-حجاب و مشکل مردان- ۱۳۸۹/۰۵/۱۸ - ۴۹۴ بازدید

گفته مى شود که حجاب براى آن است که مردان مرتکب گناه نشوند. حال سؤال این است که چرا خداوند مردان را این قدر ضعیف آفریده که با دیدن زنان مرتکب گناه مى شوند؟ و چرا باید تاوان دل هاى مریض مردان را زنان بپردازند و در گرما و سرما با پوشش کامل در رنج و ناراحتى به سر ببرند؟

از نظر روان شناختى، تفاوت روحیات زن و مرد قابل انکار نیست؛ و در خصوص پوشش زنان گفتنى است؛ خداوند متعال روحیه زنان را با تنوّع طلبى و زیبایى دوستى بیش تر آمیخته است. این ویژگى زنان، به خودى خود بسیار پسندیده و زیباست، با این تفاوت که در چارچوب خانواده به لطافت زندگى و گرمى کانون خانواده کمک مى کند و در خارج از چارچوب خانواده به جلب نظر دیگران و گاهى مزاحمت ها و یا تنوّع طلبى مردان و به هم ریختگى خانواده ها کشیده خواهد شد. از این رو خداوند متعال «تشنگى و رغبت» به جنس مخالف را در مراحل ابتدایى در مردان بیشتر قرار داده است تا انگیزه پذیرش مسئولیت خانواده با یک نیروى تحریک کننده درونى بیشتر فراهم آید و این ویژگى مردان نیز به خودى خود بسیار زیباست. بنابراین شدّت میل مردان به جنس مخالف از نشانه هاى حکمت خداوند و زیبایى هاى نظام آفرینش است. البته این زیبایى تا هنگامى تداوم دارد و از عوارض منفى به دور خواهد بود که با رعایت حریم ها و پوشش زنان در جامعه همراه باشد. در نتیجه پوشش زنان از یک سو «بازدارندگى» نسبت به مزاحمت ها را به دنبال دارد و از سوى دیگر «تشنگى و رغبت» را به ارمغان مى آورد. در حالى که عدم رعایت حریم ها گاهى به عادى سازى روابط زن و مرد و بى میلى نسبت به جنس مخالف کشیده مى شود و گاهى بى بند و بارى و ابتذال را به دنبال خواهد داشت و در هر دو صورت به ناپایدارى نظام خانواده کشیده خواهد داشت.نبود جاذبه هاى جنسى زن و مرد، به سستى و تزلزل روابط خانوادگى و اجتماعى و بحران در کانون خانواده مى انجامد، اما عدم مدیریت صحیح نسبت به نحوه مواجهه دو جنس با یکدیگر این وضع را بحرانى تر مى کند و حجاب یکى از راهکارهاى مدیریت جنسى در روابط بین زن و مرد است.بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت هاى تعریف نشده و بى بندوبار (با آرایش هاى گوناگون)، هیجان ها و التهاب هاى جنسى را فزونى مى بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى ناپذیر درمى آورد. اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجّه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است.
وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه هاى بیش تر - وظیفه خاصى دارند و آن اینکه بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش هاى تحریک آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود و این نه به خاطر آن است که مردان ضعیف آفریده شده اند و تاوان دل هاى مریض را، زنان باید بپردازند بلکه از این رو است که ساختار خلقت و زن و مرد و ویژگى هاى روانى آنان با هم متفاوت است و این مانند آن است که کسى درّ گران بهایى داشته باشد و آن را در معرض دید همگان قرار دهد. بدیهى است که ممکن است مورد سوء قصد و سرقت قرار گیرد، لذا این حریم گرفتن و احتیاط در واقع یک مصونیت و حفظ خود از گزند حوداث و آسیب هایى است که احتمال دارد از سوى افراد بى ادب و بى انضباط و هنجارشکن به آنها وارد آید.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع و فعالیت هاى اجتماعى دور نمى کند، بلکه زمینه هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع - به همراه حقوق اجتماعى برابر - تضمین مى کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى بخشد.
البته اسلام دستور داده تا زنان در محیط خانواده و در برابر شوهر به خودنمایى و جلوه گرى بپردازند تا هم به این خواست درونى خویش پاسخ گویند و هم مردان را در حالتى متعادل نگاه دارند و چشم آنان را از نگاه هاى آلوده حفظ نمایند. براى آگاهى بیشتر ر.ک: محمد فنایى اشکورى، منزلت زن در اندیشه اسلامى، ص 99 ؛ مهدى مهریزى، زن، قم، نشر حرم، 1377، صص 133-155.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.