-فلسفه تقلید-لزوم تقلید- ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۴۱۹ بازدید

چرا تقلید کنیم؟ فلسفه آن چیست؟

ذهنِ پرسش گر هر مسلمانى در جست وجوى فلسفه احکام شرعى است. اهمیّت آگاهى از فلسفه تقلید، نسبت به دیگر احکام، بیشتر است، زیرا: اولاً: اصل لزوم تقلید، از مسائلى است که مکلف باید خودش به آن دست یابد و نمى تواند در این مسأله تقلید کند. اگر مکلّف مسأله لزوم تقلید را دریافت، باب استفاده از فتاواى مجتهد به روى او باز مى شود.
ثانیاً: فلسفه تقلید، در واقع همان دلیل و مستند و مدرکى است که لزوم تقلید را براى مکلف اثبات مى کند؛ بر خلاف دیگر احکام شرعى که دلیل آن ها امر و نهى هایى است که در قرآن و روایات موجود است، بدون اینکه لزوما در آنها به فلسفه احکام نیز اشاره شده باشد.
لزوم تقلید
در شریعت اسلام، واجبات و محرماتى وجود دارد که خداى حکیم آنها را براى سعادت دنیا و آخرت انسان تشریع کرده است؛ واجبات و محرماتى که اگر انسان آنها را اطاعت نکند، نه به سعادتِ مطلوب مى رسد و نه از عذاب سرپیچى از آنها در صورت مخالفت در امان است.
از سوى دیگر، چنین نیست که هر مسلمانى بتواند به آسانى، احکام شرعى را از قرآن و روایات و یا از عقل خود در یابد. نه قرآن مانند یک کتاب حقوقى یا رساله عملیه، احکام شرعى را به طور صریح بیان کرده است، و نه روایات معصومین(ع) چنین است، و نه عقل بشر به تنهایى مى تواند همه احکام را دریابد.
براى شناخت احکام شرعى، آگاهى هاى فراوانى، از جمله: فهم آیات و روایات، شناخت حدیث صحیح از غیر صحیح، کیفیت ترکیب و جمع روایات و آیات، و ده ها مسأله دیگر لازم است که آموختن آنها نیازمند سال ها تلاش جدى است.
در چنین حالتى، مکلف خود را در برابر سه راه مى بیند: نخست اینکه راه تحصیل این علم را که همان اجتهاد است پیش گیرد؛ دوم اینکه در هر کارى آراى موجود را مطالعه کرده، به گونه اى عمل کند که طبق همه آرا عمل او صحیح باشد (یعنى احتیاط کند)؛ و سوم اینکه از رأى کسى که این علوم را کاملاً آموخته و در شناخت احکام شرعى کارشناس است، بهره جوید.
بى شک، او در راه اول اگر به اجتهاد برسد، کارشناس احکام شرعى خواهد شد و از دو راه دیگر بى نیاز، امّا تا رسیدن به آن، ناگزیر از دو راه دیگر است.
راه دوم نیازمند اطلاعات کافى از آراى موجود در هر مسأله و روش هاى احتیاط است و در بسیارى از موارد، به دلیل سختى احتیاط، زندگى عادى او را مختل مى کند. این سه راه اختصاص به برخورد انسان با احکام شرعى ندارد و در هر مسأله تخصصى دیگر وجود دارد؛ مثلاً یک مهندس متخصص را فرض کنید که بیمار مى شود. او براى درمان بیمارى خود یا باید خود شخصا به تحصیل علم پزشکى بپردازد، یا تمام آراى پزشکان را مطالعه کرده، به گونه اى عمل کند که بعدا پشیمان نشود، و یا به یک پزشک متخصص رجوع کند.
راه اول او را به درمان سریع نمى رساند. راه دوم نیز بسیار دشوار است و او را از کار تخصصى خود، که مهندسى است، باز مى دارد. لذا او بى درنگ از یک پزشک متخصص کمک مى گیرد و رأى او را عمل مى کند.
او در عمل به رأى پزشک متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آینده و احیانا سرزنش دوستان نجات مى دهد؛ بلکه در اغلب موارد، درمان نیز مى شود. مکلف نیز در عمل به رأى مجتهد متخصص، نه تنها خود را از پشیمانى آخرت و عذاب الهى نجات مى دهد،؛ بلکه به مصالح احکام شرعى نیز دست مى یابد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.