وحدت وجود به کدام معنی کفر است؟
علت اساسی مخالفت برخی از محدثین، احتمالاً، برداشت و تلقی ناصحیح از نظریه «وحدت وجود» در عرفان اسلامی است. احتمالا برخی از آنها تصور می کنند عرفا که سخن از وحدت وجود به میان می آورند، منظورشان همه خدایی است و اینکه همه موجودات خدا هستند، در حالی که هیچ فرد آشنا با مبانی عرفان حقیقی، نمی گوید که تک تک موجودات خدا هستند یا تک تک موجودات اجزاء خدایند ؛ بلکه آنها بر این باورند که ماسوی الله تجلیات، ظهورات و مظاهر حق تعالی هستند و همگی خداوند را نشان می دهند. به تعبیری آنها نسبت خدا با عالم را مانند نسبت شخص به تصویر آیینه ای خود می دانند و بلکه بالاتر همچون نسبت اراده ی انسان به صور ذهنی او می داند. چرا که صور ذهنی چیزی جز ظهور اراده نیستند امّا اراده هم نیستند. این صور نه جزء اراده اند و نه کلّ آن ، نه داخل در حقیقت اراده اند نه خارج از آن ؛ بلکه ظهورات اراده اند.
تفصیل بحث:
۱. آیه الله مکارم شیرازی در این مورد می فرماید :
مسأله ۱۲۱ـ کسانى که عقیده به وحدت وجود دارند یعنى مى گویند در عالم هستى یک وجود بیش نیست و آن خداست و همه موجودات عین خدا هستند و کسانى که معتقدند خدا در انسان، یا موجود دیگرى حلول کرده و با آن یکى شده، یا خدا را جسم بدانند احتیاط واجب، اجتناب از آنهاست.
۲. به سه استفتاء از آیت الله مکارم شیرازی که در آنها نظر ایشان پیرامون وحدت وجود و صوفیه و کفر قائلین به وحدت وجود ذکر شده است .
۱-نظر حضرتعالى در مورد عرفانى که قائل به «طریقت»، «وحدت وجود و موجود»، «حلول»، «اتّحاد»، «مهدویّت نوعیّه»، «صلح کل»، «ترک عبادت» و «اتیان محرّمات» مى باشد، چیست؟ با توجّه به این که داشتن این گونه عقاید، مستلزم انکار ضرورى دین مى باشد، آیا این گونه افراد در حکم بقیّه کفّارند؟ و اگر کسى قبلاً در سِلک مسلمان ها بوده ولى بعدها در اثر ارتباط با این فرق، داراى چنین عقایدى شده باشد و عقایدش را هم براى دیگران اظهار کند، آیا چنین کسى در حکم مرتد است؟
جواب : فرَق صوفیّه عموماً گرفتار انحرافاتى هستند، بعضى بیشتر و بعضى کمتر، کسى که عقاید فوق را داشته باشد، مانند «حلول» و «اتّحاد» و «وحدت موجود» (نه وحدت مفهوم وجود) و «ترک عبادت» و «انکار محرّمات»، به گونه اى که مستلزم انکار توحید یا نبوّت شود در سلک کفّار است و اگر قبلاً مسلمان بوده و سپس به این عقائد معتقد شده، مرتد است و تا آنجا که ممکن است باید در رفع شبهات آنها از طرق منطقى کوشید و اگر ممکن نشد باید از آنها دورى کرد. ۲-یکی از همکاران ما شاگرد خود حضرت استاد است . در مورد وحدت وجود استفتائات را دیده اما آنچه بسیار مهم است این است که در جواب ها حق مطلب اصلا ادا نشده است. وحدت مفهوم وجود که بحث اشتراک معنوی وجود است، بحث وحدت حقیقت وجود که همان قول به تشکیک است و علامه طباطبایی در نهایه آن را منسوب به فهلویین کرده و قول حق شمرده است اما در رساله محاکمات ایشان این قول را هم نپذیرفته و وحدت شخصی وجود چنانچه عرفا قائلند را پسندیده است . اما شق ثالث را که ایشان باطل دانسته چنین تقریر کرده اند یعنی قائل باشد جز خدا موجودی نیست و همه موجودات عین خدایند .
