون تنها بخشی از
این نامه را می‌آوریم:‌
«اگر جناب‌عالی
میل داشته باشید در این زمینه‌ها تحقیق کنید، می‌توانید دستور دهید که صاحبان
این‌گونه علوم، علاوه بر کتب فلاسفه غرب در این زمینه، به نوشته‌های فارابی و
بوعلی‌سینا - رحمت‌الله علیهما - در حکمت مشّاء مراجعه کنند؛ تا روشن شود که قانون
علیّت و معلولیّت که هرگونه شناختی بر آن استوار است، معقول است؛ نه محسوس و ادراک
معانی کلی و نیز قوانین کلی که هرگونه استدلال بر آن تکیه دارد، معقول است؛ نه
محسوس و نیز به کتا‌ب‌های سهروردی - رحمت‌الله علیه - در حکمت اشراق مراجعه نموده و
برای جناب‌عالی
شرح کنند که جسم و هر موجود مادی دیگر، به نور صرف که منزه از حس می‌باشد، نیازمند
است و ادراک شهودی ذات انسان از حقیقت خویش، مبرا از پدیده حسی است. از اساتید بزرگ
بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألّهین - رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله
مع‌النبیین و‌الصالحین - مراجعه نمایند؛ تا معلوم گردد که: حقیقت علم، همانا وجودی
است مجرد از ماده و هرگونه اندیشه، از ماده منزه است و به احکام ماده، محکوم نخواهد
شد. دیگر شما را خسته نمی‌کنم و از کتب عرفا و بخصوص محی‌الدین ابن‌عربی‌ نام
نمی‌برم که اگر خواستید از مباحث این بزرگ‌مرد مطّلع گردید، تنی چند از خبرگان
تیزهوش خود را که در این‌گونه مسائل قویّاً دست دارند، راهی قم گردانید؛ تا پس از
چند سالی با توکّل به خدا، از عمق لطیف باریک‌تر از موی منازل معرفت، آگاه گردند که
بدون این سفر، آگاهی از آن امکان ندارد».۱

 


خاطراتی از آن
دوران


آقای علیرضا نوبری
حیرانی سفیر وقت ایران در شوروی،‌ درباره این پیام می‌گوید:‌‌ «نامه امام به
گورباچف بعد از پایان جنگ، یک کار معجزه‌وار بود و در اصول و مناسبات عادی ما
نمی‌گنجد. این، شهودی بود که حضرت امام پیدا کرد و مربوط به خودش بود و به هیچ‌کدام
از ماها ربط نداشت و من در این مورد شهادت می‌دهم که هیچ‌یک از ما نقشی در این
ماجرا نداشتیم و یکی از کارهای بسیار جالب امام هم این بود که در تمام مدت عمرش فقط
یک هیئت سیاسی تعیین کرد که متشکل از آیت‌الله جوادی آملی و خانم دبّاغ، من و آقای
لاریجانی بود. عصاره کلام امام در این نامه، این بود که مشکل امروز شوروی و دنیا،
دوری از خدا و معنویت است و مشکل دوری از معنویت، با روش‌های مادی حل نمی‌شود و
مبادا در باغ سبز غربی‌ها، روسیه را در یک فریب جدید فرو برد.

وقتی آقای آملی پیام
را می‌خواند و مترجم روسی ترجمه می‌کرد، کاملاً به گورباچف زل زده بودم؛ تا ببینم
تأثیر کلام امام روی او چیست و دیدم که امام دست او را خیلی دقیق خوانده است؛ چون
لپ‌های گورباچف سرخ می‌شد و داشت خودش را می‌خورد و خوب ‌فهمید که امام دستش را
خوانده و درحالی که در درونش غوغایی برپا بود، سعی می‌کرد ظاهرش را حفظ کند.

پیام که تمام شد،
گورباچف خیلی قشنگ جواب داد و گفت: «این پیام، سرشار از مطالب مهم و سطح بالاست و
طبیعی است که نباید انتظار داشته باشید که من همین الان بتوانم جواب امام را بدهم.
باید وقت بگذارم و مطالعه کنم و نماینده بفرستم».

خلاصه جوابش هم این
بود که ایدئولوژی‌ها و عقاید، باید در جهان آزاد باشند و هر کسی باید عقیده خودش را
داشته باشد و ما باید براساس مشترکات، ارتباط برقرار کنیم.

آقای شواردنادزه
نماینده او هم خیلی دلهره داشت و می‌گفت: «من به عنوان وزیر امور خارجه، ملاقات‌های
زیادی با سران کشورها داشته‌ام؛ ولی در مورد هیچ‌کدام این‌قدر دلهره نداشته‌ام
و نمی‌دانم چه می‌شود».

