-شرایط حاکم- ۱۳۹۰/۸/۱۲

شرط اول حکمران جامعه این است که احاطه علمیش به قانون و مبانی و روح آن بیش از دیگران باشد؛ پس در نظام حقوقی و سیاسی اسلام باید اعلم مردم به فقه و حقوق اسلامی‌حاکم باشد.
شرط دوم حکمران این است که بیش از همه، مصالح مردم را در موارد خاص و جزیی بشناسد تا بتواند بر طبق قانون آن مصالح را تأمین کند. چرا که صرف دانستن قانون، برای تطبیق آن بر موارد خاص کافی نیست، بلکه تشخیص موضوع حکم و مصداق قانون نیز لازم است؛ حاکم باید از موضوعات هم آگاهی کافی و همه جانبه داشته باشد تا بداند که در هر زمان و در هر اوضاع و احوالی چگونه باید رفتار کند و قانون را چگونه اجرا کند تا هدف قانون و نظام حقوقی تأمین گردد.
شرط اول حکمران جامعه این است که احاطه علمیش به قانون و مبانی و روح آن بیش از دیگران باشد؛ پس در نظام حقوقی و سیاسی اسلام باید اعلم مردم به فقه و حقوق اسلامی‌حاکم باشد.
شرط دوم حکمران این است که بیش از همه، مصالح مردم را در موارد خاص و جزیی بشناسد تا بتواند بر طبق قانون آن مصالح را تأمین کند. چرا که صرف دانستن قانون، برای تطبیق آن بر موارد خاص کافی نیست، بلکه تشخیص موضوع حکم و مصداق قانون نیز لازم است؛ حاکم باید از موضوعات هم آگاهی کافی و همه جانبه داشته باشد تا بداند که در هر زمان و در هر اوضاع و احوالی چگونه باید رفتار کند و قانون را چگونه اجرا کند تا هدف قانون و نظام حقوقی تأمین گردد.
شرط سوم این است که صلاحیت اخلاقی بیش از دیگران باشد.
برای آنکه از قانون و قدرت سیاسی و اجتماعی سوء استفاده نشود و حاکم حقیقتاً بر اساس قانون و به مقتضای مصالح مردم حکم راند, باید بیشترین صلاحیت اخلاقی را برای اجرای قانون داشته باشد و- به اصطلاح فقهی ما- اتقی, اورع, و اعدل مردم باشد.
پس از تحصیل این سه شرط, شرط دیگری هم لازم است و آن این که شخص حاکم باید از طرف خدای متعال اجازه و اذن حکومت داشته باشد, در غیر این صورت حکومت او قانونی و مشروع نیست.
معارف قرآن ج۹،آیت الله مصباح یزدی (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱۰۲۳۲/۴۰۰۰۰۲)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.