اول باید دانست لفظ عین اینجا به چه معناست ؟ معنای عرفی ؟ یا لغوی ؟ یا چیز دیگر ؟ و عین اصطلاحی است نزد اهل عرفان ؟
نکته دوم اینکه عرفا معتقدند غیر از خداوند وجودی نیست و این کثرات را هم نفی نمی کنند اما قائلند اینها همه آیات حق اند ، مظاهر حقند ، حق نما هستند . و جناب صدرالمتالهین هم این نظر را در جلد دوم اسفار پذیرفته است . و امثال امام خمینی و ... نظرشان چنین است . حال سوال اینکه این نوع وحدت وجود که از آن تعبیر به وحدت شخصی وجود می کنند چگونه است ؟ آیا این نظر چه تفاوتی با آن نظر غلط و باطل دارد که احتیاط در اجتناب از قائلین به آنهاست ؟ و آیا اینکه فرموده اند هیچ یک از بزرگان چنین عقیده ای ندارند یعنی عقیده غلط وحدت وجود را پس لطف فرمایند دو نفر از شاخصین نظر باطل را نام ببرند و برای اینکه تنش زا نباشد از گذشتگان دور باشد تا مشکلی پیش نیاید .
جواب : البته اگر بخواهیم حق مطلب را درباره وحدت وجود ادا کنیم باید مقاله ای طولانی و حتی یک کتاب بنویسیم که استفتائات جای آن نیست و اگر کسانی اعتقاد به وجود خداوند و جهان ماده هر دو دارند و ماده را مظاهر وجود حق می دانندآنها قایل به وحدت وجود به معنی باطل نیستند.
اما کسانی که مثل آنچه در شرح قیصری بر فصوص آمده که موسی علیه السلام به هارون گفت: چرا نگذاشتی آنها گوساله را بپرستند یعنی گوساله هم عین خداست و بت پرستان از این جهت کارشان خلاف است که خدا را فقط در بت ها محدود می کنند و اگر همه چیز را عین خدا بدانند اشکالی ندارد؛ اعتقاد به وحدت وجود باطل دارند.
۳-احتراما مستفتی هستم نسبت به اینکه اینجانب مقلد حضرتعالی میباشم و در اجتماع گروهی از دوستان قرار گرفته ام که دم ازعرفان می زنند و معتقد به مساله ای بنام وحدت وجود هستند لطفااولا تعریف وحدت وجود را از نظر جنابعالی خواستارم,ثانیا نظر جنابعالی در این باره چیست,ثالثا آیا من اجازه شرکت در مجالس چنین افرادی را دارم,رابعا آیا چنین افرادی کافر, نجس یا مشرکند یا خیر؟
جواب : وحدت وجود معانی متعددی دارد، آنچه به طور قطع باطل و به عقیده همه فقها موجب خروج از اسلام است این است که کسی معتقد باشد خداوند عین موجودات این جهان است و خالق و مخلوق و عابد و معبودی وجود ندارد همان طور که بهشت و دوزخ نیز عین وجود اوست و لازمه آن انکار بسیاری از مسلمات دین است ، هرگاه کسی ملتزم به لوازم آن بشود خارج از اسلام است و غالب فقهای معاصر - اعم از احیا و اموات (رض) - این موضوع را پذیرفته و در حواشی عروه به آن اشاره کرده اند.
اگر آن گروه قائل به وحدت وجود از آن نوع باطل و کفر آمیز هستند در مجلسشان شرکت نکنید

سایت موضوعی قرآن و حدیث سایت موضوعی اهل بیت علیهم السلام سایت موضوعی مهدویت سایت موضوعی سیاسی سایت موضوعی معارف
سایت موضوعی اخلاق سایت موضوعی عرفان های نوظهور سایت موضوعی احکام سایت موضوعی مشاوره سایت موضوعی حقوق زن
سایت موضوعی لبخند سایت موضوعی وهابیت سایت موضوعی ادیان سایت نکات قرآن