من یک ساعت زودتر
رفتم و دیدم فقط کاناپه امام هست و هیچ صندلی‌ نیست. گفتم: «این‌ها بلد نیستند روی
زمین بنشینند و باید سر پا بایستند و درست نیست». رفتند  صندلی‌های رنگارنگ از
همسایه‌ها گرفتند؛ یکی چوبی، یکی آهنی و چند تا صندلی کم آمد و چند نفری سرپا
ماندند!

شواردنادزه از من
پرسید: «چه کنم؟ بروم جلو و با امام دست بدهم»؟ گفتم: «اگر می‌خواهی اشتباه نکنی،
هیچ حرکتی زودتر از امام نکن و هر کاری امام کرد، از او تبعیت کن؛ بایست ببین چه
کار می‌کند».۲

امام در پاسخ به
نماینده گورباچف فرمود: «به ایشان بگویید که من می‌خواستم جلوی شما یک فضای بزرگ‌تر
باز کنم. من می‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای
جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم
بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند».۳

مهدی صفری، سفیر
ایران در روسیه در زمان فروپاشی شوروی می‌گوید:
یادم هست وقتی در آلمان مأمور بودم، رئیس شرکت بنز، یک یهودی بود که هفته‌ای یک
دیدار با گورباچف داشت و گورباچف همیشه از نظر فکری از سوی او شست و شو داده می‌شد
و شمار زیادی بنز نیز از این طریق به مقامات شوروی رسید و در نتیجه، گرایش‌های غربی
نیز پررنگ شده بود؛ به ویژه نسل جوانی که در غرب درس خوانده و آموزش دیده بودند، به
عرصه تصمیم سازی رسیدند.

گورباچف می‌گفت: من
نمی‌خواستم این گونه شود؛ می‌خواستم تحولی، ایجاد شود؛ بدون فروپاشی؛ منتهی افرادی
بودند که دنبال قدرت بودند؛ مثل یلتسین رئیس‌جمهور روسیه که وقتی این وضع را دید،
گفت: ما می‌خواهیم مستقل شویم و بعد با رؤسای جمهور قزاقستان، بلاروس و اوکراین
نشستند و فرمان فروپاشی را امضا کردند. در جریان فروپاشی، شاید گورباچف قصد خیانت
نداشت؛ امّا اطرافیان تندرو به گونه‌ای هدایتش کردند که او نتوانست کاری کند. در
زمان فروپاشی، جزایر قدرت در روسیه، اغلب یهودی بودند. اینها همه با نقشه پیش
می‌رفتند. در این شرایط، کار به واردات بی رویه رسید و کشوری به بزرگی شوروی، گوشت
و مرغ فراوان وارد می‌کرد. نخست مردم را از راه اقتصاد و معیشت، به ذلت کشیدند و
بعد مسائل فرهنگی مطرح شد؛ چون کسی که گرسنه باشد، دنبال کار فرهنگی نیست. در زمان
شوروی سابق، شما نمی‌توانستید
حتی یک مجله مستهجن در این کشور پیدا کنید. فساد علنی در آن جا نبود؛ امّا پس از
فروپاشی، اینها شروع کرد به توسعه یافتن و صادر کردن زن‌ها به خارج و درست بعد از
فروپاشی بود که غربی شدن، شروع شد و وقتی غربی‌ها دیدند گرایش به مسیحیت ارتدوکس
هست، شروع به فرقه سازی کردند.

گروه جرج سوروس هم
در آن جا همین گونه کار می کردند. آنها نخست با کار اقتصادی، وابستگی ایجاد کردند و
بعد فرهنگ مورد نظرشان را تزریق کردند و بعد شروع به کار عمرانی، مثل بیمارستان و
آموزشگاه کردند و بین مردم پول توزیع می کردند.

پس از نامه امام،
آقای ساجدی، کارشناس مجری تلویزیون را بردیم ملاقات گورباچف تا با او درباره نامه
حضرت امام مصاحبه کند. گورباچف گفت: «ما آن موقع نفهمیدیم امام چه می‌گوید؛ بعدها
فهمیدم و پیش خودمان فکر می‌کردیم منظور ایشان آموزش طلاب و دانشجویان دینی است».


به نظرم کسانی که
گورباچف از آنها کمک گرفته بود، نتوانستند درست مطالب را منتقل کنند و سرانجام با
این شرایط، شوروی به سمت فروپاشی رفت.۴

 نویسنده:

حامد عبداللهی


 

پی‌نوشت‌ها:

۱. صحیفه امام، ج‌۲۱،
ص ۲۲۵

۲. رجانیوز، شماره
خبر ۱۳۸۲۱۵ (با تلخیص)

۳. صحیفه امام، ج‌۲۱،
ص ۳۰۱

۴. تابناک، ‌خبر
شماره ۸۱۲۴۵ (با تلخیص)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.